گروه دانشگاه: دبیر علمی همایش مطالعات اجتماعی دین و اسلام در ایران، ضمن نگارش یادداشتی در خصوص رابطه استاد راهنما و دانشجو در تدوین پایاننامه، به بررسی علل عدم درخشش پایاننامهها پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، متن کامل یادداشت محمدرضا کلاهی، مدیر گروه جامعهشناسی دین به شرح ذیل است:
در ساختار رسمیِ نهاد علم، دوگانه «استاد - دانشجو» محوریتی تام دارد. این دوگانه دوقطبیِ فرستنده- گیرندهای را میسازد که در آن بنا به تعریف طرفِ «استاد» تولید کننده و انتقال دهنده علم است و طرفِ «دانشجو» گیرنده و مصرف کننده آن. همه اجزاء نهاد علم از این دوقطبی سرایت پذیرفته است: استاد ایستاده پشت تابلو/ تریبون و دانشجو نشسته در زیر آن؛ استاد نویسنده کتابها، سخنران همایشها، طرفِ مصاحبهها و گفتوگوها و دانشجو خواننده و شنونده همه اینها.
تنها جایی که دانشجو نویسنده است– در برگه امتحان یا گزارش پایاننامه– استاد تصحیح کننده یا راهنما است. استاد دهنده «نمره» است و دانشجو گیرنده آن. استاد اسمِ اولِ مقالهها است و دانشجو نام دوم.
دانشجو بیش از آن که این دوگانه نشان میدهد در تولید علم دخالت دارد. بسیاری از تألیفها و ترجمهها با همکاری های با / بی نام و نشان دانشجویان نوشته میشوند. در بسیاری از کلاسهای درسِ دوره های تحصیلات تکمیلی عملاً دانشجویان اداره کننده کلاس هستند. بسیاری از پروژههای تحقیقاتی کلاً یا جزئاً با همکاریِ یا توسطِ دانشجویان اجرا میشود.
اینها مثالهایی است از این که دانشجو به عنوان مصرفکننده علم در عین حال در تولید هم همکاری دارد. اما موضوع، فراتر از صِرفِ همکاری قابل طرح است. در این مثالها نیز پیش فرض وجودِ تناظر میان دوگانه «استاد-دانشجو» با دوگانه «تولید- مصرف» همچنان حاکمیت دارد. این پیش فرض محل مناقشه است. موقعیت تولید همزمان موقعیتِ مصرف نیز هست و برعکس. استاد و دانشجو هر دو هم زمان گوینده و مخاطب یک دیگرند.علم در گفتگوی میان استاد و دانشجو و سایر گویندگان و شنوندگان تولید میشود نه در تنهایی. با اینحال ساختارهای موجودِ دانشگاهی امکان کافی برای شکل گرفتن چنین گفت و گویی فراهم نمیکنند. این کمبود به شدیدترین وجه در«وضعیت پایاننامه» خود را نشان میدهد.
«پایان نامه» عملکرد کلِ نظام دانشگاهی را در خود فشرده میکند. اگر «آموزش» مهم ترین کارکرد نظام دانشگاهی باشد، «پایان نامه» اصلی ترین نتیجه این عمل کرد است. «پایان نامه» به عنوان حاصل دریافت و یادگیریِ دانشجو در پایانیترین مراحل آموزش خود، مهم ترین اثرِ تولید شده توسط کلِ نظام دانشگاهی است؛ از این نظرمهمتر از «کتابی» است که استاد تألیف میکند.
دوگانه «کتاب– پایاننامه» امتداد همان دوگانه «استاد–دانشجو» است و همان سلسله مراتبِ منزلت بر آن مترتب است. «کتاب» در ویترین کتاب فروشی ها به نمایش در میآید؛ در مجلات معرفی میشود و موضوع نقد و بررسیِ جلساتِ عمومی قرار میگیرد اما پایاننامه در کتابخانه هاعملاً بایگانی می شود. پایاننامه جز تیم داوری و راهنمایی (و گاه جز خودِ نویسنده)، تقریباً خواننده دیگری نمییابد. تنها جلسهای که موضوع اش پایاننامه است «جلسه دفاع» است –مراسمی که در وضعیتِ فعلی، بیش از آن که موقعیتی باشد برای بحث درباره محتوای پایان نامه، مناسکِ گذاری است از دانشجویی به فارغالتحصیلی.
شاید ضعفِ پایاننامهها عامل اصلی عرضه نشدن و خوانده نشدن دانسته شود. آزمون چنین ادعایی درباره نوشتاری که در دسترس نیست البته بسیار سخت است. اما درباره کتابها راحت تر میتوان قضاوت کرد: آیا همه آنها قویاند؟ از این که بگذریم، مهم آن است که به رسمیت شناخته شدن ژانرِ(گونه) پایاننامه و «امکان حضور» آن در عرصه عمومی، خودبه خود به تقویتِ این گونه نوشتار خواهد انجامید. انزوا و پردهنشینیای که این گونه به آن مبتلا است بر ضعفِ آن اثرگذار است. خواندهشدن ونقدشدن، برگزیدهشدن یا نشدن، برتر یا فروترشدن، ستایش یا نکوهششدن، پایاننامه در وضعیتِ سکوتی واقع شده که از همه اینها بینصیب است؛ در شرایط بیوزنی است. با هیچ چیز و هیچ کس نسبتی برقرار نمیکند. در خلأ نوشته میشود و در خلأ باقی میماند. گویی اصلاً نوشته نمیشود. نوشتن پایان نامه همچون مراسم دفاع از آن بیشتر مناسکی است که باید طی شود تا مرحلهای در پژوهش علمی و تولید دانش یا حتی مرحلهای در آموزش و ارزیابی دانشجو. قرار دادن پایاننامه در این موقعیت خلأ و هم زمان انتظار قوتمندی از آن، یک تناقض است.
البته برخی از پایاننامهها با تلاش بسیار ارتقاء مقام مییابند و به «موقعیت کتاب بودن» میرسند. این تلاش، همزمان کوششی است برای فرار از «موقعیت پایاننامهای» از طریق تغییر ژانر؛ که البته به عرضه شدن برخی پایاننامهها کمک میکند اما به بهبود موقعیت پایان نامه به عنوان یک ژانر نوشتار کمکی نمیکند.
«همایش پایان نامهای» تلاشی است برای عرضه خود پایاننامه و برای به بازشناسیِ آن به عنوان گونه معتبری از نوشتار در فرایند تولید علم. در این همایش پایان نامهها به اسم و عنوان «پایاننامه» حضور مییابند نه به عنوان «مقاله». اینجا اولین موقعیتِ به رسمیت شناختهشدن گونه پایاننامه خارج از دوگانه «استاد-دانشجو» است و در عین حال، جایی است که در آن موقعیتهای استادی و دانشجویی ترکیب میشود. کسانی که در اینجا گفتاری ارائه میکنند، ممکن است همزمان در موقعیت استادی و دانشجویی قرار بگیرند. آنها پایاننامه به عنوان محصولِ فعالیتِ دانشجویی خود را ارائه میدهند در حالی که اکنون فارغ التحصیل شدهاند و ممکن است به شکلها و شیوههایی در موقعیتِ استادی قرار گرفته باشند. به عنوان اولین تجربه، گروه جامعه شناسی دین اقدام به برگزاری چنین همایشی کرده است به این امید که در سالهای آینده، به همایشی فراگیر بین همه حوزههای جامعه شناسی تبدیل شود و در آیندهای دورتر عرصههای دیگری نیز علاوه بر همایش برای حضور و نقد پایاننامه فراهم شود.
در عنوان همایش، بر «اسلام» در کنار «دین» تأکید شده است. علی رغم تاریخ بلند مطالعاتِ اجتماعیِ اسلام در ایران خصوصاً در حوزه تاریخ تحلیلی و–در نیم قرن اخیر–حوزه علوم اجتماعی، هنوز «مطالعات اجتماعی اسلام» به عنوان یک رشته جداگانه، استقلال و رسمیت نیافته است. گرچه رشته کلیِ «جامعه شناسی دین» سالها است وجود دارد، اما حوزههای خاص «اسلام» مانند «جامعه شناسی اسلام» یا «انسان شناسی اسلام» و زیرشاخههای آن از قبیل «جامعه شناسی روحانیت»، جامعه شناسی مذاهب اسلامی (مانند «جامعه شناسی تشیع» و «جامعه شناسی تسنن»)، به عنوان رشتههایی مستقل هنوز در دپارتمانهای علوم اجتماعی شکل نگرفتهاند. در غیاب چنین حوزه مستقلی، مطالعه و تدریس جامعه شناسیِ دین در دپارتمانهای دانشگاهی ایران منحصر و محدود مانده است به مطالعه آنچه به عنوان «نظریه های جامعه شناسی/انسان شناسی دین» در این حوزه رواج دارد – از نظریههای فریزر و دورکیم و وبر گرفته تا آراء برگر و دیوی. همه این نظریهها در حوزه مسیحیت توسعه یافته و مستقیم یا غیرمستقیم از آن متأثر است. جای اندیشه اجتماعی در نظریه های اندیشه مندان مسلمان که خصوصاً در دهههای اخیر در میان متفکران عرب رونق بسیاری داشته در درس و بحثهای دانشگاهی در ایران خالی است. عنوان «مطالعات اجتماعی اسلام» برای این همایش دعوتی است به شکل دادن به چنین حوزه ای در علوم اجتماعی ایران؛ گرچه کلمه «دین» نیز در کنار کلمه اسلام آورده شده تا موضوع همایش منحصر به اسلام نماند و هر گونه مطالعات اجتماعی دین را دربر بگیرد.
عنوان همایش به جای «جامعه شناسی دین»، «مطالعات اجتماعی دین» انتخاب شده تا تأکید خاص بر جامعه شناسی، برخی از پژوهشها را به تصور این که جامعه شناسانه نیستند از دور خارج نکند. به این ترتیب هرگونه مطالعات اجتماعیِ دین، اعم از مطالعات انسان شناسانه، مطالعات فرهنگی، مطالعات تاریخی و از این قبیل ذیل موضوع همایش قرار میگیرند و امکان شرکت دارند.
منبع:انجمن جامعهشناسی ایران