حجتالاسلام و المسلمين ابراهيم يعقوبيان، پژوهشگر قرآنی و مدرس حوزه در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، به بيان نكاتی در باب تمدنسازی قرآنی پرداخت و گفت: برای بررسی اين موضوع بايد عناصر و مؤلفههای فرهنگی جامعه متمدن قرآنی را مشخص كنيم و در كنار آن ضرورت رجوع به تمدن قرآنی و در واقع ضرورت ايجاد آن را تبيين نمائيم.
يعقوبيان افزود: اگر بخواهيم اين بحث را دنبال كنيم، اول بايد بگوييم كه تمدن قرآنی چه تفاوتهايی با تمدن مادی امروز دارد و الان كه ما با تمدن مادی جهانی كه در سطح گسترده در دنيا حاكم است، مواجهيم، اين تمدن مادی چه نيازهايی را نمیتواند پاسخ دهد و چه تمايزی میتواند با تمدن قرآنی داشته باشد. اين مسئله مسئلهای است كه ما برای تبيين تمدن قرآنی ابتدا بايد آن را حل كنيم.
وی در تبيين جايگاه تمدن غربی با اشاره به سخنی از آندره مالرو، اولين وزير فرهنگ فرانسه كه توسط شارل دوگل به اين سمت منصوب شد، عنوان كرد: مالرو معتقد است كه تمدن امروز بشری و مادی غرب، تنها تمدنی است كه برای اين سؤال كه «معنای زندگی چيست؟» يك پاسخ بيشتر ندارد و آن اين كه «من نمیدانم».
يعقوبيان با اشاره به برجستگی وجه و شأن ابزاری در اين تمدن، بيان كرد: اين تمدن ابزارهای خوبی را در اختيار بشر قرار داده و دنيای بشر را به سمت آسايش بيشتر سوق میدهد و زمينه ارتباطات بيشتر را فراهم میكند، اما مشكلی كه خود غربیها هم به آن اذعان كردهاند، اين است كه اين تمدن به بشر زندگی نمیدهد. اشتباهی كه غرب در تمدن خود مرتكب شده اين بوده است كه در تمدن غربی ابزار وارد شده و انسان جای خدا نشسته است و انسانها فقط به توليد و اداره ابزار مشغول شدهاند. اين سخن از سوی ماركسيستها هم مطرح شده كه الان جای بحث آن نيست.
اين محقق و پژوهشگر شاخصترين ويژگی و مؤلفه تمدن قرآنی را انسانسازی آن دانست و اظهار كرد: آن تمدنی كه میخواهد انسانساز باشد بايد معطوف به تقدّس باشد؛ يعنی آن تمدن بايد زمين را براساس برنامههای آسمانی اداره كند، نه اين كه انسان را در جای خدا بنشانيم. در واقع انسان بايد در جای خود قرار بگيرد و در تمدن قرآنی اينگونه است كه انسان در جای خود قرار دارد و خدا هم در جای خود.
وی افزود: اين يكی از ضعفهای جدی تمدن غربی و يك نقطه ابهام تمدن امروزی است كه اين تمدن انسانسازی نكرده، بلكه به عكس با شعار اصالت انسان، خدا را از زندگی حذف كرد و متأسفانه انسان را هم در جايگاه حقيقی خود قرار نداد و به انسان زندگی نبخشيد.
يعقوبيان گفت: بر اين اساس تمدن قرآنی تمدنی است كه مطمئناً در آن هر كسی در نظام هستی در جايگاه خود قرار میگيرد و جامعه انسانی بر اساس برنامههای آسمانی اداره میشود. اين بدين معناست كه تمدن قرآنی تمدن معطوف به تقدس است و زمين را منقطع از آسمان و از وحی در نظر نمیگيرد.
وی در ادامه با اشاره مجدد به اين مطلب كه برای رسيدن به بحثی منسجم در باب تمدن قرآنی عناصر آن و وجه تمايز آن با تمدن فعلی مادی و غربی بايد مورد بررسی قرار گيرد، عنوان كرد: اين دو بحث بايد همزمان با هم پيش برود. میگويند «همه گويند و سخن گفتن سعدی دگر است»، يعنی اگر شما فقط شعر سعدی را بخوانيد، نمیتوانيد متوجه شويد كه شعر سعدی چقدر بلندپايه است؛ بلكه بايد حرفهای ديگران را هم بياوريد و حرفهای سعدی را كنار اين حرفها قرار بدهيد و تطبيق كنيد تا ببيند كه چقدر حرف سعدی بلند است. در زمينه تمدن قرآنی نيز اين چنين است و تا آن را با تمدن امروزی مقايسه نكنيد، نمیتوانيد جايگاه آن را نشان دهيد.
يعقوبيان افزود: شما بايد عناصر و مؤلفههای تمدن مادی امروز را بياوريد و تمدن قرآنی را هم تعريف كنيد و بعد ببينيد كه تمدن قرآنی چه نقصهايی را از تمدن مادی امروز برطرف میكند و آيا نسبت تمدن قرآنی با تمدن مادی سلب كلی است و آيا تمدن قرآنی كلاً تمدن مادی امروز را نفی میكند يا اينكه بخشی از اين تمدن در تمدن قرآنی گزينش میشود. اينها بحثهايی بسيار اساسی است كه بايد مورد توجه و بررسی قرار گيرد و در مرحله بعد و با شناسايی عناصر و مؤلفههای تمدن قرآنی و با پيگيری وجوه تمايز با تمدن غرب، به ايجاد بسترهای فرهنگی لازم در فضای جامعه، برای تحقق و تقويت عناصر تمدن قرآنی اقدام شود.