
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، این روزها به هر کجای شهر که سر میزنی، از هر خیابان و کوچه که میگذری، چشمانت خیره میماند، به ریسههای رنگی، به تابلو نوشتههای گذرگاهها، به جملههای روی پلاکارد و هر آنچه که آمدنش را نوید میدهد.

دیدن حال و هوای این روزهای آدمهایی که به انتظار منجی خود، سر از پا نمیشناسند و هر طور که میتوانند عشق و ارادت خودشان را به منجی عالم بشریت نشان میدهند، حس دیگری دارد؛ گویا خود را برای آمدن بهترینها آماده میکنند؛ از دروازههای بزرگ خوشآمدگویی تا طاق نصرتهایی که فقط برای نیمه شعبان بر در و دیوار شهر دیده میشود.

دروازه بزرگی که در یکی از خیابانهای پایتخت معنوی ایران اسلامی نصب شده، بیشباهت به در ورودی خرمشهر نیست، رنگ و لعاب لاجوردی با ترکیبهای سبز و طلایی که هنر تذهیب را به خوبی نشان میدهد، بر زیبایی این در اضافه کرده است. آنها جور دیگر ارادت خود را به صاحبالزمان(عج) نشان میدهند.

از هر کوی که رد میشوی با شربت و شیرینی از عابران و ماشینهای رهگذر پذیرایی میشود. خادمان در ایستگاههای صلواتی با وجود خستگی و گرمای طاقتفرسای این روزها، شادی و نشاط را به قلبها هدیه میدهند و با زمزمه تو را من چشم در راهم، به امید آمدن کسی هستند که همه مسلمانها چشم به انتظار آمدن او به سر میبرند.

تمام سطح شهر بوی انتظار دارد، این روزها حال و هوای غریبی مشهدالرضا را گرفته، درست است که سطح شهر مخصوصا نواحی منتهی به حرم امام رضا(ع) با ترافیک بسیاری مواجه است، اما دیدن این همه شور و هیجان و عظمت، به آدم احساس غرور میدهد و یادمان میآورد نبودن او را که میتوانست در این شادی کنارمان باشد...

تا شب نیمه شعبان المعظم 1436 چند ساعتی بیشتر باقی نمانده است، عطر و بوی خاصی به مشام میرسد، عطری از جنس دعا و بوی استجابت همه جا را پر کرده است، خوش به حال دعوتشدگانی که امشب را در جوار حریم یار، احیا میکنند و با استغاثه از درگاه احدیت میخواهند در فرج محبوب عالم تعجیل فرماید تا دیگر شاعران سرودههای خود را این چنین نسرایند که «بیا که حجم انتظار شکسته بال مرا بیا که بیحضور تو نگیرد این دلم قرار ...»