به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، حسن هادیزاده از قاریان، اساتید و مربیان پیشکسوت قرآن مشهد با بیش از 35 سال سابقه در این حوزه، یادداشتی در خصوص دغدغهها و پیشنهادات خود درباره برنامههای قرآنی و تربیت نسل آینده در اختیار ایکنای خراسان رضوی قرار داده است:
اینجانب از بدو تأسیس جامعه قاریان قرآن مشهد در سال 68، عضو این مجموعه بوده و هستم؛ در این سالهای متمادی با توفیقات الهی شاگردان بسیاری را تربیت کردهام اما در اینجا احساس مسؤلیت میکنم تا مشکلاتی که در مجموعه آموزش و پرورش وجود دارد را به عنوان یک مربی دغدغهمند نسبت به فرزندان این مرز و بوم مطرح کنم تا مسئولان را در راستای این امر مهم هوشیار کرده و چارهای اندیشیده شود.
حقیر سالهاست به دانشآموزان مقطع دوم دبستان به بالا در منزل شخصی قرآن آموزش میدهم، این افراد همراه مادران خود در مدت چهار ماه و هفتهای دو جلسه در قالب سبکی نوین با قرآن آشنا میشوند. بنده کاملا با روحیات حساس این قشر آشنا هستم و میبینم خانواده آنها با چه دغدغه و زحمتی با قبول هزینه و وقت بچهها را راضی میکنند تا در این کلاسها شرکت کنند، اما چرا؟
چرا خانوادهها فرزندان خود را به کلاس قرآن میآورند؟
همه میدانند در جامعه کنونی که با وجود تهاجم فرهنگی دشمن و ورود تکنولوژیهای گوناگون از جمله موبایل، کامپیوتر، تبلت، ماهواره و ... لازم است بچههای خود را با قرآن بیمه کنند تا از انحرافات مختلف در خانواده جلوگیری شود ولی با کمال تأسف موارد بسیاری از بی مهریها در آموزش و پرورش به عینه مشاهده میشود.
رشتهکردن پنبه والدین و اساتید قرآنی توسط آموزش و پرورش
تعداد بسیاری از بچههایی که در کلاسهایم آموزش دیدهاند، عنوان کردهاند که معلم ما به خاطر اینکه در کلاس، قرآن را با لحن عرب قرائت میکنیم، دعوایمان میکند که باید فارسی بخوانی. والدین نیز ابراز داشتهاند که فرزندمان گریهکنان به خانه آمده است و در این خصوص گلایه داشته است؛ این در حالی است که این شکوفهها با خوشحالی تمام سر کلاس قرآن در مدرسه حاضر میشوند تا به معلم و همکلاسهایشان ابراز وجود کنند و بگویند ما کلاس تجوید رفتیم و قرآن را بلدیم تا معلمشان به وجد آمده و تشویقش کند اما ناگهان معلم آب سردی بر پیکره این نوآموز میریزد و باعث دلسردی او نسبت به قرائت قرآن میشود و اصطلاحا هر آنچه والدین رشته کردهاند، اینها پنبه میکنند.
بنده خودم و بعضی از مادران برای گلهمندی نسبت به این امر بارها به مدرسه و آموزش و پرورش حضورا مراجعه کردیم که با چنین پاسخهایی از سوی معلمان و مسئولان مواجه شدیم: ما دورههایی که شما گذراندهاید را نگذراندهایم و مثل شما بلد نیستیم یا اینکه بخشنامه از طرف آموزش و پرورش است که بچهها با لحن عربی در کلاس قرآن نخوانند و ...، مگر نه این است که بچهها مانند خمیرند و هرطور که بخواهیم شکل میگیرند پس چرا نباید قرآن را از همان ابتدا صحیح یاد بگیرند؛ به نظر شما حالا با شخصی که به اتکای خود زحمت کشیده و لحن عرب را در جایی آموزش دیده، باید چنین بد برخورد کنیم؟ آیا این شایسته است؟
آموزش و پرورش؛ عامل ضعف در روخوانی قرآن جوانان
بنده توفیق داشتم برای آموزش قرآن در خدمت 60 سرباز باشم، باید به عرض برسانم حتی یکی از این جوانان قادر به خواندن قرآن نبود؛ این ضعف به آموزش و پرورش برمیگردد که اولا برای درس قرآن مانند سایر دروس اهمیتی قائل نمیشوند(همه ماها که بزرگ شدیم و این دوران را پشت سر گذاشتهایم، به خوبی میدانیم که زنگ قرآن، زنگ تفریح بود) و الان از بازخورد آن چنین بر میآید که تفاوتی با زمان گذشته نکرده است، دوما از اساتید مجرب و خوب استفاده نمیشود، حتی خیلی از معلمان اذعان دارند دقتی در انتخاب معلمان قرآن نمیشود.
این در حالی است که اگر قرار است در جامعهای کار فرهنگی صورت گیرد، باید از سنین کودکی روی نونهالان کار شود زیرا اگر در جامعه قرآن کریم که برنامه کامل زندگی همه ماست از همان آغاز کودکی به نحو صحیح آموزش داده شود و قرآن در حاشیه نباشد بلکه اصل آموزش قرار گیرد و در سنین دبستان، راهنمایی و دبیرستان بچهها را با مفاهیم بلند قرآن آشنا کنیم، دیگر بسیاری از معضلات کنونی در جامعه نخواهد بود.
واقعا ما کجای کار هستیم؟
حیف و صد حیف که ما معجزه سرشار از علوم و معارف را داریم اما از آن استفاده نمیکنیم در صورتی که دشمن در بسیاری از مهدهای کودک، سرمایهگذاری میکند و مفاهیم غیردینی را به این کودکان که آیندهسازان این کشور هستند، آموزش میدهد؛ واقعا ما کجای کار هستیم و چه میکنیم با این سرمایههایی که خداوند متعال در اختیار ما قرار داده است؟
در بحث مسابقات قرآن در نواحی آموزش و پرورش نیز باید نکاتی را متذکر شوم زیرا این رقابتها در حد رفع تکلیف انجام میدهند، علیالخصوص در مقطع ابتدایی، برعکس اینکه دانشآموزان در همین مقطع که بسیار حساس است و روحیه لطیفی دارند، نمیتوانند به همراه حتی معلم خود بروند. فقط یک داور برای آزمون میگذارند و بعد از گذشت یک ماه تا یک ماه نیم نتایج را به مدرسه از طریق اینترنت اعلام میکنند و در بسیاری از موارد ناداوری در حق این کودکان صورت میگیرد که در صورت اعتراض نیز هیچ گونه سندی برای اثبات آن از جمله صوت و یا فیلم آن موجود نیست.
این در حالی است که یکی از رسالتهای آموزش و پرورش شناسایی استعدادها و شکوفایی آنان است ولی حال آنکه خود ما نیز که سرمایهگذاری میکنیم تا بچههایمان را با حجاب و قرآنی بار بیاوریم، با ساده و بی اهمیت دانستن مسابقات، ضربات جبرانناپذیری را بر پیکره بچهها و والدین وارد میکنند اما باید توجه داشت که کودکان در سن حساسی هستند، به عینه مشاهده کردهام برخی افراد فقط به خاطر ناداوریها و برخوردهای ناشایست، نه تنها در مسابقات شرکت نمیکنند، حتی مایل به خواندن قرآن نیستند و از خود قرآن هم زده شدند. در یک کلام میتوانم بگویم به جای نخبهپروری، نخبهکشی میکنیم.
هنوز زمان اهدای جوایز بچهها نرسیده است!
نکته دیگر که در این گونه مسابقات حائز اهمیت است، دادن جوایز به برگزیدگان و یا همه شرکتکنندگان کودک در مسابقات قرآنی است زیرا آنها با توجه به روحیه حساس خود در طول مدت برنامهریزی و تمرین برای رقابتهای قرآنی انتظار شیرین کسب جایزه را در سر داشتهاند اما با بی تدبیری برخی مسئولان در پایان مسابقات و زمان اهدای جوایز فقط نام مدرسه ذکر شده و اهدای جوایز به کودکان را به زمانی دیگر موکول میکنند که در برخی موارد هنوز این زمان نرسیده است! حال آنکه با این گونه برگزارکردن مسابقات انتظار تربیت نسل آینده قرآنی را داریم! امام خمینی رحمة الله فرمودند: «تزکیه قبل از تعلیم و تعلم است».
اما در پایان عاجزانه خواهشمندم که به داد بچههایمان برسیم، قبل از آنکه دشمن برنامههای شومش را که برای درازمدت طراحی کرده است، به نتیجه برساند زیرا ما آموزههای دینیمان سرشار از معارف بلند است اما سؤالی مطرح میشود که چرا از اینها استفاده نمیکنیم. چرا آموزش و پرورش ما با سطحینگریهای بی فایده نسبت به قرآن کریم از عمق تأثیرگذاری قرآن غافل مانده و تنها به عنوان یک کتاب که باید خوانده شود و نمرهای گرفته شود، بدان اکتفا کرده است.
دینداری بچهها به همت معلمان و مسئولان
اگر آماری از زندانیان و بزهکاران گرفته شود، خواهید دید اکثرشان کسانی هستند که از آموزههای قرآنی بی بهرهاند و اهل نماز نیستند؛ در صورتی که باید رفتار صحیح، صداقت، درستی، احترام به همنوع، دوستی، محبت، ایثار و از خود گذشتگی را از لابهلای قرآن درآورد و به بچهها آموزش داد، ضمن اینکه خود معلمان و مسئولان نیز باید با رفتار شایسته بچهها را به سمت دینداری بکشانند. بیاییم در این دوره تیره و تار و وانفسای آخرالزمان، قرآن را که نور است و چراغ راه همه به شمار میرود، از مهجوریت در بیاوریم و از این انوار نجاتبخش در جهت رشد و تعالی جامعه استفاده کنیم.
بیاییم هر کاری که میتوانیم برای قرآن انجام دهیم تا آموزههای این کتاب الهی از مهجوریت در مدارس درآورده شود و آن سرلوحه و اصل همه دروس باشد و بقیه علوم در کنار قرآن آموزش داده شوند، همچنین از همان کودکی فرزندانمان را متخلق به آداب قرآنی بار بیاوریم و آنها را برای ادای تکالیف الهی شان هر چه بیشتر آماده کنیم تا انشاءالله برای ظهور منجی عالم بشریت هر چه سریعتر آماده شویم.