کد خبر: 2539778
تاریخ انتشار : ۰۷ خرداد ۱۳۹۲ - ۰۳:۱۹
مراسم گراميداشت آيت‌الله سيدمحمد خامنه‌ای/

ارتباط با قرآن موجب بالندگی فلسفه اسلامی شده است

گروه انديشه: فلسفه اسلامی با ارتباطی كه با قرآن پيدا كرد بالنده شد؛ عرفان اسلامی هم به دليل اين كه زائيده قرآن بود، رشد و نمو يافت و بعد در پيوند فلسفه اسلامی با عرفان، اين فلسفه رشد بالنده تری پيدا كرد و تبديل به حكمت متعاليه شد.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، حجت‌الاسلام و المسلمين عبدالحسين خسروپناه، رئيس مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفة ايران در مراسمی كه شامگاه ديروز دوشنبه، ششم خردادماه، برای گراميداشت مقام علمی و معنوی آيت‌الله سيدمحمد خامنه‌ای به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در تالار وحدت برگزار شد، به بيان نكاتی درباره حكمت پرداخت و گفت: گراميداشت حكيم گراميداشت حكمت است و خيلی مهم است كه توجه كنيم حكمت چيست و چه بار معنائی دارد.
خسروپناه بيان كرد: وقتی كه به كتاب های فلسفی مراجعه می شود معمولاً فلاسفه همان تعريف رايج فلسفه را كه تا حدودی در آثار يونانيان بوده است، با قدری تصرف بيان می كنند و می گويند فلسفه از عوارض وجود بحث می كند اما وقتی كه وارد محتوای حكمت می شويم می بينيم كه حكيمان با دقت نظری كه در حكمت قرآنی داشته اند حكمت اسلامی را دنبال كرده اند و اگر كسی ادعا كند كه فلسفه اسلامی همان فلسفه يونان باستان است، قطعاً سخن ناروائی گفته و به علم و دانش و حكمت ظلم كرده است.
وی ادامه داد: فلسفه اسلامی با ارتباطی كه با قرآن پيدا كرد بالنده شد. عرفان اسلامی هم به دليل اين كه زائيده قرآن بود، رشد و نمو يافت و بعد در پيوند فلسفه اسلامی با عرفان، اين فلسفه رشد بالنده تری پيدا كرد و تبديل به حكمت متعاليه شد.
رئيس مؤسسه پژوهشی حكمت و فلسفه ايران با بيان اين كه حكمت متعاليه تركيبی روشمندانه و نه التقاطی از فلسفه سينوی و اشراقی و عرفان و قرآن است، اظهار كرد: با سيری كه اشاره شد حكمت، متعاليه شد و به جرأت می توان گفت با مبانی ای كه ملاصدرا تدوين كرد، تمام مباحث الهياتی را، حتی برای اين 400 سالی كه از زندگی او می گذرد حل كرد. او حتی حركت و زمان و مقولاتی از اين دست را هم الهياتی تبيين و به زيبائی وارد مباحث خداشناسی كرد.
وی با اشاره به تقسيم وجود به مستقل و فقير از سوی ملاصدرا، گفت: همين يك گزاره كه ملاصدرا ماسوی الله را وجود فقری معرفی می كند و مراد او از فقير، نه شیء فقير بلكه عين الفقر است، بسياری از مسائل فلسفی را حل كرد و كار عظيمی بود كه در واقع فلسفه را به معنای دقيق كلمه به حكمت بدل كرد.
خسروپناه حكمت را فهم و عقلانيتی تعريف كرد كه سرازير در رفتار باشد و افزود: حكمت بينشی است كه در منش و كنش انسان تأثيرگذار باشد اما اگر قرار باشد كه فلسفه يك سری مباحث انتزاعی صرف باشد كاربردی نداشته باشد چندان ارزشی نخواهد داشت اما حكمت صدرالمتألهين چنين كاركرد منشی و كنشی ای دارد و می توان امروزه ازاين حكمت متعاله در امتداد مسائل اجتماعی بهره گرفت.
وی افزود: اگر امروزه به دنبال الگوی اسلامی ايرانی پيشرفت هستيم، كه بايد باشيم، اگر به دنبال تحول علوم انسانی و اسلامی سازی علوم انسانی هستيم كه ضرورت بسيار اساسی دارد و اگر به دنبال نهضت نرم افزاری هستيم كه امری لازم است، بدون شك بدون فلسفه و حكمت متعاليه نمی توان اين مسير را طی كرد. حكمت متعاليه اين درجه از توانائی را دارد كه پرسش های فلسفی علوم سياسی و اجتماعی و علوم انسانی را پاسخ دهد. چرا ما نبايد نظريه ای رشد مبتنی بر فلسفه متعاليه تدوين كنيم و آيا حكمت متعاليه نمی تواند مبنائی برای طبقه بندی نيازها باشد.
خسروپناه با اشاره به يكی از امتيازهای ويژه آيت‌الله سيدمحمد خامنه‌ای، گفت: ايشان در برخی از مسائل امروز كه از مباحث مهم روزگار ماست مانند مسئله زن و مباحث فهم و هرمنوتيك كه از مباحث مهم است، استفاده كرده اند و حكمت متعاليه را به اين عرصه ها امتداد داده اند كه كار بسيار ارزنده ای است.
وی در پايان گفت: اگر كسی بپرسد كه آيا می توان فلسفه را با فقاهت جمع كرد و آيا می توان هم فقيه بود و هم فيلسوف؟ بايد گفت كه ادلّ دليل بر امكان شیء وقوع آن است و آيت‌الله خامنه‌ای عملاً نشان داده‌اند كه ميان حكمت متعاليه و فقاهت نه تنها تعارضی نيست، بلكه ميان آن ها ربطی وثيق هست.
captcha