به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا)، غلامرضا گودرزی، رئيس دانشكده معارف اسلامی و مديريت دانشگاه امام صادق(ع) در اولين جلسه از مجموعه كرسیهای آزادانديشی در حوزه مهدويت كه امروز چهارشنبه، ششم شهريورماه، با عنوان «رويكرد قرآنی ـ روايی در حوزه مهدويت» در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد به بيان نكاتی درباره آيندهپژوهی، قرآن و مهدويت پرداخت.
گودررزی در ابتدا با رفتارشناسی مواجهه با آينده، قرآن و مهدويت گفت: در مواجهه با آينده ما معمولاً سه نوع رفتار را میبينيم كه از همين رفتارها نيز تئوریها و مكاتب آيندهپژوهی ساخته میشود. ممكن است نگاه ما برای رسيدن به آينده گذشتهنگرانه باشد، همچنين ممكن است با حالنگری به ترسيم تصوير آينده دست بزنيم. اما ما مدعی هستيم كه با تكيه بر منابع اسلامی و دينی میتوان نوع ديگری از آيندهنگری را نيز تعريف كرد كه میتوان نام آن را آيندهنگری مأموريتمحور گذاشت؛ كه در اين نگاه ما برای خودمان مأموريت و نگاه خاصی را قائل هستيم.
وی در مورد رفتارشناسی در رابطه با قرآن نيز گفت: رفتارشناسی ما نسبت به قرآن نيز در قالب غفلت از قرآن، احترام به قرآن، مراجعه مختصر به قرآن، تفكر در قرآن و طلب هدايت از قرآن قابل دستهبندی است. اما اگر در بحث مهدويت و آيندهپژوهی بخواهيم از قرآن استفاده كنيم میتوانيم بگوئيم كه قرآن را برای هدايت میخواهيم كه اين گونه مواجهه با قرآن در بحث مهدويت میتواند رفتارهای مذكور مثبت را در خود جمع و برخی از آنها را نفی كند.
رئيس دانشكده معارف اسلامی و مديريت دانشگاه امام صادق(ع) از تكذيب، ترديد، تقديس، تعليم و تمهيد به عنوان انواع رفتار در نسبت با مهدويت ياد كرد و گفت: آن چه كه در حوزه مهدويت و آيندهپژوهی و مطالعات قرآنی به درد ما میخورد تمهيد و زمينهسازی است.
گودرزی همچنين با اشاره به تفاوت آيندهپژوهی رايج در غرب و تفاوت آن با آيندهنگری الهی گفت: آن چه كه در امروزه به عنوان آيندهپژوهی در غرب رايج است و به قول خود آنها با سعی و خطا پيش میرود با آيندهنگری الهی متفاوت است. از جمله تفاوتهای آنها تفاوت در منابع و تفاوت در افق است.
وی اظهار كرد: منابع آيندهپژوهی غربی فقط تجربه و عقل است، اما در آيندهنگری الهی ما علاوه بر عقل و تجربه از وحی نيز استفاده میكنيم و میبينيم كه قرآن، فارغ از مباحث مهدويت نيز، مملو از مباحث آيندهپژوهانه است.
گودرزی در مورد دومين تفاوت مورد اشاره بيان كرد: دورترين جايی كه آيندهپژوهی رايج ما را میبرد تا مرگ است و عمدتاً هم تا آن جا پيش نمیرود. ممكن است آيندهپژوهانی كه خيلی به خود اجازه دادهاند كه ذهنشان پرواز كند و افقهايی را ترسيم كند تا مرگ و قبر جلو بروند، اما آيندهپژوهی رايج غالباً شما را تا 25 و 30 سال جلو میبرد. اين در حالی است كه آيندهپژوهی الهی معاد را مبنا قرار میدهد و اتفاقاً از معاد و مهدويت شروع میكند تا به زمان حال میرسد و آينده را میبيند و مسيری را ترسيم میكند كه از حال به آن آينده برسد.
وی بر همين اساس مترادف دانستن آيندهپژوهی دينی با مهدويتپژوهی را خطا دانست و بيان كرد: در گره زدن آيندهپژوهی قرآنی با مهدويت بايد به اين نكته توجه كنيم كه مهدويت يك بحث مستقل است و آيندهپژوهی دينی و الهی نيز بحثی ديگر كه البته با هم اشتراكاتی هم دارند و در طرح مباحث مهدويت در چارچوب آيندهپژوهی قرآنی بايد به اين نكته توجه كنيم.