
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، 175 غواص شهید در عملیات کربلای چهار، سبکبال در آبهای اروند وارد شدند و امروز آن مرواریهای خفته در خاک، سبکتر از آن روزها، از دل خاک سر برداشتند تا بار دیگر، خطشکن شوند.
آمدند تا در این وانفسای دنیازدگی، تلنگری برای خود فراموشان و خدا فراموشان شوند و یادآوری کنند که عزت و شکوه را باید در خدا جستجو کرد. بازگشت 175 غواص شهید دستبسته، دل بسیاری از مردم را لرزاند ولی قلب رفقا و همرزمان آنها را طور دیگری سوزاند.
بازگشت این شهیدان، خاطرات آنها را برای دوستانشان زنده کرد و خاطره واپسین دیدار و آخرین وداع در اروند را برایشان تداعی کرد. بسیاری از یارانشان با دیدن پیکرهای این شهدا، دردهای پنهان در سینه خود را با آنها نجوا کردند و از دلتنگیهای خود برای آنها سخن گفتند.
حسرت جا ماندن از قافله شهدا
علیرضا دلبریان، یکی از دلسوختگان دفاع مقدس است که همچنان با یاد یاران سفر کردهاش زندگی میکند و در هر فرصتی، گوشهای از کتاب حماسه دفاع مقدس را برای جوانان روایت میکند. این متن، دلنوشتهای از اوست که در حسرت جا ماندن از قافله شهدا نگاشته و با سخاوتمندی در اختیار خبرگزاری ایکنا قرار داد.
همواره در روایتهایم از دفاع مقدس، تصاویر غواصان مانند فیلمی در ذهنم نقش بسته است. اگر امروز، مردم و برخی از جوانان عزیز، پیکر این 175 شهید غواص را با دستان بسته دیدند، ما 30 سال قبل، لحظه اسارت آنها را دیدیم. ما به چشم خویش، رهاشدن آنها را در آبهای اروند دیدیم که چگونه برای دفاع از این سرزمین، به آب و آتش زدند و در دل دشمن رفتند.
این عبارات، زبانبازی و شعار نیست. تصاویر پیکرهای آنان، برای ما یادآوری دوبارهای کرد و آتشی در دل ما شعلهور شد. با دیدن این پیکرها، بیش از هر مطلبی به عقبماندگی خود از یاران شهیدم، غصه خوردم.
دیدن تشییع پیکرها که مردم، عاشقانه، این رفیقان ما، همسفرهایها و همسنگرهای ما را که ماهها و سالها با هم بودیم، اینگونه روی دست گرفتند، مقام رفیع آنها را میان مردم به من نشان داد. مقامی که نمونهای از مقام الهی است که شهدا نزد پروردگار دارند.
به حال خویش تأسف خوردم و بر خود نهیب زدم دلبریان از رشته مرواریدهای عاشق عقب ماندی! از یاران خود جا ماندی! همواره نجوا میکردم: آی رفقا! مسعود شادکام! محمدرضا کرابی! حسن شاد! شهید رهبر! ما نیز مانند شما بودیم ولی شما به چه مقامی رسیدید! ای شهید کرابی که هنوز خبری از تو نیست، بنگر که چگونه مردم، استخوانها، پلاکها و آثار پیکرهای شما را زیارت میکنند.
وای بر ما که از شما جا ماندیم. وای بر ما که شما راه را پیدا کردید و به قله رسیدید ولی ما در دامنه بریدیم و به قله نرسیدیم. ای رفیقان شهید، ممنون شما هستیم. ناجوانمردانه است که بگوییم دست ما را بگیرید، دست ما را گرفتهاید، ای شهدا! دست ما را رها نکنید. همیشه بر ما نظر داشته باشید تا غافل نشویم.
زمانی که عکسهای یاران شهیدم را مینگرم، حسرت میخورم که چه ضرر بزرگی کردیم، خودم را میگویم که به معنای واقعی، ضرر کردم «إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ».
اگر کمی تلاش میکردم، تهذیب نفس، پیشه میکردم، نزد پروردگار، ضجه و ناله میزدم، خداوند آنچنان أرحمالراحمین است که مرا نیز با همه کاستیها میپذیرفت. اما ما نخواستیم، ما انتخاب نکردیم، معرفت ما مانند آنها نشده بود، برای همین هم جا ماندیم.
شهدا، نمونه عزت الهی هستند/ وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء
پیام شهدا و جانبازان این است که ای مردم! با خدا باشید. اگر با خدا باشید، پروردگار به شما عزت میدهد. بنگرید! این شهدا نمونه عزت الهی هستند که خداوند به ما نشان میدهد.«وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء»
بسیاری از جوانان، شهدا را شناسنامهای نمیشناسند اما چه معرفتی به این شهدا دارند. این مصداق زنده بودن و مقام شهداست. اگر انسان با خدا باشد و او را اطاعت کند، شاید به بعضی از اهداف دنیاییاش دست نیابد ولی پروردگار، عزیزش میکند.
امروز، پیام شهدای غواص برای ما، بندگی خدا، اطاعت از امام جامعه اسلامی و انجام تکلیف است. وظیفه خود ا انجام دهید و به فکر عزت دنیایی نباشید. برای خدا کار کنید زیرا پروردگار، بزرگ و عزیزتان میکند.