کد خبر: 3506045
تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۹
به مناسبت سالروز تفویض ولایتعهدی؛

ولایتعهدی امام رضا(ع)؛ نمونه بارز تبدیل تهدیدها به فرصت

گروه اندیشه: یکی از اتفاقات تاریخى مهم و اثرگذار تاریخ اسلام که در ماه مبارک رمضان به وقوع پیوست، بیعت با ولایتعهدى امام رضا(ع) است، اتفاق ناگواری که امام گرچه با کراهت و اجبار آن را پذیرفت اما به بهترین شیوه ممکن از آن بهره جست و تهدید مأمون عباسی را به فرصتی بی‌نظیر برای شیعیان تبدیل کرد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، یکی از حوادث و اتفاقات تاریخى مهم و اثرگذار تاریخ اسلام که در ماه مبارک رمضان به وقوع پیوست، بدون تردید ولایتعهدى امام رضا(ع) است که بنا به نقلی در روز ششم ماه رمضان سال 201 هجری قمری صورت گرفت. امام هشتم حدود 20 سال امامت کردند که 10 سال اول امامت ایشان با زمامداری هارون، پنج سال بعد از‌ آن با خلافت امین بود و پنج سال آخر امامت آن بزرگوار با خلافت مأمون و تسلط او بر قلمرو اسلامی آن روز همزمان بود.

امام رضا(ع) در عصر امامت خویش با چند خلیفه عباسی معاصر بودند که تنها در زمان زمامداری مأمون شرایطی پدید آمد که امام را به موضعگیری وا داشت. یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که برای امام رضا(ع) در این برهه از زمان رخ داد، مسئله ولایتعهدی بود.

پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا(ع)

از عهد امام رضا(ع)، عصر جدیدی از شکوفایی و بالندگی فراروی شیعه پدیدار شد و این به سبب کوشش‌ها و رنج‌های امامان پیشین بود. پدید آمدن پایگاه‌های عظیم شیعی از پیامدهای این تلاش‌ها بود. شیعیان به نیرویی رسیده بودند که می‌توانستند حکومت را در دست بگیرند. این وضعیت، حاکمان عباسی را به فکر واداشت تا چاره‌ای بیاندیشند. واگذاری منصب ولایتعهدی به امام رضا(ع) یکی از راه‌های گریز از خطر شیعه بود که حکومت عباسیان برای مقابله با آن از این فرصت استفاده کرد.

مأمون که می‌توان اور را یکی از عالمترین خلفا و بلکه شاید عالمترین سلاطین جهان دانست، می‌خواست بر اساس نقشه‌های سیاسی و منافع و مصالحی که در سر داشت، امام رضا(ع) را وادار به پذیرش ولایتعهدی کند، اما درایت خاص امام(ع)، مامون را در تحقق این پیشنهاد ناکام گذاشت و پیامدی دیگر را رقم زد.

مامون در دوران حکومت خودش به جهت کشتن برادرش امین با مشکلات زیادی مواجه شد و نیاز به یک تکیه‌گاه قوی و محکم برای حکومتش داشت؛ علاوه بر آن براى فرونشاندن آتش انقلابات داخلى که پایه‌های حکومت مامون را بیش از پیش متزلزل می‌ساخت و تظاهر به ارادت به خاندان پیامبر(ص)، مسئله ولایتعهدی را به امام مطرح کرد.

در چنین اوضاع آشفته‌ای مامون برای خروج از تنگنای سیاسی، فریب مردم و در حقیقت نظارت بیش‌تر بر امام (ع)، با مشورت فضل‌بن سهل وزیر خود که فردی شیعه، معتقد و ارادتمند به امام رضا(ع) بود، تصمیم گرفت پیشوای شیعیان را از مدینه به مرو فرا خواند و او را به ولیعهدی خویش برگزیند. به همین منظور نامه‌ای به امام رضا(ع) نوشت و پیشوای هشتم را به مرو فرا خواند.

ولایتهدی امام رضا(ع)؛ نمونه بارزی از تبدیل تهدید به فرصت/ پذیرش ولایتعهدی و برملأ کردن داعیه امامت شیعی

واکنش امام(ع) به ولایتعهدی

حضرت رضا(ع) از ابتدا با آمدن به مرو مخالف بودند و این خود پیروزی بزرگی برای مأمون و دستگاه خلافت عباسی در مقابل علویان به شمار می‌آمد. ایشان نیت شوم مأمون را می‌دانستند و از آمدن به مرو ممانعت می‌کردند اما از سر ناچاری، زور و اجبار از مدینه به سمت مرو حرکت کردند.

مأمون، امام رضا(ع) را تهدید کرده بود که اگر ولایتعهدی را نپذیرد، ایشان را به قتل می‌رساند و طبیعتا امام بر مبنای مصلحت و حکمت و با توجه به علم لدنی بهترین تصمیم را اتخاذ کردند. هر چند امام رضا(ع) چاره‌ای جز پذیرفتن ولایت‌عهدی در پیش نداشت، اما شرط‌هایی نهاد که مأمون را در رسیدن به اهداف خویش ناکام ساخت. از جمله این شروط دخالت نداشتن در امر و نهی‌های حکومت، فتوا ندادن، قضاوت نکردن، امور و سنن دینی را جابه جا نکردن و شرکت نداشتن در عزل و نصب‌ها بود و از این رو امام به صورت عملی خود را از مشارکت در کارهای حکومتی مبرّا ساخت.

هرچند وضع چنین شرط‌هایی از نپذیرفتن ولایتعهدی، ناگوارتر بود؛ اما از جهتی امام(ع) فرصتی می‌یافت تا به وظایف آسمانی خویش با فراغ بال بیشتری بپردازد و از جمله، با علما و بزرگان به مناظره بنشیند و حتی شخص مأمون را در مناظره شکست دهد و او را مجبور به اظهار عجز کند.

اهداف مأمون از این پیشنهاد

از اصرار زیاد مأمون برای تحمیل مسئله ولایتعهدی بر امام رضا(ع)، روشن است که اهداف مهمی‌ را از این کار دنبال می‌کرد. بر اساس قرائن و منابع تاریخی موجود، راضی ساختن شیعیان، نظارت بر امام و محدود ساختن ایشان، فروکش کردن قیام‌های علویان، لکه‌دار ساختن شخصیت معنوی امام(ع) به آلودگی‌های حکومت و استوار کردن پایه‌های حکومت خود با متصل کردن خود به امام رضا(ع) از جمله انگیزه‌های مأمون از پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا(ع) بود.

بعد از این در جریان مجلس جشن ولایتعهدی امام به گونه‌ای سرد با مأمون برخورد کرد که نه تنها هیچ‌گونه تشکری از مأمون نکرد بلکه خطبه‌ای خواند که شایستگی و حقانیت خلافت را زیر سوال برد و فرمود: «ما اهل بیت(ع) حق داریم بر شما مردم که ولی‌امر شما باشیم. و حق شما این است که ما شما را اداره کنیم و هرگاه شما این حق را به ما دادید ما وظیفه داریم که تکلیف خود را نسبت به شما ادا کنیم.» این جمله کوتاه و پر مغز امام، همه‌چیز را برای مردم ثابت کرد و زمینه را برای سوء‌استفاده مأمون از بین برد.

پذیرش ولایتعهدی از منظر رهبر معظم انقلاب

رهبر معظم انقلاب، نیز طی سخنانی سیاست و تدابیر امام رضا(ع) درخصوص مسئله ولایتعهدی که منجر به شکست اهداف مأمون شد را اینگونه برمی‌شمرند: «هنگامی که مأمون امام را از مدینه به خراسان دعوت کرد، آن حضرت فضای مدینه را از کراهت و نارضایتی خود پر کرد؛ به طوری که همه کس در پیرامون امام، یقین کردند که مأمون با نیّت سوء، حضرت را از وطن خود دور می کند.

همچنین هنگامی که در مرو، پیشنهاد ولایتعهدی آن حضرت مطرح شد، حضرت به شدّت استنکاف کرد و تا وقتی که مأمون صریحاً آن حضرت را تهدید به قتل نکرده بود، آن را نپذیرفت. با این همه، امام فقط بدین شرط، ولیعهدی را پذیرفت که در هیچ یک از شئون حکومت دخالت نکند و به جنگ و صلح، عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد و مأمون نیز که فکر می کرد بعداً به تدریج می تواند امام را به صحنه فعّالیت های خلافتی بکشاند، شرط امام را قبول کرد.»

ولایتهدی امام رضا(ع)؛ نمونه بارزی از تبدیل تهدید به فرصت/ پذیرش ولایتعهدی و برملأ کردن داعیه امامت شیعی

پذیرش ولایتعهدی و بر ملاکردن داعیه امامت شیعی

بهره‌برداری امام از این ماجرا بسیار مهم‌تر است. ایشان با قبول ولایتعهدی، دست به حرکتی زد که در تاریخ زندگی ائمّه(ع)، پس از پایان خلافت اهل بیت(ع) در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بی نظیر بوده است و آن بر ملأ کردن داعیه امامت شیعی در سطح عظیم اسلامی و دریدن پرده غلیظ تقیّه و رساندن پیام تشیّع به گوش همه مسلمان‌هاست.

گرچه مأمون، امام را جدای از مردم می‌پسندید و برای قطع رابطه معنوی و عاطفی میان امام و مردم دست به هر کاری می‌زد و حتّی آگاهانه مسیر حرکت امام از مدینه تا مرو را طوری انتخاب کرده بود که از شهرهای معروف به محبّت اهل بیت(ع) عبور نکند اما امام در همان مسیر تعیین‌شده از هر فرصتی برای ایجاد رابطه جدیدی میان خود و مردم استفاده کرد.

در «اهواز» آیات امامت را نشان داد. در «بصره» خود را در معرض محبّت دل‌هایی که با او نامهربان بودند، قرار داد. در «نیشابور» حدیث مشهور سلسلة‌الذّهب را برای همیشه به یادگار گذاشت. در «مرو» نیز که سرمنزل اصلی و اقامتگاه دستگاه خلافت بود، هرگاه فرصتی دست می‌داد، حصار دستگاه حکومت را برای حضور در انبوه جمعیت مردم می‌شکافت.

نه تنها سرجنبانان تشیّع از سوی امام به سکوت و سازش تشویق نشدند، بلکه قرائن حاکی از آن است که وضع جدید امام موجب دلگرمی آنان شد و شورشگرانی که بیشتر دوران‌های عمر خود را در کوه‌های صعب‌العبور و آبادی‌های دوردست و با سختی و دشواری می‌گذراندند، با حمایت امام حتّی مورد احترام و تجلیل کارگزاران حکومت در شهرهای مختلف نیز قرار گرفتند.

و اما در نهایت، مأمون که پس از پیشنهاد مسئله ولایتعهدی به امام باز هم نتوانسته بود به اهدافی که از پیش بری خود ترسیم کرده بود، دست یابد، تصمیم بر قتل امام رضا(ع) گرفت و در سال ۲۰۳ هجری قمری آن امام همام را در سن 55 سالگی به شهادت رساند.

captcha