به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، آخرین برگ تقویم عزا فرا رسید. چند روزی است مشهد غلغله شده، همزمان با سیام ماه صفر اندکی پس از اذان مغرب، زائران و مجاوران حرم رضوی از میدان شهدای مشهد لحظه به لحظه به یکدیگر میپیوندند؛ در چهارراه شهدا، جمعیت زیادی حاضرند. خادمان حرم رضوی نیز پیشاپیش جمعیت عزاداران در حرکت هستند.
عجب حال و هوایی است؛ پرچمهای برافراشته، عَلَم و علامت، بوی اسپند و عطر حرم و شمعهایی که در دست عزاداران بی تابی میکنند، قطره قطره در سوز و گدازند و اشک میریزند.
خراسان را سراسر غم گرفته
نوای مداحی از میدان شهدا تا حرم در فضا طنینانداز شده ... «خراسان را سراسر غم گرفته/ در و دیوار آن ماتم گرفته/ شده زهرا پریشان، در این شام غریبان» و همه از نهایت دل زمزمه مینند «رضا جانم رضاجان، رضاجانم رضا جان».
«خراسان میدهد بوی مدینه ...»
همه در حرکت با ناله میگویند «خراسان میدهد بوی مدینه ...» و با دست بر سر میزنند. هر کسی در حالی سیر میکند؛ بعضی چشمها میبارند، برخی در دل مینالند، پیر و جوان، زن و مرد، نوزادی در آغوش مادر و کودکی دست در دست پدر، مادری پیر نشسته بر صندلی چرخدار، فرقی نمیکند با چه زبان و در کدام لباس؛ همه در تکاپویند تا از قافله جا نمانند؛ آنها همه یک وجه اشتراک دارند و آن عشق به اهل بیت(ع) است.
شمعها در آخرین نفسهایشان همچنان میسوزند؛ جمعیت به حرم نزدیک شده و گنبد طلایی از دور نمایان میشود. دستان ادب بر سینه زانو میزنند و همنوا با مداح، فرازهایی از زیارت امینالله را زمزمه میکنند: «السلام علیک یا امینالله فی ارضه»؛ خیل عظیم جمعیت، همچنان که با نوای مداحی بر سر و سینه میزنند، وارد بارگاه حریم مطهر رضوی میشوند.
جمعیت به سرعت در صحن جمهوری جای میگیرند اما من نیز همچون عدهای دیگر، پشت درهای بسته میمانم؛ خدام زائران را به صحن جامع رضوی هدایت میکنند اما متأسفانه تصویری از مراسم پخش نمیشود لذا به نوای مرثیهسرایی بسنده میکنیم.
عاشقان در لباس خدمتگزاری
ندای «یا اباالجواد(ع)» در حرم طنینانداز میشود و مراسم با اهدای سلام و ادب و ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به پایان میرسد؛ دربها گشوده میشوند، تا چشم کار میکند عاشقان در لباس خدمتگزاری در صحن حاضرند و من آرزوی دیرینهام را در ذهن مرور میکنم.
مردم به صحن داخل میشوند و تقاضای شمعهای متبرک از خادمان را دارند؛ گویا آنان نیز آرزو دارند ساعاتی در لباس خادمی آقا در صحن قدم بردارند یا غبار از قدوم زوار امام رئوف(ع) بزدایند.
از خادمی سراغ مراسم داخل صحن را میگیرم؛ وی با بیان اینکه این برنامه، نقطه پایانی عزاداری دو ماهه است، میگوید: حال و هوای لحظات عزاداری قابل توصیف نیست، باید باشی و ببینی ...
وقتی چشمها نیز بهانه میگیرند
در خیالم کبوتر میشوم و در آسمان صحن آقا بال میگشایم و پرواز میکنم؛ تصویر خادمانی که با شمع در شام غریبان امام غریب(ع) در غم از دست دادن ولی نعمت خود با اشک یتیمی، غبار از چهره میزدایند را مجسم میکنم.
دو ماه است به شال عزا و پیراهن مشکی دل بستهام، چشمهایم بهانه دارند. نمیدانم برای ارباب بیکفن بگریم یا در سوگ رسول الله(ص)؛ برای غربت امام رئوف یا غریب مدینه(ع) ... نمیدانم، شاید چشمهایم در همراهی دلم، برای روضه «مادر» آماده میشوند ...
این داغ تا قیامت باقی است
هر کسی در حال خود سیر میکند. عدهای با نوای مداحی و روضه، با سوز هوا، میسوزند و میگریند ...؛ آخرین عکسی که در آلبوم امسال محرم و صفر ذهنم ثبت میگردد، دستان برافراشته به آسمان است که یک صدا تمنا میکنند «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء»...
با دست ادب بر سینه، سلامی دیگر نثار امام رضا(ع) میکنم و در دل میگویم «زآستان رضا خدا جدایم نکند، من و جدایی ز این آستان خدا نکند»؛ جمعیت همچنان غرق عزاداری هستند. خیابان همچنان مملو از جمعیت و دستههای سینهزنی و علم و علامت است. هوا سرد است ولی دلها همچنان گرمند. دفتر محرم و صفر امسال نیز بسته شد اما این داغ تا قیامت باقی است ...