کد خبر: 3478187
تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۷:۰۱
ابراهیم دینانی:

خدمات خواجه‌ نصیر‌الدین طوسی به تشیع مثال‌زدنی است

گروه اندیشه: دینانی در همایش «روز حکیم خواجه نصیرالدین طوسی»، از این شخصیت تأثیرگذار، تحت عنوان عالم تمام‌عیار شیعه یاد کرد و گفت: خدمات وی به تشیع، مثال‌زدنی است.

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، همایش بزرگداشت «روز حکیم خواجه نصیرالدین طوسی»، عصر چهارشنبه، 5 اسفندماه، در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.

ابراهیم دینانی در این مراسم در سخنانی گفت: خواجه نصیرالدین طوسی در علوم زمانه خود مطرح و سرآمد همگان بود. امروزه علوم دیگر چنین نیستند و کسی نمی‌تواند در همه علوم پیشرفت کند؛ علوم در این زمان به ضرورت تخصصی شده‌اند.

وی در ادامه گفت: در دنیای امروز کسی نمی‌تواند ادعا کند من همه علوم را می‌دانم اما در زمان خواجه نصیر علوم تا این میزان گسترش پیدا نکرده بودند، به همین خاطر خواجه از جمله کسانی است که در علوم زمانه خود از جمله عرفان، کلام، فلسفه و فقه وارد شد و در این علوم سرآمد عالمان عصر خود شد.

این فیلسوف معاصر اظهار کرد: خواجه نصیرالدین، فرد پراهمیتی در جهان اسلام است، البته خدمتی که وی به اهل تشیع کرد مثال‌‌زدنی است؛ تا قبل خواجه همه فیلسوفان و عالمان، اهل سنت بودند البته می‌گویند که ابوعلی سینا شیعه بود ولی پذیرش این مسئله مشکل است و ما نمی‌دانیم که وی شیعه بوده یا سنی، اما یقینا می‌توانیم بگویم خواجه شیعه‌مذهب بود و کسی در آن شکی ندارد.

وی در ادامه گفت: خواجه نصیرالدین علاوه بر اینکه خود عالم بزرگی بود، فیلسوف گفت‌وگو هم بود؛ خواجه با عارفان، فیلسوفان و متکلمان عصر خود مکاتبات بی‌شماری داشت. نامه‌هایی که به صدرالدین قونوی می‌نوشت همگی به زبان فارسی بودند. یکی از امتیازات خواجه این است که تألیفات خود را به زبان فارسی می‌نوشت البته ابن‌سینا هم چند کتاب به زبان فارسی دارد، اما عموم عالمان اسلامی تألیفات خود را به زبان عربی می‌نگاشتند.

دینانی در ادامه با اشاره به تدبیر خواجه نصیر‌الدین در سیاست گفت: این عقلی که از آن سخن می‌گوییم به چه معناست؟ عقل را نمی‌توان دید و لمس کرد اما همه جا حضور دارد؛ عقلی که نمی‌توانیم آن را ببینیم ولی در همه جا حضور دارد در سه مرحله تجلی پیدا می‌کند؛ مرحله نخست تجسم عقل دین است، مرحله دوم هنر و مرحله سوم فلسفه. در این سه مرحله است که می‌توانید دنبال عقل بروید.

وی در ادامه گفت: دین در ظاهر تعبد است، اما درهایی را می‌گشاید که تمام عقلانیت را می‌توان در آن پیدا کرد، در این فضا می‌توانیم میدان عقلانیت را پیدا کنیم و اگر کسی نتوانست پیدا کند، مشکل دین نیست.

این فیلسوف معاصر اظهار کرد: هنر مرحله دوم تجلی عقلانیت است؛ هنر در یک رشته خلاصه نمی‌شود از سخن و شعر گرفته تا تئاتر، موسیقی و سینما همه در دایره هنر قرار می‌گیرند. اگر هنر جایگاه کمی داشت حضرت ختمی مرتبت، معجزه خود را کلام قرار نمی‌داد که تا ابد بماند. آیا پیامبر(ص) نمی‌توانست عصای خود را به مار تبدیل کند یا مرده‌ای را زنده کند؟

وی در ادامه گفت: قرآن بر طاق عقلانیت بشر می‌درخشد؛ قرآن نثر است و چه شعری به پای این نثر می‌رسد؛ این کتاب مظهر عقل است.

دینانی در ادامه، فلسفه را سومین مظهر عقلانیت بشر خواند و گفت: با فیلسوف کاری نداشته باشید که فیلسوف چگونه زندگی کرد، آیا در دوران زندگی خود نماز خواند یا نخواند، کافر بود یا نبود؟ فلسفه را ارج بگذاریم. «هایدگر» می‌گوید از من نپرسید ارسطو چگونه زندگی کرد، ارسطو متولد شد، زندگی کرد و سرانجام مرد؛ فکر ارسطو و تألیفات وی را بخوانید؛ چرا که بررسی شرح حال فیلسوفان کار سطحی است.

وی اضافه کرد: پس معرفت را می‌توان در دین، هنر و فلسفه جستجو کنیم. فیثاغورث اصل جهان را بر عدد استوار می‌داند و برای آن معیاری دارد. امروز دنیا، دنیای فیثاغورث است؛ یعنی دنیای ریاضیات تا جامعه‌شناسی و روانشناسی نیز برپایه ریاضیات بنا شده است. خداوند آسمان، زمین و کائنات را بر اصل ریاضیات بنا کرده و خدا چه ریاضی‌دان بزرگی است.

ابراهیمی دینانی خاطرنشان کرد: شهود را یکی دیگر از ابزارهای فهم معرفی می‌کنند. امروزه همه از مکاشفات سخن می‌گویند و اهل مکاشفه شده‌اند. هنر، فلسفه و دین را می‌توانیم در عقلانیت بیاوریم اما مکاشفه را چگونه اثبات کنیم؟ اگر کسی بتواند شهود را در عقل بیاورد و با زبان عقلی شهود خود را باز کند حرفی نیست؛ زمانی که شهود را بر زبان آورده شد، میزان پیدا می‌کند.

وی در ادامه گفت: بر محمد(ص) از طرف خداوند وحی می‌شود چه شهودی بالاتر از وحی اما پیامبر(ص) وحی را با زبان عقل بیان می‌کردند و قرآن همه از روی میزان سخن می‌گویند؛ صرف و نحو، بلاغتش همه معقول است، پس عقل میزان دارد و می‌توان آن را سنجید، ولی شهود میزانی ندارد.

این فیلسوف معاصر افزود: قرآن بر گوش دادن تأکید بسیاری می‌کند و مولوی در آغاز مثنوی با بشنو سخن خود را آغاز می‌کند. اگر کسی حرف حساب می‌زند خوب گوش بدهیم و لحظه‌ای از خود فاصله بگیریم. خیلی مهم است که در فهم طرف مقابل یک لحظه خود را نادیده بگیریم؛ این سخن به این معنا نیست که حافظه را مختل کنیم، بلکه یک لحظه خود را در پرانتز قرار بدهیم و این فاصله گرفتن از خود باعث ایجاد گفت‌وگو بین طرفین می‌شود.

وی در پایان تصریح کرد: سه مرحله را می‌توان برای اندیشیدن در نظر گرفت؛ نخست خود بیندیش، دوم به اندیشه دیگران گوش بده و در آخر باز به خود برگردیم و به اندیشه خود بیاندیشیم. در این سه مرحله است که راه گفت‌وگو باز می‌شود. این سخنان را عرض کردم تا بگوئیم خواجه فیلسوف گفت‌وگو است، حرف طرف مقابل را گوش می‌داد، با ریاضیدان، متکلمین و عرفا و فقهیان گفت‌و‌گو می‌کرد و با آنها چه زیبا سخن می‌گفت. اگر خواجه در تاریخ تشیع نبود ما الان چه کار می‌کردیم؛ ابوعلی سینا فیلسوف جهانی است اما خواجه نصیرالدین طوسی عالم تمام‌عیار شیعه است و کسی به انداز وی به تشیع خدمت نکرده است.

captcha