کد خبر: 3375945
تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۹۴ - ۱۷:۳۷

نگاهی به اسلام‌ستیزی از لنز دوربین/ فیلم «محمد(ص)»؛ پاسخی جهانی به توطئه تصویر

گروه هنر: غرب با طرح اسلام‌هراسی و تشکیل اتاق فکر به دنبال هجمه به دین مبین اسلام است، هجمه‌ای که با حربه‌های مختلف به‌ویژه سینما توهین به اسلام و مقدسات مسلمانان را در دستور کار خود قرار داده است؛ اما در این بین فیلم «محمد(ص)»، پاسخی جهانی به این توطئه تصویر به شمار می‌رود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، جهان غرب با داشتن تجربه ناکامی نظام کمونیستی شوروی، جنگ‌های مخرب جهانی و کشمکش بی‌نتیجه جنگ سرد، امروز اهداف توسعه طلبانه و زیاده‌خواهانه نظام سرمایه‌داری خود را از مجرای کانالی غیرمستقیم و نامحسوس اما مؤثر به نام رسانه در نقاط استراتژیک سرتاسر جهان با برنامه‌ای درازمدت دنبال می‌کند.

عمر کوتاه تفکر لیبرال دموکراسی غرب به پایان راه خود رسیده است و دست‌اندازی سران و نخبگان این جوامع به ابزار رسانه برای نجات از ورطه فروپاشی، همچون اسلاف و پیشینیان تاریخی خود در نظام‌های کمونیستی و کمونیستی نیز نشانه روشن سقوط است.

تلاش غرب برای استفاده از هر شیوه‌ای به نفع خود متناسب با زمان و مکان از جمله گروهک‌های تروریستی افراطی در خاورمیانه و به راه‌اندازی جنگ‌های نیابتی، تأسیس پایگاه‌های نظامی در اقصی نقاط جهان و ارسال نیروهای چند ملیتی به این مراکز و یا دخالت در تمام کشمکش‌ها سیاسی و داخلی سایر ملل تنها با مقدمه چینی از طریق شبکه‌های رنگارنگ با فیلم و سریال‌های اغواگر آن صورت می‌گیرد تا اینکه جایی برای اعتراض و برخورد مخالفان جهانی خود نگذارند.

مالکان هالیوود همان جاودگران صاحب سرمایه هستند که هر بار با تکان دادن این چوب جادویی، شعبده‌ای ملوّن اما دروغین را در مقابل چشمان خیره مخاطبان جهانی خود بیرون می‌کشند و مخاطبان نیز با فرض بی‌پایه و اساس دانستن این ترفندها، در مقابل آن بی‌دفاع و پذیرا به تماشا می‌نشینند.

هالیوود و سریال اسلام‌‌ستیزی

هر از گاهی با فیلم، انیمیشن، کتاب، سایت‌های اینترنتی و یا حتی خلق یک نظریه، شاهد اعمالی متناقض و بی معنا از قبیل تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی و عربی زبان، راه‌اندازی جنگی چند ملیتی(به بهانه واقعه 11سپتامبر) و یا صلحی مصلحتی(1+5) ... هستیم، اما این‌ها همه پلان‌های به ظاهر مجزا و در واقع مدوّن یک سریال دنبال‌دار هستند که بازیگردانان سیاسی مالک رسانه آن را کارگردانی و هدایت می‌کنند؛ سریالی به نام اسلام‌ستیزی.

نادر طالب‌زاده، مستند ساز و روزنامه‌نگار در این رابطه بر این باور است: «امپراتوری هزارتوی رسانه‌ای غرب با تولید محتوای مناسب همه فرهنگ‌ها، دستور کار برای حرکت ملت‌ها تعیین می‌کند زیرا رسانه‌ها بلندگوی دولت‌ها و قدرت‌ها بوده و با ایجاد هیاهو و همهمه زمینه را برای کشف حقیقت دشوار می‌کنند».

طبق نظریات کارشناسان ارتباطات یکی از کارکردهای اصلی رسانه، آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی به مخاطبان است این در حالی است که خروجی حقیقی امروز رسانه‌ها چیزی جز فرو بردن افکار عمومی در خلسه نارسیستی جهت دست‌یابی به منافع طبقه اقلیت بورژوازی نیست و عمداً بر بعد سرگرم‌سازی و تفنن آن تأکید دارند. 

اسلام‌‌هراسی؛ ضدگفتمانی فرا‌رسانه‌ای

اسلام‌هراسی، بحث یک دولت، یک شهر و یا یک رسانه نیست، بحث کلان‌تر و یا یک تئوری بزرگ‌تر است، با تشکیل اتاق فکرها به دنبال تولید یک ادبیات جدید هستند و آن هجمه به دین مبین اسلام است؛ با شعار آزادی، عدالت‌خواهی، تشکیلاتی چند ملیتی از جوانان تشکیل می‌دهند و به مناطق پرتنش و آشوب‌زده جهان صادر می‌کنند.

 

گروهک‌هایی از جمله القاعده و طالبان در افغانستان، بوکوحرام در آفریقا ، منافقان در ایران، النصره و داعش در سوریه و عراق به جهان القا می‌کنند که نمایندگان دول اسلامی هستند؛ از رهگذر این آب گل‌آلود، فرقه‌های تندرو صهیونیست و وهابیت با هدف و آگاهی کامل، ماهی مورد نظر خود را شکار می‌کنند که به راه‌اندازی قائله هسته‌ای و یا تروریست‌ خواندن ایران و فلسطین اشغالی از جمله‌ این اقدامات است.

آمریکا سرزمین آرزوها؛ درونی‌سازی یک بازنمایی رسانه‌ای

برای قابل پذیرش کردن خوراک فکری خود برای ذائقه طبقه متفکر و روشنفکر نیز دست به دامن نظرپردازان شده و با تزریق اندیشه‌های بسته و تاریک همچون نظریه جنگ تمدن‌ها(هانتینگتون)، نظریه جهان تخته است(فریدمن) یا تئوری پایان تاریخ(فوکویاما) ... به شکلی زیر پوستی نظریه توطئه و اسلام‌هراسی را در مجامع علمی بین‌المللی تئوریزه می‌کنند.

سینمای هدفمند غرب با تکنیک‌های رایانه‌ای و ترفندهای سینمایی، به القای فرمولی واحد و مناسب علائق همگان در سرتاسر عالم دست می‌زند تا بذر باور انسان‌های خارق‌العاده، ساکن در بهشتی زمینی(آمریکا) را در ذهن مخاطبان خود بکارد و این نقشه را با عرضه به روز سوپر انسان‌های کلیشه‌ای با خصایای شخصیتی جذاب مانند شکست‌ناپذیری، تناسب اندام، جایگاه ویژه اجتماعی، هوش و فراست و ... به انجام می‌رساند.

دگرهراسی؛ ویروس وارداتی رسانه‌ای

و اما در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های صادراتی خود، «اندیشه دگرهراسی» را همچون ویروسی همه‌گیر در افکار عمومی جهان منتشر می‌کنند و تنها واکسن نجات بخش ملت‌ها را کشتار، نابودی و دشمن‌شناختن یکدیگر معرفی می‌کنند، حتی اگر توان به راه‌اندازی جنگ جدید بین ملت‌ها را نداشته باشند، با ایجاد هراس شخصیت ملت‌ها را می‌کشند و هویت جمعی را دچار تزلزل می‌کنند.

سعیدرضا عاملی، استاد گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و عضو وابسته گروه مطالعات آمریکای دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران معتقد است: «سینمای غرب با عناصر نشانه‌شناسی سینمایی، در هر برهه‌ای از تاریخ هدفی خاص را دنبال می‌کند؛ در گذشته با ایجاد رعب و وحشت از قدرت‌های بلوک شرق، ژاپن‌هراسی، روس‌هراسی، چین‌هراسی و امروز نیز اسلام‌هراسی را ترویج می‌کند».

هالیوود و کلیشه بازیگر مسلمان

کلیشه بازیگر مسلمان در فیلم‌های هالیوودی انسان عقب‌مانده، بیابان‌گرد و غیر متمدن با محاسنی بلند، چهره‌ای کریه، پوششی عربی و نامرتب که غالباً در نقش‌های منفی و حاشیه‌ای به دنبال طراحی و اجرای نقشه‌ای پلید علیه بشریت است، بازنمایی می‌شود؛ تولید فیلم سینمایی بی‌گناهی مسلمانان یک نمونه بی‌نظیر از توهین به مقدسات مسلمان و تحریک مخاطبان علیه پیروان دین اسلام است.

ایشان خود را با حربه رسانه، قهرمان نجات دهنده بشریت از شر توطئه مسلمانان متحجّر تروریست جلوه می‌دهند و تنها زبانی که می‌فهمند اسلحه است، حرفی که به زبانی دیگر دولت‌مردان آمریکایی با مضمون «گزینه نظامی روی میز» مکرراً آن را عنوان می‌کنند.

تک تیرانداز به کارگردانی کلینت ایست‌وود، به عنوان نمونه بارز فیلم‌های سینمایی اسلام‌ستیز، نماد کریس کایل، تفنگدار نیروی دریایی آمریکاست(او در مدت چهار اعزام به جنگ عراق، 150 نفر را هدف گلوله خود قرار داد) که به عنوان قهرمان جهان غرب، اسلام را هدف خود قرار می‌دهد و قرآن مسلمانان نیز در این فیلم به عنوان سلاح آنان برای کشتار مسیحیان تعبیر می‌شود؛ فیلم‌های سه گانه مأموریت غیر ممکن، 30 دقیقه بعد از شب، سالت و ... نمونه‌های دیگری از این سینما هستند.

ژانر، ابزار پیش‌برنده سینمای سلطه

بهره‌گیری از ابزار ژانر برای تنوع‌بخشی به نحوه انتقال معانی مورد هدف، از دیگر راهکارهای پیش برنده سینمای سلطه محسوب می‌شود که گاه به صورت جهت‌دار و مستقیم با گونه‌های تاریخی، دینی و مذهبی و آثاری مانند 300، آرگو یا جنگ‌های صلیبی بر پرده نقره‌ای رخ می‌نماید و گاه نیز به شکل زیرپوستی و تلویحی با کمک فنون رایانه‌ای و علائم سینمایی در گونه‌های تخیلی و ماوراءالطبیعه در فیلم‌هایی مانند هری‌پاتر، ارباب حلقه‌ها، ماتریکس، پارک ژوراسیک، مکعب و ... به تصویر کشیده می‌شود.

خلق ژانرهای نوین سینمایی با مضامین ایدئولوژیک و مذهبی اما با تحریف روشن تاریخی به بهانه روایات فیلم‌نامه یا جذابیت برای مخاطبان مانند تولید فیلم‌های سینمایی با مضمون زندگی حضرت موسی(ع) از ریدلی اسکات، حضرت نوح(ع) از دارن آرنوفسکی یا حضرت موسی(ع) اثر مل‌گیبسون از جمله آثار این سینمای هدفمند به شمار می‌رود.

از دیگر گونه‌های سینمایی از این دست می‌توان به سینمای آخرالزمان اشاره کرد و مالکان ذی نفع رسانه با تولید آثاری از جمله پیش‌گویی‌های سال 2012، پایان روزگار، آرماگدون، طالع نحس، قلمرو بهشت، ایندیانا جونز، فصل زنبور عسل و ... مقاصد بلند مدت خود را در کشورهای اسلامی دنبال می‌کنند.

فیلم محمد(ص)؛ پاسخی جهانی به توطئه تصویر

در مقابل این توطئه تصویر هالییود و جهان غرب، جهان اسلام در جبهه جنگ نرم ضعیف و کم توان عمل کرده اما با تغییر معادلات سیاسی و فکری منطقه و بیداری مسلمانان از خواب غفلت، گهگاه شاهد تلاش‌های پراکنده جهت ایجاد رنسانس معنوی در رسانه‌های جمعی خودمان هستیم.

تولید فیلم سینمایی محمد رسول الله(ص) می‌تواند پاسخی جهانی به این توطئه تصویر و نقطه عزیمت این حرکت فکری ـ مذهبی در عصر حاضر تلقی شود و با ارائه پیام جهانی محبت به آحاد انسان‌ها، احیاگر وحدت میان فرق، زبان‌ها و ملیت‌های متکثر شود؛ فیلمی که در نخستین گام خود با فروش چشم‌گیر و استقبال کم نظیر از سوی تماشاگران نشان از حرکت درست این جریان به سمت مسیرهای بزرگ‌تر دارد.

با وجود اینکه در برابر فیلم ساخت مجید مجیدی، جریان‌های افراطی و مقدس‌ مآب همچون دانشگاه الازهر مصر و یا علمای افراطی برخی از فرق صف‌آرایی کرده و سعی در خنثی کردن تأثیر آن داشتند، با این حال برخورداری از موفقیت در گیشه، انتخاب به عنوان نامزد سینمای ایران در جایزه اسکار و نیز دریافت بازخوردهای جهانی مثبت از سوی منتقدان و کارشناسان رسانه، همگی حاکی از کام تشنه جهان برای حقیقت‌جویی دارد.

سارا صالحی

captcha