کد خبر: 3475729
تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۵
گزارش ایکنا از نشست نقد کتاب «قواعد تفسیر قرآن»:

از تمجید مولف اثر تا لزوم تحقیق درباره میزان نقش قرائن منفصل در تفسیر

گروه حوزه‌های علمیه: مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) شب گذشته 25 بهمن ماه شاهد برپایی نشستی با موضوع نقد کتاب قواعد تفسیر قرآن بود، نشستی جذاب و جدی که مولف اثر، حجت‌الاسلام علی‌اکبر بابایی، به دفاع از اثر خود و محمدکاظم شاکر به عنوان ناقد به نقد پرداخت و حجت‌الاسلام والمسلمین فاکر میبدی نیز داور این نشست بود.

به گزارش خبرگزاری بین‎المللی قرآن (ایکنا) در ابتدای این نشست که در سالن امام خمینی این مرکز برگزار شد و دبیری آن نیز بر عهده حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قمرزاده، از محققان قرآنی و مسئول پژوهش‌های خاص قرآنی مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) بود، مولف اثر به توضیحاتی درباره این کتاب پرداخت و ادامه داد: مفسر قرآن برای تفسیر صحیح باید چند مرحله را طی کند که نخستین آن، تشخیص قرائت صحیح آیات و کلمات است.
وی افزود: شناسایی مفاهیم عرفی و ساختار ادبی، شناسایی قرائن متصل به آیات، دومین و سومین مرحله‌ای است که مفسر باید به آن اهتمام داشته باشد و بعد از آن نیز و با طی شدن مراحل فوق، نوبت به ظهور آیه می‌رسد که آیا این ظاهر، مراد الهی است یا نه و اگر قرینه منفصلی وجود داشته باشد باید شناسایی شود و در مرحله نهایی نیز دلالت مفهومی آیه باید مورد کشف مفسر قرار گیرد و نوع این دلالت نیز معلوم شود.
ارایه 47 قاعده تفسیری
بابایی اظهار کرد: بنده 47 قاعده تفسیری را بر مبنای قواعدی که در علم اصول وجود دارد، برای 5 مرحله فوق در این کتاب نوشته‌ام که در آثار مشابه ندیده‌ام و فرق دیگر این اثر نیز آن است که صبغه اصول فقهی این کتاب به مقداری که بنده به آن پرداخته ام در آثار دیگر مشاهده نمی‌شود.
این قرآن پژوه گفت: مباحث بنده نوعا مستند به مباحث اصولی بزرگان، براهین عقلی، سیره عقلا و آیات و روایات است.
تمجید از مولف اثر
در ادامه این نشست محمدکاظم شاکر، قرآن‌پژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه قم در دور اول نقد خود در سخنانی به نقد این اثر پرداخت و تصریح کرد: حجت‌الاسلام والمسلمین بابایی از مولفان و استادان پرکار و پرتلاش در حوزه علمیه هستند و یکی از ویژگی‌های بارز ایشان آن است که ضابطه‌مند و براساس قواعد و ضوابط کلاسیک و علمی به فعالیت تحقیقی می‌پردازند و اگرچه کارهای ایشان سنتی است و وارد مباحث جدید نشده‌اند، اما در زمینه تخصصی خود کارهای ضابطه‌مند و قابل ارایه‌ای برجای گذاشته‌اند.
وی اظهار کرد: فصل اول این کتاب که شاه کلید فصول بعدی است به تعریف قاعده و تفسیر پرداخته که من به تعریف هر دو اشکال دارم؛ ایشان تفسیر را دو مرحله‌ای می‌داند و  قواعد تفسیر را هم دو دسته تقسیم کرده است که یکی در کشف مراد استعمالی الفاظ و عبارات به کار می‌آید و دیگری قواعدی است که در در کشف جدی متکلم به کار می‌آید.
شاکر با بیان اینکه به هر دو مرحله نقد دارد، تصریح کرد: تقسیم تفسیر به دو بخش کاری بی‌سابقه نیست و مرحوم صدر نیز این کار را انجام داده و بنده کار شهید صدر را بیشتر می‌پسندم، زیرا وی در یک مرحله شرح لفظ داده و رفع ابهام کرده و در مرحله دوم نیز شرح معنا و رفع ابهام از معنا کرده است که آیا می‌توان آنچه را که ما از مفهوم آیه می‌فهمیم به خداوند نسبت بدهیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه قم عنوان کرد: تعریفی که آقای بابایی از تفسیر براساس دیدگاه برخی مفسران مانند آقابزرگ تهرانی و ... مطرح کرده، درست نیست و ایشان معنا را در مقابل مراد قرار داده اند در حالی که این دو تفاوتی با هم ندارند و از دیدگاه مفسران نامبرده از سوی ایشان نیز برداشت و تعریف وی بیرون نمی آید.
شاکر ادامه داد: در قواعد نیز بسیاری از آنچه را که ایشان قاعده دانسته است، من قاعده نمی‌دانم و در تعریف قاعده هم با ایشان هم رای نیستم و مضاف بر آن اینکه مولف، الزامات مفسر را به عنوان قاعده تفسیری بیان کرده‌اند.
در ادامه این نشست، حجت‌الاسلام بابایی، مجددا به دفاع پرداخت و گفت: منظور ما از تعریف دو مرحله ای تفسیر، همان مراد استعمالی و جدی است که در اصول فقه رایج است و مفسر در مرحله ظهور، باید ببیند که ظهور عبارت به تنهایی یا با قرائن متصل است و همچنین سیاق و فضای صدور، خصوصیات گوینده و مخاطب و ... را نیز باید بسنجد زیرا تمامی این موارد در معنا اثرگذار هستند.
تاکید بر قرائن منفصل
وی تاکید کرد: ما طرح لفظ به اضافه قرائت متصل را مرحله اول می‌دانیم و مرحله دوم نیز شناسایی قرائن منفصل است که آیا مراد جدی کشف شده است یا نه که البته شهید صدر نیز بیان ظواهر آیات بر حسب قواعد را تعریف تفسیر دانسته است و تفسیر واقعی را زمانی می‎داند که مراد جدی خداوند کشف شود.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با بیان اینکه در تعریف قاعده و تفسیر اگرچه صددرصد این تعاریف درست نیست، اما در بسیاری از آثار نگاشته شده فرق میان مبانی و قواعد تفکیک نشده ولی در این اثر این تفکیک صورت گرفته است و البته ثمره عملی خاصی در این زمینه وجود ندارد.
وی افزود: ما در این کتاب درصدد هستیم تا 5 مرحله در فرایند تفسیر تبیین شود تا مفسر دچار لغزش نگردد که اولین مرحله آن، کشف قرائت رسول الله به عنوان قرائت صحیح است اگرچه برخی با پذیرش اختلاف قرائت مبنای متفاوتی اتخاذ کرده اند و قاعده این است که تفسیر باید طبق قرائت صحیح انجام شود و مفسر باید از حمل لفظ بر معنای مجازی بدون قرینه صارفه بپرهیزد همچنین باید در تفسیر یک یا مجموعه آیات، به آیات مرتبط، روایات، براهین عقلی و سیره عقلا توجه داشته باشد.
بهترین کتاب در قواعد تفسیر
در ادامه این نشست حجت الاسلام والمسلمین محمدفاکر میبدی به داوری درباره دیدگاه نقاد و مولف پرداخت و گفت: به نظر من آقای شاکر اگر اشکال خود را به جای مبنا، علی المبنا بیان می فرمود بهتر به نتیجه می رسید زیرا آقای بابایی بر مبنای خود که منطبق بر اصول فقه است به تالیف پرداخته اند و تعاریف نیز براین اساس ارایه شده است.
وی با بیان اینکه این کتاب بهمترین کتاب در حوزه قواعد تفسیر است و آخرین حلقه از سلسله آثاری است که در این زمینه نوشته شده است تصریح کرد: در تعریف قاعده نیز ما به هر نحوی که قواعد را تقسیم بندی کنیم به علت زاویه دیدی است که داریم از این رو این تقسیم بندی ها با هم تهافتی ندارند و اختلاف به علت زاویه نگاه ما به آن تعریف است و نمی تواند اشکال اساسی به آن گرفت و سخن آقای بابایی در تعریف قاعده درست است.
مراد جدی را نمی‌پسندم
وی اظهار کرد: من هم مانند آقای شاکر تقسیم دو مرحله ای را نمی پسندم ضمن اینکه با به کاررفتن واژه«مراد جدی» نیز مشکل دارم زیرا مگر بقیه آیات مراد شوخی خداست و بهتر است طبق تعبیر ایت الله سبحانی مراد نهایی را به کار ببریم.
در ادامه دکتر شاکر، در دور دوم نقد خود گفت: مولف اثر، در بخشی از عبارات خود تفسیر را به دو دسته اجتهادی و تقلیدی تقسیم کرده است که این کار درست نیست مگر می شود کسی دست به نوشتن تفسیر کند و تقلیدی باشد و به جای آن نقل انظار و اقوال باید عنوان شود که حجت الاسلام بابایی پاسخ داد منظور ما از این تقسیم بندی این است که افراد یا خودشان مفسر هستند و تونایی این کار را دارند و یا ندارند که در این صورت باید به یک تفسیری مراجعه کنند که مفسر آن مانند علامه طباطبای از وثاقت برخوردار باشد.
شاکر همچنین گفت: لازم بود ایشان فصلی را راجع به تداخل و تعارض قوانین بیان می کردند که حجت الاسلام بابایی این نقد را وارد دانست؛ همچنین دکتر شاکر به افراط حجت الاسلام بابایی در کشف قرائن منفصل و خدشه به استقلال آیات نقدی وارد کرد و گفت که ما باید جایگاه مستقلی برای ایات و ظاهر آنها قایل شویم زیرا این طور نبوده است هکه یک یا چند آیه نازل شود و مردم منتظر بمانند تا چندین سال دیگر آیات دیگری نازل شود و بعد آن را تفسیر کنند و بفهمند بلکه مردم عصر نزول، هنگام نزول فهمی از آن داشته‌اند.
تفسیر قرآن به قرآن
حجت‌الاسلام بابایی نیز در دفاع تصریح کرد: تکیه بر قرائن منفصل به این علت است که ظاهرهایی داریم که مراد آن بدون قرارگرفتن در کنار آیات دیگر قابل توجیه و تاویل علمی نیست مثلا در بحث شفاعت در یک آیه هست که در قیامت به هیچ وجه شفاعتی وجود نخواهد داشت ولی آیات دیگر دال بر شفاعت به اذن خداست که این مجموعه باید در کنار هم تفسیر شوند.
وی تاکید کرد: در زمینه قرائن نیز ما اگر مطمئن باشیم که قرینه منفصلی بر  خلاف ظاهر آیات نیست، می‌توانیم ظاهر را ملاک حجیت بگیریم.
لزوم تحقیق درباره نقش قواعد منفصل در تفسیر
در خاتمه این نشست حجت‌الاسلام والمسلمین فاکر میبدی نیز در دور دوم داوری خود عنوان کرد: در زمینه تقسیم تفسیر به دو دسته اجتهادی و تقلیدی این تقسیم مسبوق به سابقه است و یکی از مفسران معاصر نیز آن را به کار برده است و به نظر مشکلی ندارد.
وی افزود: در زمینه تکیه بر قرائن منفصل هم نمی‌خواهم داوری خاصی داشته باشم ولی جای این بحث در حوزه و تحقیقات وجود دارد و باید باشد که تا کجا می توانیم منتظر این قرائن باشیم و استقلال ایات را نادیده بگیریم بنابراین باید بیشتر به این بحث بپردازیم.
captcha