کد خبر: 2587431
تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۲

ديابتی‌ها طعم شيرين زيارت را چشيدند

نزديك غروب آفتاب بود كه حدود 88 نفر از بيماران ديابتی به همراه خانواده‌های‌شان وارد حرم مطهر علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) شدند. آنان اين بار به دعوت خود آقا به حرم آمده بودند و می‌خواستند مهمان سفره كرامت حضرت شوند.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، به نقل از ستاد خبری جشن‌های ميلاد رضوی، رواق كوثر حرم مطهر رضوی عصر ديروز ميزبان 88‌ نفر از بيماران ديابتی تحت پوشش انجمن ديابت خراسان رضوی بود. آنان اين بار تمام دردهايشان را فراموش كرده بودند و آمده بودند تا ميلاد هشتمين امام ولايت را با جسمی بيمار به او تبريك گويند.
هنگامی‌كه وارد رواق كوثر شدم تمام بيماران ديابتی در صف‌هايی منظم به نماز ايستاده بودند. ركوع و سجود خود را به جا‌ می‌آوردند و تمام قامت خود را متواضعانه در برابر معبود عالم بر زمين می‌نهادند. مدتی صبر كردم. در گوشه‌ای نشستم و نمازشان كه به پايان رسيد سجده‌ی‌ شكر به جا آوردند.
مدير انجمن ديابت خراسان رضوی كه در ميان آنها بود، می گفت: «اين بيماران دياليزی كه از تمام گروه‌های سنی نوجوانان، جوانان، بزرگسالان و سالمندان هستند، برای دومين سال پياپی مهمان سفره اكرام رضوی شده‌اند » لحظه‌ای سخنانش با تلاوت آياتی چند از كلام الله مجيد قطع شد. دوباره صحبت‌هايش را ادامه داد: به نظر من اين اقدام آستان قدس رضوی موجب تقويت روحيه معنوی بيماران شده است و زمينه بهبود سريع آنان را فراهم می‌كند.
وحيد آذری‌فر برخورد خادمين با بيماران را بسيار پسنديده توصيف می كرد و تاكيد داشت: اين آستان مقدس با داشتن چنين خادمانی مهمان‌پذيری خود را به‌خوبی اثبات كرده است.
در گوشه‌ی رواق دختر جوانی را ديدم كه همراه خواهرش به زيارت آمده بود. از او پرسيدم چه احساسی داری؟ گفت: بسيار خوشحالم. من تا به حال دو بار مهمان سفره با كرامت امام رضا(ع) شده‌ام و هر دو بار به واسطه انجمن بوده است. اين بار غذايم را می‌خواهم برای مادرم ببرم.چراكه او در بيمارستان است و قرار است فردا عمل شود.
او كه می‌خواست تا دهه كرامت سال بعد معنويت و زيبايی اين زيارت را برای رهايی از تمام دردها با خود به همراه ببرد، حرف هايش را اين طور تمام كرد: «دوست دارم امام رضا(ع) مادرم را شفا دهد»
نماهنگ يا امام رضا(ع) در حال پخش بود كه گفت و گويم با او تمام شد. اين صدا در رواق پيچيده بود: ای حرمت ملجأ درماندگان، دور مران از در و راهم بده ......
از اين‌كه در جمع مهمانان ويژه‌ی امام رضا(ع) بودم، احساس غرور و افتخار كردم.
در ميانه‌ی جمعيت راه رفتم. می‌خواستم تا بيشتر با اين مهمانان به صحبت بنشينم. زائری محزون را ديدم و با او به گفت‌و‌گو پرداختم. می‌گفت: 12 سال است كه روزهايم را با تزريق انسولين شروع می‌كنم و هم اكنون بسيار خوشحالم. فكر می‌كنم بسيار آرام شده‌ام، درد تمام انسولين‌هايی كه تزريق كرده‌ام با همين دعوت ويژه‌ فراموش شده و قوت قلبم بسيار بيش از پيش شده است.‌ ديگر مراسم رو به اتمام بود. مداح دعاهای آخر را می‌خواند و تمامی بيماران آمين می‌گفتند. در ميان همه آن‌ها پسر بچه‌ای كه دستان كوچكش را در ميانه‌ی جمعيت بالاتر از همه برده بود و آمين می‌گفت، توجهم را به خود جلب كرد. گويی او با همين سن كم خيلی بيشتر از عده‌ای كرامت امام رضا(ع) را درك كرده بود و تمام خواسته هايش را از عمق وجود از آقا می‌خواست.
captcha