امامان هدايت همگی راجع به مسائلی كه ديد مردم را نسبت به اسلام اصيل راستين منحرف و تيره كند، بسيار حساس بودند و به مبارزه با اين نحريفات میپرداختند از جمله اين انحرافات تفكر بی پايه غلات بود كه در زمان امام هادی(ع) به اوج خود رسيد و امام هادی(ع) نيز به مبارزه با آنان يعنی غلات پرداخت، اما بايد به برخی از عقايد غلات اشاره كرد از جمله عقايد منحرف كننده اين جريان انحرافی، اين بود كه آنان درباره امام غلوّ نموده و برای او مقام الوهیّت قائل میشدند. گاهی نيز امام را مقسم رزق میدانستند. سران اين تفكر در زمان امام هادی(ع) عبارت بودند از: علی بن حسكۀ قمی، قاسم يقطينی، حسن بن محمد بن بابای قمی، محمد بن نصير فهری، فارس بن حاتم.
به عنوان نمونه عقايد علی بن حسكه قمی بدين قرار بود:
الف: امام هادی (ع)، خدا و خالق و مدبر جهان هستی است!
ب: ابن حسكه، نبی و فرستاده از جانب امام برای هدايت مردم است!
ج: هيچكدام از فرائض اسلامی از قبيل زكات، حجّ، روزه و … واجب نيست!(پيشوايی، 1375: 602-603).
امام(ع) در مبارزه با اين جريان و تفكرات منحرفكننده آنان اقداماتی انجام دادند، از جمله اين اقدامات سوالی است كه از امام(ع) راجع به عقايد باطل «ابن حسكه» پرسيده شد و امام در اينباره فرمودند: «ابن حسكه كه خدا لعنتش كند، دروغ گفته است، همين قدر بدان كه من او را از زمره دوستان خود نمیدانم. او را چه شده است؟ به خدا سوگند كه خداوند، محمد(ص) و پيامبران پيش از او را مبعوث نكرده است، مگر به دين پاك و نماز، زكات، روزه، حج و ولايت و حضرت محمد(ص) جز به خداى يكتایى كه بیشريك است، دعوت نكرد و همچنين ما جانشينان از اولاد وى بندگان خداييم، چيزى را شريك او نمیدانيم، اگر از او اطاعت بكنيم، ما را بيامرزد و اگر نافرمانى كنيم، ما را عذاب نمايد، (در هر صورت) ما هيچ حجتى بر خدا نداريم، بلكه او بر ما و بر همه مخلوقات حجت دارد، من از كسى كه چنان سخنانى را بگويد، بيزارم و در پيشگاه خدا اين سخن را بيهوده و باطل میشمارم و شما از ايشان دورى كنيد، خداوند آنها را از رحمت خود دور گرداند. به راه راست پناه آوريد و اگر كسى از آنها را يافتيد، سرشان را با سنگ بشكنيد...».(شريف قرشى، 1371 ،: 488).
امام هادى (ع) چون بايد از حريم اسلام صيانت كند، به مجازات اين فرقه ضاله پرداختند حتی برای اينكه اعتقاد شيعيان فاسد نشود، به شيعيانش دستور میدهد تا رئيس غلات، «فارس بن حاتم» را بكشند و براى قاتل وى بهشت را ضمانت كرده و میفرمايد: «ابن فارس به دروغ از طرف من عمل میكند و مردم را به بدعت دعوت میكند. خون وى براى هر كه او را بكشد، هدر است، پس كيست كه مرا از دست او آسوده سازد و او را بكشد و من در نزد خدا بهشت را براى او ضمانت كنم»؟
يكی از ياران امام به نام «جنيد» به نداى امام(ع) لبيك گفت و او را كشت و با قتل او جامعۀ اسلامی را از شرّ او راحت كرد(همان: 472؛ پيشوايی: 605 و 606).
منابع:
- پيشوايی، مهدی، سيرۀ پيشوايان. مؤسسه تحقيقاتی و تعليماتی امام صادق (ع)، چاپ سوم، قم 1375.
- شريف قرشى، باقر، تحليلى از زندگانى امام هادى (ع)، آستان قدس رضوى، مشهد، 1371.