به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، آيين افتتاحيه هفدهمين همايش بزرگداشت ملاصدرا با موضوع «فلسفه و راه زندگی»، صبح امروز، يكم خردادماه به همت بنياد حكمت اسلامی صدرا با حضور متفكران، انديشمندان و پژوهشگران و در محل مجتمع آدينه برگزار شد.
بر اساس اين گزارش، در آيين افتتاحيه اين همايش، قاسم پورحسن، عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی ضمن اظهار خيرمقدم به حضار، به بيان مطالبی در خصوص لزوم تداوم مباحث فلسفه اسلامی پرداخت و خاطرنشان كرد: بحث از «فلسفه و راه زندگی» كه موضوع اين همايش است، يكی از مباحث مهمی است كه نيازمند واكاوی جدی است.
اين گزارش میافزايد: پس از اعلام برنامه از سوی پورحسن، آيتالله سيدمحمد خامنهای، رئيس بنياد حكمت اسلامی صدرا به عنوان اولين سخنران آيين افتتاحيه، به بيان نكاتی درباره فلسفه و اهميت مفهوم «حيات» پرداخت و اظهار كرد: مفهوم زندگی به دو معنای زنده بودن و زندگی كردن به كار میرود. زندگی كردن اساساً مسئله اصلی بشريت است. زندگی كردن يعنی حيات را بهسامان به سر بردن و راهی را كه طبيعت پيش روی ما گذاشته، كه در تعبيری آن را تاريخ میگويند و به عبارتی آن را عمر میدانند، پيمودن؛ زندگی مسيری است كه انسان آن را طی میكند و بستر آن زمان و محرك آن حركت طبيعی جوهری عالم است.
آيتالله خامنهای در توضيح معنای حيات بيان كرد: در تعريف فلسفی از حيات میگويند حی و زنده كسی است كه دو ويژگی آگاهی و درك و قدرت عمل ارادی را دارا باشد. اين معنائی از حيات است كه ما در همه موجودات میيابيم. اما در تعبيرات و خطابهای قرآنی میبينيم كه خداوند میفرمايد «یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا یُحْیِيكُمْ...؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات میبخشد، آنان را اجابت كنيد»(انفال/۲۴)، اين ندای آسمانی به كسانی كه ايمان آوردهاند میگويد كه وقتی پيغمبر(ص) شما را به آن چيزی كه شما را زندگی میدهد دعوت میكند دعوت او را بپذيريد.
وی افزود: اين خطاب به افرادی است كه حيات دارند و زنده هستند، بنابراين اين خطاب آشكاركننده و نشان دهنده معنای ديگری از حيات است. در اين جاست كه ما میفهميم كه يك حيات همان حيات مشترك با حيوانات است كه بستر اصلی حيات انسانی است و در ساير موجودات غريزی است، اما اين حيات به سطح ديگری هم میرسد كه ما آن را حيات انسانی میناميم و در فلسفه وقتی كه از زندگی صحبت میكنيم مقصود ما اين حيات انسانی است و راجع به اين بررسی میشود كه چه راهی پيش روی بشر برای زندگی قرار گرفته است.
آيتالله خامنهای با اشاره به ادراك به عنوان يكی از ويژگیها و علائم حيات انسانی كه حيات مورد نظر قرآن است، گفت: ادراك درجاتی دارد كه پائينترين درجه آن ادراكات حسی است كه ميان موجودات زنده مشترك است و بعد از آن ادراك خيالی است، اما امتياز انسان به تفكر و تعقل و راهانديشی و بينش درست حقايق اطراف خود و قدرت تحليل و بازيابی حق و فرار از باطل است و احياناً فريب خوردن و گمراه شدن در صورت عدم توجه به اين نحوه ادراك است.
وی با بيان اين كه همين ويژگی انسان يعنی ادراك عيناً موضوع فلسفه است، اظهار كرد: فلسفه عبارت است از علم پيدا كردن، به نحوی عقلانی و جامع به جهان واقعی كه در آن زندگی میكنيم. فلسفه كاری میكند كه انسان به تدريج با منطق و حكمت متعالی، با هر علمی بر حجم وجود خود نيز بيفزايد. اين كاری است كه تنها از عهده انسان برمیآيد و با شناخت خود به يك تولد دوباره میرسد.
آيتالله خامنهای با بيان اين مطلب كه گام دوم انسان بودن بعد از دانائی، مسئول بودن است، خاطرنشان كرد: مسئوليت عملزاست و بنابراين نتيجه سوم تعريف حيات انسانی اين است كه ما به عمل بپردازيم و اين همان عملی است كه در مرحله امكان و به صورت قضايای ممكنه مختلف و با امكانات مختلف، در طول حيات پيش روی انسانهای مختلف قرار دارد و اگر اين امكان با آن چه از ادراك و احساس مسئوليت همراه و هماهنگ شود، عملی خواهد بود متناسب با آن چه كه در اين دنيا بايد با آن طی طريق كرد.
رئيس بنياد حكمت صدرا با اشاره به تعابير «ايمان» و «عمل صالح» بيان كرد: در زبان قرآن از ادراك همراه با احساس مسئوليت به ايمان تعبير میشود و عمل صالح همان چيزی است كه بيان شد.
وی خاطرنشان كرد: منظور ما از اين مباحث اين نيست كه در كنار دين چيزی به نام فلسفه داريم كه راه زندگی را به ما نشان میدهد، بلكه اساساً تحقيق ما را به اين جا میرساند كه فلسفه يك شاخه و مرحله از دين است برای افرادی كه تا حدی از حالت ابتدائی بشری فاصله گرفته باشند. دين برای همه است اما تعابيری كه ما در بيانی فلسفی به كار میبريم عيناً مترادف و مشابه آنها در دين به كار رفته است و اين دو عيناً با هم يك كار را انجام میدهند و به همين دليل است كه حكمت متعاليه نهايتاً دين و حكمت را با هم همراه میداند.
وی در ادامه با اشاره به اين كه انسان موجودی است كه بعد از شناسائی به دنبال تسلط بر عالم خواهد رفت، عنوان كرد: نوع تسلط غلط انسان بر عالم اين است كه در جهان فعلی معمول است كه برای برخی سودها طبيعت را آسيب میرسانند، اما نوع ديگر همان چيزی است كه قرآن از آن به عنوان «استعمار فی الارض» ياد میكند و مقصود و مراد از آن اين است كه كمك كنيم همين طبيعت و زندگی ظاهری آباد شود.
آيتالله خامنهای با اشاره به جايگاه والا و خليفة اللهی انسان در عالم گفت: اين مسلم است كه عالم مجموعه ای متحد و هماهنگ است كه مبدئی داشته و منتهائی هم خواهد داشت و اجزائی دارد و با اين اجزاء در حال كار كردن است و يكی از اين اجزاء انسان است. در اين جا انسان يا با عالم هماهنگ است و يا هماهنگ نيست. دين، فلسفه و اخلاق به ما همگامی و هماهنگی و همراهی با اين عالم را ياد میدهند و حكم میكنند كه برخلاف جريان طبيعت حركت نكنيم.
وی طبيعت و فطرت را همسو دانست و بيان كرد: برای اين كه فلسفه بتواند راه زندگی را به انسان نشان دهد اصل تبيعت جزء از كل را به او ارائه میكند. در واقع نظامات عالم با انسان مربوطند و كارهای انسان هم در عالم مؤثر است و برای مثال اخلاق همان قوانين نانوشته عالم است. در مجموعه عالم جريانهائی وجود دارد كه ما هم از آنها تأثيرپذيريم و هم بر آن ها تأثيرگذار. بنابراين اصل تبعيت جزء از كل يا تبعيت انسان از مجموعه مقرراتی كه خداوند در اشكال طبيعی آن پيش ما گذاشته است، بهترين زندگی است.
آيتالله خامنهای با اشاره به نهضت رنسانس گفت: يكی از مشكلات زمان ما نهضت به ظاهر خوب و در باطن گمراهكننده رنسانس بوده است كه باعث شد اصول بزرگان و حكمای گذشته كنار گذاشته شود و نتيجه آن اين شد كه نظراتی از قبيل نيهيليسم، لذتگرائی و ... برای معنای زندگی مطرح كردند و از روح زندگی غفلت شد و با اين غفلت غرب دچار سرگردانی شد؛ در حالی كه معنای زندگی بايد روحانی و در درون زندگی باشد تا به احساس پوچی منجر نشود و اين معنا همان شناخت صحيح و احساس مسئوليت يافتن است.
وی بيان كرد: اگر از قاعده تبعيت جزء از كل يا همان تبعيت انسان صغير از انسان كبير پيروی كنيم میتوانيم به جائی كه شايسته انسان است، برسيم همچنان كه بزرگان ما و اولياء و ائمه(ع) ما به اين عالم امر میكردهاند و اجزای اين عالم هم اطاعت می كردهاند.
آيتالله خامنهای در پايان اضافه كرد: بنابراين توصيه فلسفه درباره زندگی اين است كه راه دين را كه همان راه فطرت است تبعيت كنيد. فلسفه در هر جامعه ای كه دينی در آن وجود داشته است كه معمولا در همه جوامع وجود داشته است، توصيه فلسفه اين است كه آن دين را اگر آسمانی است تبعيت كنيد و خود فلسفه هم از راه حكمت عملی هم اخلاق را می آموزد و هم به خانواده و هم به سياست می پردازد و روش زندگی اجتماعی و سياسی را می آموزد.
در ادامه حجتالاسلام احمد احمدی، رئيس سازمان تدوين كتب علوم انسانی نيز با اشاره به جايگاه بلند صدرالمتألهين او را فيلسوفی الهی، حكيمی عارف، فقيهی اخلاقی خواند و به بيان نكاتی در باب حكمت عملی در نظام فلسفی او پرداخت.
احمدی با بيان اين كه اهتمام ملاصدرا بيشتر متوجه هستی شناسی بوده است، عنوان كرد: او هستی را حقيقتی واحد می داند كه مرتب مختلفی را در بر می گيرد و همه اين مراتب نيز به حضرت حق جل و علا قيام دارند. اگر كسی با اين ديدگاه توحيدی نگاه كرد و وجود معلولها قائم به وجود علت دانسته شد، آن گاه انسان هم موجودی است كه از خاك برمی خيزد و مراتب رشد خود را طی می كند و به جائی ميرسد كه نهايت آن فناء فی الله است و اين فلسفه با عرفان توأم است و شاهد اين مطلب هم اين است كه ملاصدرا در مباحث توحيد و معاد به سراغ مباحث عرفانی می رود و از شهور بهره می گيرد.
وی افزود: اگر كسی اين گونه نگاه كرد و حركت جوهری او را از خاك برمیآورد و بالا می برد تا به مراحل بالا می رساند بايد در همين مراحل و در همين خاك و با همين خاك كار كند و عمل كند و نمی تواند ناگاه پرواز كند؛ چرا كه بدنی خاكی دارد و در واقع بايد با عمل خود را بالا ببرد و اگر در نهايت روح او الهی می شود به اين معنا نيست كه از ابتدا اين گونه است. انسان از خاك برآمده است و بايد با اين بدن به عمل بپردازد تا بتواند مراتب را طی كند.
احمدی با اشاره به اين كه فيلسوفان اسلامی بر خلاف فيلسوفان غربی معمولاً فقط به حكمت نظری اكتفا كرده اند، عنوان كرد: من خود اين سؤال را داشتم و از علامه طباطبائی اين را پرسيدم و ايشان گفتند كه فلاسفه اسلامی حكمت نظری را داشته اند اما وقتی به عمل و حكمت عملی رسيده اند، ديده اند كه هر چه بخواهند بگويند فراتر از آن در دين آمده اند و به همين جهت حكمت عملی تدوين نكرده اند و همان چيزی را كه در دين بوده است گرفته اند و برخی سخن هائی كه خود داشته اند را هم بيان كرده اند.
وی با بيان اين كه راه زندگی در نظام فلسفی ملاصدرا از شريعت گرفته شده است، اظهار كرد: ملاصدار مكتب جامعی دارد كه از ماده اولی شروع می شود و انسان با عمل به احكام و مستحبات و ذكر و انديشه و عرفان در سرانجام، همه كارهای خود را برای خدا انجام می دهد و يك پيوستگی ميان همه اين امور وجود دارد و اگر كسی آن چنان كه مورد نظر صدرا است به آن ها بپردازد همان حكمت عملی است كه صدرا مراد داشته به تدريج دل او نورانی می شود و با نورانی شدن درون مراتب طی می شود و باطن اعمال او بروز و ظهور پيدا می كند و كيفر و پاداش او با همين اعمال اوست. بنابراين حكمت عملی او از دين جدا نيست و برگرفته از دين اسلام است.
در ادامه نيز منوچهر صانعی درهبيدی، عضو هيئت علمی دانشگاه شهيد بهشتی با عنوان «ذات انسان آزادی است» به سخنرانی پرداخت.