کد خبر: 2591411
تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۷
تحول در علوم انسانی؛ دستاوردها و بايسته‌ها/5

عوامل تسريع جذب تحولات جهانی در علوم انسانی

گروه انديشه: در جامعه ما و در سطح جهانی تحولاتی رخ داده و رخ خواهد داد كه در همه مراكز علمی، دانشگاه‌ها و آكادمی‌ها اثر خود را می‌گذارد و اين‌ جريانات بسيار كُند و نامحسوس است، اما واقعيت دارد و به هر حال نخبگان و تئوری‌پردازان و نظريه‌پردازان می‌توانند در سرعت و بطئ اين حركت مؤثر باشند.

آيت‌الله محسن غرويان، استاد حوزه علميه قم در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا)، به بيان نكاتی درباره روند تحول در علوم انسانی و اسلامی‌سازی اين علوم پرداخت و با نامقبول دانستن افراط و تفريط در گرايش به علوم انسانی غربی و نفی به تمامه اين علوم، از وجود اشتراكات عقلی و وجدانی ميان علوم انسانی غربی و علوم انسانی اسلامی سخن گفت و بيان كرد: بالاخره موضوع مشترك همه علوم انسانی خود انسان است و انسان‌شناسی در واقع زيرساخت و پايه زيرين همه علوم انسانی است و ميان ديدگاه‌های انسان‌شناختی ما و ديدگاه‌های انسان‌شناختی غرب مشتركاتی وجود دارد.
آيت‌الله غرويان در عين حال بر مبنای تفاوت در هدفگذاری‌ها در اين دو انسان‌شناسی، كه برای يكی حيات طيبه اخروی و برای ديگری حيات مادی التذاذی است، علوم انسانی اسلامی را از علوم انسانی غربی متفاوت دانست و گفت: بسياری از مطالبی كه غربی‌ها بيان كرده‌اند و تحقيقاتی كه انجام داده‌اند بر اساس يك نگاه رئاليستی و واقعيت‌گراست و صد در صد خالی از واقعيت نيست و ما نمی‌توانيم آن‌ها را منكر شويم اما آن چه بايد انجام دهيم اين است كه بايد جهت‌گيری علوم انسانی را بر اساس آن چه كه در اسلام بيان شده است تنظيم كنيم.
عضو هيئت علمی جامعة المصطفی(ص) العالمية در مورد نخستين محوری كه بايد در همين راستا مورد توجه قرار گيرد عنوان كرد: نخستين محوری كه بايد بر آن كار شود تفاوت ديدگاه فلسفی ما نسبت به هستی و عالم وجود و انسان با ديدگاه فلاسفه پوزيتويستی و آمپريستی است كه در غرب امروز حاكميت و غلبه دارند.
وی افزود: البته اين بحث دامنه‌دار نيز مطرح است كه در غرب به ويژه در آلمان، فيلسوفانی راسيوناليست و عقل‌گرا هستند و بوده‌اند، اما غلبه‌ای كه الان در فلسفه مغرب‌زمين داريم بيشتر غلبه فلسفه انگليسی و تجربه‌گرايی است و به هر حال شروع كار ما بايد از فلسفه باشد؛ چرا كه فلسفه زيربناست و انسان‌شناسی نيز بر اساس اين فلسفه‌ها تنظيم می‌شود.
آيت‌الله غرويان اولين بحث ضروری را در انسان‌شناسی تبيين ديدگاه اسلامی و غربی در مورد انسان و حيات او دانست و بيان كرد: در ابتدا بايد انسان در ديدگاه ما و انسان در ديدگاه غربی‌ها تبيين شود و اين مسئله مورد بحث قرار گيرد كه آيا حيات انسان محدود به همين دنيا می‌شود و يا اين كه انسان دارای حيات معنوی و حيات در نشئه ديگری نيز هست.
وی با بيان اين كه هدف علوم انسانی در واقع تأمين سعادت و كمال انسان است، عنوان كرد: تا مبانی مذكور به خوبی تبيين نشود و ما به نقاط مشتركی با فيلسوفان غربی نرسيم نمی‌توانيم تعريف درستی از سعادت، تعريف درستی از كمال، تعريف درستی از لذت و تعريف درستی از آرامش داشته باشيم. اين‌ها محورهای اساسی است و خود بنده هم در بعضی كنفرانس‌های داخلی و خارجی در گفت‌وگوهايی كه با بعضی از اهل فكر و انديشه مغرب زمين داشته‌ام دقيقاً به همين مسئله رسيده‌ام كه اين‌ها محورهای اصلی است.
عضو هيئت علمی جامعة المصطفی(ص) العالمية با اشاره به سميناری كه چندی پيش در قم و با حضور تنی چند از اساتيد دانشگاه سنت توماس آمريكا برگزار شده، بيان كرد: بحثی كه در اين سمينار و با ميهمانان خارجی كه از متكلمان مسيحی بودند مطرح شد در باب نجات و حيات اخروی بود. خب آموزه نجات و اين كه چه كسی اهل نجات است همان آموزه سعادت و كمال است و اين‌ها به نظر من مباحث زيربنايی است.
آيت‌الله غرويان با بيان اين مطلب كه ما بايد بحث را از فلسفه آغاز كنيم و بعد به شاخه‌های مختلف علوم انسانی مانند جامعه‌شناسی، روانشناسی، اقتصاد، سياست، حقوق، تعليم و تربيت، مديريت و امثال اين‌ها بپردازيم، افزود: با تبيين فلسفی اين مباحث انسان‌شناختی كه شاخه‌های مختلف علوم انسانی را شكل می‌دهند اين علوم متأثر می‌شوند.
اين استاد حوزه علميه قم در ارزيابی افق پيش روی جريان تحول و در پاسخ به اين پرسش كه آيا تبيين مبانی برای تحول در علوم انسانی كافی است، بيان كرد: تحول در علوم انسانی يك پروژه دراز مدت است و من البته فكر می‌كنم كه يك تحولات كلان جهانی اتفاق افتاده و اتفاق می‌افتد و اتفاق خواهد افتاد.
آيت‌الله غرويان افزود: معمولاً تحولاتی جهانی رخ می‌دهد و آن‌ها در همه روی كره زمين، در همه مراكز علمی، در همه جوامع و دانشگاه‌ها و آكادمی‌ها اثر خود را می‌گذارد و در جامعه ما هم يك سری تحولات نسبت به مثلاً 50 سال پيش رخ داده و رخ خواهد داد و اين‌ها جرياناتی است كه بسيار بطیء و كُند و نامحسوس است و تحولات ناشی از آن دفعتاً صورت نمی‌گيرد اما واقعيت دارد. اين تحولات تدريجی است اما به هر حال نخبگان و تئوری‌پردازان و نظريه‌پردازان می‌توانند در سرعت و بطء اين حركت مؤثر باشند.
وی اضافه كرد: البته صرف اين كه ما يك تعريف ارائه كنيم كفايت نمی‌كند و نياز به برنامه و متن‌نويسی و تدريس در مراكز علمی و پرورش دانشجويان و دانش‌پژوهانی داريم كه اين تفكرات را بگيرند، باور كنند و در آينده، در محيط جامعه اثر آن افكار و باورها را اجرايی و عملی كنند.
captcha