حجتالاسلام و المسلمين محمدعلی اسدی نسب، استاديار پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی و مدير گروه قرآنپژوهی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به نقد مقاله جديد عبدالكريم سروش با عنوان «محمد(ص) راوی روياهای رسولانه» پرداخت و در اين رابطه گفت: آيه 111 سوره مائده با عبارت «وَإِذْ أَوْحَیْتُ إِلَى الْحَوَارِیِّين ...؛ و [ياد كن] هنگامى را كه به حواريون وحى كردم»(مائده/111) شروع میشود كه نسبت به سياق آيات سوره مائده عامل ظرفی است.
وی افزود: در تفاسيری نظير «مجمع البيان» اين آيه اينگونه تفسير میشود كه «اذ» در اول اين آيه «اذ قال الی الحواريون» ظرف است و عامل «اذ» فعل «اوحيت» است. فعل «اوحيت» به عنوان عامل «اذ» به اصطلاح ظرفی گفته خداوند است كه به تعبير سروش غائب است. البته به هيچ وجه خداوند غائب نيست و صدرالدين شيرازی كه گويی بويی از روايتگری محمد(ص) برده است، در تفسير سوره واقعه صريحاً مینويسد كه «إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ» يعنی واقعه قيامت واقعاً رخ داده، نه اينكه چون مضارع محققالوقوع است، به صيغه ماضی ادا شده. اگركسی به تفسير مرحوم ملا صدرا نگاه بكند، متوجه میشود كه مرحوم ملاصدار ذيل اين بحث نظر ديگری دارد.
اسدی نسب ادامه داد: ملاصدار میخواهد بگويد كه آخرت مخلوق خداوند است و خداوند آنی خلق میكند؛ يعنی خلقت خداوند زمان نمیبرد و تدريجی نيست، بلكه آنی خلق میكند. در واقع ملاصدار میخواهد بگويد كه چون خلقت خداوند آنی است و در آنی همه چيز خلق میشود، آن چيزی كه میخواهد در آن موقع بيافريند را محقق الوقوع فرض كرده؛ يعنی ملاصدرا نمیخواهد بگويد كه همين الان جهنم يا بهشت وجود دارد يا بويی از روايتگری محمد(ص) برده باشد و حضرت محمد(ص) در واقع اين را ديده باشد كه اصلاً چنين نيست.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی گفت: بيان ملاصدرا در تفسيرش اينگونه است كه خداوند در مورد خلقت خود میگويد: من خلقتم آنی است و چون آنی است، آن چنان سريع انجام میشود، مثل اينكه الان وجود دارد. در واقع ايشان میخواهد اين مطلب را بفرمايد و ربطی به ادعای آقای سروش ندارد. ايشان در قسمتی از مقاله میگويد آن روايتی كه رويای صادق يك جزء از 46 جزء نبوت است، كه شاهد بر اين همين مطلب است.
وی در ادامه افزود: در صورتی كه همين روايت اگر درست باشد، شاهدی عليه اين مطلب است، نه شاهد بر اين مطلب، زيرا بنابر گفته آقای سروش، رويای صادقه همان وحی پيامبری است، در حالی كه خود سروش میگويد: روای رويای صادقه صاحب يك جزء از چهل و شش جزء نبوت است و نه خود نبوت؛ يعنی اگر رويای صادقه چهل و شش بار قویتر شود، میرسد به نبوت و اين روايت رويای صادقهای است كه از برخی عالمان ربانی خاص بر میآيد و با نبوت فاصله بسيار زيادی دارد، اما متاسفانه آقای سروش از اين مسئله طور ديگری استفاده كرده است.
اسدی نسب گفت: در بخش ديگری كه ايشان بر مفسران ايراد میگيرد و اين حرف را میزند كه چرا مفسران آيه «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ؛ وَإِذَا النُّجُومُ انكَدَرَتْ ؛ آنگاه كه خورشيد به هم درپيچد، و آنگه كه ستارگان همیتيره شوند»(تكوير/1،2) را به فعل ماضی ترجمه نكردهاند، كه به تعبير ايشان ترجمه آيات اينگونه میشود: روزی همين خورشيدی كه در آسمان است بگيرد و همين ستارگان كه در بيداری میبينيد تيره شود؛ چرا كه «كُوِّرَتْ» ماضی است و «انكَدَرَتْ» هم ماضی است و بايد اين طور معنا بكنند: وقتی كه خورشيد و ستارگان تيره شدند.
وی ادامه داد: اين ترجمه غلط نشاندهنده اين است كه ايشان حتی به كتابهای صرفی مبتدی در زبان عربی و كتبی كه افراد مبتدی برای آشنايی با زبان عربی در همان سال اول میخوانند، مراجعه نكردهاند و نمیدانند كه «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ» در ظرف فعلی است و وقتی كه اذا بر سر فعل ماضی بيايد، آن فعل ماضی معنای مستقبل(آينده) پيدا میكند.
اسدی نسب در پايان گفت: برای اينكه مخاطبان محترم اين قاعده نحوی را بدانند، تنها كافی است كه نگاهی به كتاب «مغنیاللبيب عن كتب الاعاريب» اثر ابن هشام باب اول ذيل كلمه اذا بكنند. در آنجا كاملاً توضيح داده كه وقتی كه اذا بر سر فعل ماضی بيايد، معنای آن را تبديل به مستقبل میكند؛ يعنی «إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ» به معنی هنگامی است كه شمس در آينده تيره شود و نه در گذشته تيره شده و پيامبر(ص) احيانا به جايی رفته و آن را ديدهاند. اين ترجمه غلط است و با قواعد صرف و نحو عربی منافات دارد.