گروه حوزههای علمیه: اگرچه اقتصاد مقاومتی شعار جدیدی نیست و سالیان متمادی است که در لسان رهبر معظم انقلاب مکررا بر آن تاکید شده است اما تاکید بر اقدام عملی در این زمینه عرصه جدیدی را فراروی متولیان امور مختلف از جمله حوزه و دانشگاه و به خصوص حوزه علمیه گشوده است.
ثانیا اینکه نباید مسئله تبیین شعار امسال را مانند تبیین
شعارهای برخی از سالها که مزین به نام مقدس و مطهر ائمه(ع) و پیامبر(ص) بوده است
با یک نگاه و از یک زوایه نگریست زیرا تبیین شعارهای چنین سال هایی اگرچه علمی
بوده و هست ولی صبغه تبلیغی آن هم رنگ و روی پررنگی داشته و دارد اما شعار امسال
علاوه بر تبیین تبلیغی و ایجاد شور باید تبیینی علمی و مبتنی بر شعور داشته باشد
تا تنها به نوشتن چند کتاب و سخنرانی منحصر نشود و واقعا در پایان سال شاهد تغییر
و تحولی نرمافزاری در حد رسالت حوزه در این مسئله باشیم. بارها از سوی اساتید
حوزه و کارشناسان اقتصادی حوزه بیان شده است که حوزه گام هایی در اسلامی سازی
اقتصاد برداشته است اما اگر از منظر و مرعای عمومی به مسئله جریان مالی، اقتصادی و
به خصوص بانکداری در کشور بنگریم می بینیم که کمتر کسی است که اقتصاد کشور و سیستم
بانکداری را، اسلامی بداند و همین مسئله گاهی به منجر به ایجاد یک شبهه قوی می شود که اساسا اسلام در زمینه اقتصاد و مدیریت اقتصادی حرفی برای گفتن ندارد؛ بماند که برخی فعالیت ها مانند دریافت جریمه دیرکرد به
تصریح برخی از مراجع مطلقا حرام است ولی در سیستم بانکی کشور به راحتی آب خوردن
دریافت می شود.
هنوز با وجود اقدامات صورت گرفته برای اسلامی کردن عقود اقتصادی به نظر می رسد گره های بزرگی در نظام مالی و اقتصادی کشور وجود دارد که بعد دینی آن که رسالت حوزه علمیه است نه تنها گشوده نشده بلکه دریچه ای هم از سوی حوزویان به سوی آن مسایل باز نشده است. به نظر می رسد در چند سال اخیر رویکرد حوزه در تبیین اقتصاد مقاومتی رویکرد کاربردی، شفاف و معطوف به حل مسئله نیست، این موضوع در حد شاید چند نشست علمی، نوشتن برخی کتب و سخن از آن در سخنرانیها و محافل خلاصه شده که گویای نیاز امروز نیست؛ حوزه باید به تبیین مولفه های اقتصاد مقاومتی، رفع گره های شرعی و ایجاد گفتمان عمومی در این عرصه بپردازد که در این سال ها برنامه ای نظاممند برای تحقق این مسئله را شاهد نیستیم و شاید سال اقدام و عمل در اقتصاد مقاومتی فرصتی فرارروی این امر بگشاید.
رسالت نظریهپردازانه
اما رسالت دیگر حوزه بعد از تبیین مسئله، نظریه پردازی است؛ اگرچه حوزه علمیه مسئولیت اجرای اقتصاد اسلامی را عهده دار نیست ولی قطعا تا برنامه ای اسلامی برای اقتصاد نداشته باشد از طرفی مجریان اقتصادی برای توجیه عملکردهای اقتصاد غیراسلامی بر نبود برنامه روشن دینی تاکید خواهند ورزید و متولیان امور دینی از جمله حوزه را مسئول اصلی در این کار تلقی می کنند مسئله ای که در این سال ها رخ داده است از طرف دیگر معرفی نشدن نظریات کاربردی اقتصادی اسلامی بهانه به دست مغرضان می دهد که آیا اسلام در عرصه اقتصادی حرفی برای گفتن دارد و یا نه و حداقل این شبهات در میان عامه مردم می تواند جا باز کند زیرا تاکنون آنچه که در نظریه پردازی اقتصاد اسلامی ضروری بوده به منصه بروز و ظهور نرسیده است.
ارایه روشن و شفاف نظریه اقتصاد اسلامی
لذا در وهله اول ارایه شفاف و روشن دیدگاههای اسلام درباره اقتصاد نه صرفا در فضایی نخبگانی و علمی غیرکاربردی بلکه به صورت کاربردی ضروری است؛ در مرحله دوم باید کرسی های متعدد نظریه پردازی با هدف تاثیرگذاری بر اقتصاد کشور در حوزه و دانشگاه شکل گیرد که تا آنجا که نگارنده این سطور مطلع است کرسی نظریه پردازی در زمینه اقتصاد اسلامی یا در حوزه برگزار نشده و اگر شده در حد تاثیرگذار و جریان ساز نبوده است.
لزوم تربیت نیروهای متخصص میان رشتهای
ممکن است یکی از موانع اصلی در این زمینه دشواری کارهای میان رشته ای عنوان شود که البته دشواری این موضوع امر کاملا قابل پذیرش است اما موضوعات میان رشته ای و اسلامی سازی علوم انسانی موضوعی است که سال های سال است از سوی رهبر معظم انقلاب در کشور گفتمان سازی شده است و البته از انصاف نگذریم تلاش های خوبی هم در ایجاد رشته های میان رشته ای شکل گرفته ولی روند آن رافع نیازها و برطرف کننده انتظارات نیست زیرا تربیت ده ها متخصص میان رشته ای علوم اسلامی و انسانی از سال ها قبل باید در دستور کار حوزه قرار می گرفت اما مع الاسف با وجود کارهای صورت گرفته از سوی برخی مراکز حوزوی به صورت فردی، این مسئله در بدنه حوزه نه تنها دیده نمی شود بلکه بعید است تا سالیان سال، سیستم آموزشی حوزه بتواند طعم رشتههای میان رشته ای به خصوص در عرصه اقتصادی را بچشد و آن را به مردم نیز بچشاند.
اگر امروز اقتصاد کشور تابع و پیرو اقتصادهای معمول دنیا شده و البته هرگز موفقیت های آنان را به خصوص در زمینه کاهش سود بانکی، رونق اقتصادی و ... نداشته است به خاطر آن است که اگر مسئولانی سکان اقتصاد را بر عهده بگیرند که به آموزه های اسلام در اقتصاد باور هم داشته باشند بعید است نسخه روشنی از اقتصاد اسلامی را بتوان بر روی میز آنان گذاشت تا بتوان مدعی اقتصاد اسلامی شد.
به هر حال رسالت حوزه در سال جدید رسالتی متفاوت از گذشته در نزد افکار علاقه مندان به اقتصاد اسلامی تلقی می شود زیرا امسال سال اقدام و عمل است و در چنین سالی حداقل رفع برخی مشکلات نظریه پردازی و نظام سازی اقتصادی از ناحیه متولیان علمی انتظار می رود همان طور که رهبری معظم از مسئولان نیز انتظار دارند تا در پایان امسال اقداماتی عملی برای بازکردن گره های اقتصادی انجام دهند.
اکفتا کردن به برخی گزاره های اقتصادی قرآن مانند پرداخت خمس، زکات، انفاق و پرهیز از اسراف و تبذیر (که البته امری لازم است و اگر به همین ها هم عمل شود ریشه بسیاری از مشکلات فرهنگ اقتصادی خشکیده خواهد شد) نمی تواند مشکلات اقتصادی کشوری را باز کند که بیکاری و رکود و بی عدالتی اقتصادی در آن امری بی نیاز از توضیح است؛ امروز شاید مولفه اخلاق و فرهنگ اقتصادی دست کم از رونق تولید در کشور نداشته باشد که اتفاقا امری کاملا فرهنگی و یکی از مهمترین وظایف حوزه علمیه می تواند باشد.
گاهی متاسفانه این فکر در میان مبلغان و روحانیون وجود دارد که کار فرهنگی و تبلیغ دین، یعنی بیان مسایل شرعی، تبیین و توضیح صرف موضوعات دینی آن هم در راستای جمع کردن ثواب برای آخرت مردم و از این امر غفلت شده و می شود که بسیاری از مسایل دینی نه تنها تامین کننده آخرت است بلکه دنیای مردم را هم آباد خواهد کرد؛ امروز باید موضوعات روز مانند نگاه اسلام در درمان بیماری های روانی، دیدگاه اسلام در تامین معاش و معاد و فرهنگ اقتصاد از اهمیت کار و ارزش ذاتی آن گرفته تا هدف فعالیت اقتصادی همچنین ارزشگزاری ذاتی برای هر نوع فعالیت اقتصادی و عدم خلط آن با ارزشگزاری انسانی و الهی بیشتر برای مردم تبیین و تبلیغ شود و مستندات فراوانی در میان آیات و روایات میتوان برای آن یافت که تنها به یک نمونه از آن به عنوان حسن ختام بسنده میشود که خداوند تبارک و تعالی با تاکید فراوان«لام» بر سر«فتحنا» و ضمیر«نا» در این واژه فرمود«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَلَكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ»(آیه 96 سوره اعراف)
یادداشت از علی فرجزاده