کد خبر: 3506426
تاریخ انتشار : ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۲
به بهانه امضای ولایتعهدی امام رضا(ع)/

ولایتعهدی امام رضا(ع) و الگوپذیری جامعه امروز

گروه اندیشه: مسئول پژوهش حوزه علمیه امام رضا(ع) گناباد گفت: اگر به وجه نورانی و ظلمانی موضوع ولایتعهدی امام رضا(ع) با هم نگریسته شود، مدلی نیز برای جامعه امروز ما خواهد بود که چگونه مجبور می‌شویم، علیرغم میل درونی‌مان، در جاهایی سکوت کنیم و خون دل بخوریم تا مردم دنیا با مظلومیت شیعه آشنا شوند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، 24 خردادماه مصادف با هفتم رمضان المکرم بنا به نقل  تاریخ یعقوبی امضای عهدنامه ولایتعهدی حضرت رضا(ع) از سوی مأمون وبیعت وی و خاندان، نزدیکان، لشکریان و عموم مردم با آن حضرت انجام شده است.
بر اساس این گزارش، مأمون در طول خلافت خود، با مشکلات عدیده‌ای مواجه بود که عدم جلب بیعت مردم در سرزمین پهناور اسلامی، وجود ناآرامی‌ها و تجزیه‌طلبی‌ها در مناطق مختلف مملکت اسلامی و وجود شخصیت برجسته، ممتاز و مورد توجه مردم یعنی علی‌ابن‌موسی‌الرضا(ع) سه مسئله‌ای بود که مأمون را همواره نگران داشت.
یکی از راهکارهایی که مأمون برای کاهش این نگرانی‌های خود داشت، طرح مسئله ولایتعهدی به امام رضا(ع) بود که البته درباره دلایل و اهداف مأمون از این کار، نظرات متفاوتی وجود دارد؛ به وجود آوردن منشأ دینی برای حکومت خود به رغم اعتقاد نداشتن به امام رضا(ع)، خالی کردن صحنه سیاسی کشور از وجود آن حضرت، بهره‌برداری از نفوذ کلمه‌ امام، جلب رضایت ایرانیان که به تشیع روی آورده بودند و احتمال فرونشاندن قیام‌های علویان از جمله مهم‌ترین دلایلی است که برای این اقدام مطرح می‌شود.
ولایتعهدی امام رضا(ع)؛ نمونه‌ای از فلسفه سیاسی اسلام/تنوع رفتار سیاسی ائمه اطهار(ع) در برخورد با دشمنان متفاوت
فارغ از سیر تاریخی مسئله ولایتعهدی امام رضا(ع)، این اقدام پیام‌ها و نکات پندآموزی دارد که در زندگی سیاسی امروز جامعه هم می‌شود از آن درس گرفت، از همین‌رو در گفت‌و‌گو با یکی از پژوهشگران و استادان حوزه علمیه به بررسی این مسئله پرداختیم.
حجت‌الاسلام سیداحمد هاشمی، مسئول پژوهش حوزه علمیه امام رضا(ع) گناباد در گفت‌و‌گو با ایکنا، ولایتعهدی امام رضا(ع) برای مامون عباسی را مشابه وزارت یوسف نبی(ع) برای فرعون عنوان و اظهار کرد: یوسف نبی(ع) از طرف خدا مأمور شد که جامعه مصر را در ظاهر از قحطی گندم نجات دهد اما در باطن هدف دیگری در کار بود و آن رهانیدن مردم از قحطی عقلانیت و بردگی نفاق بود که تحت پوشش بت‌پرستی توسط فرعون و طبقه روحانی نمای آن عصر بر مردم بیچاره اعمال می‌شد.
استعمار، استحمار و بردگی؛ نتیجه تسلط بت‌پرستی بر مردم
وی افزود: اصولا آنچه در زیر لوای بت‌پرستی اتفاق می‌افتد از خود بت‌پرستی بدتر است؛ زیر پرچم بت‌پرستی هم استعمار وجود دارد و هم استحمار و نتیجه بردگی انسان برای انسان، همان چیزی است که در دوره فرعون شاهد آن هستیم.
حجت‌الاسلام هاشمی ادامه داد: در این شرایط، رحمانیت خداوند اقتضا می‌کرد پیامبری بفرستد تا در زیر پوشش وزارت برای فرعون، مردم را از هر دو قحطی دنیا و عقلانیت نجات دهد «ومکروا ومکرالله و الله خیرالماکرین» و چه زیبا این قصه احسن‌القصص نامیده شده است، جایی که انسان با تقوایی هم چون یوسف(ع) با زیبایی ظاهر و باطن خویش، هم زلیخا و هم مردم مصر را نجات می‌دهد.
مسئول پژوهش حوزه علمیه امام رضا(ع) گناباد با اشاره به این داستان، درباره ولایتعهدی امام رضا(ع) گفت: این شرایط نفاق این‌بار در شکلی متفاوت در زمان مامون اتفاق می‌افتد که بسیار پیچیده‌تر و خطرناک‌تر بود.
حجت‌الاسلام هاشمی اظهار کرد: در زمان مأمون، طاغوت زیر پرچم خود دین قیام کرده بود و او در نقش مدافع اهل بیت(ع) و دین پیامبر(ص) بر مردم حکومت می‌کرد، لذا در این شرایط بسیار فتنه‌آلود، تشخیص دوست از دشمن بسیار مشکل شده بود.
وی ادامه داد: در میان مشکلات طاغوت در آن عصر، آنچه خودنمایی می‌کرد، الگوی اسلام ناب در قامت امام رضا(ع) بود که هر کس به آن نگاه می‌کرد، در آینه وجودش، انحراف دولت عباسی را مشاهده می‌کرد.
پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا(ع) و بهانه‌ای برای جریان نفاق
وی تصریح کرد: در آن زمان جریان نفاق به خوبی مشکل را شناسایی کرد و با پیشنهاد ولایتعهدی به امام رضا(ع) خواست تا لباس جدیدی از حیله به تن کند.
وی بیان کرد: در زمانی که آن‌ها با استفاده از این روش می‌خواستند تا انحرافات حکومتشان معلوم نشود، امام رضا(ع) مأمور شد تا جریان نفاق را با مکر و حیله خودشان از درون رسوا کند.
حجت‌الاسلام هاشمی با بیان اینکه انتخاب امام رضا(ع)، انتخاب انسانی در نهایت تقوا و عقلانیت برای نجات دادن مردم گرفتارشده در چنگال طاغوت بود، گفت: اولین اقدام علی‌ابن‌موسی‌الرضا(ع) در این راستا این بود که نشان دهد جریان ولایتعهدی حقه‌ای بیش نیست که از همین رو در مراسم پیشنهاد ولایتعهدی نشان داد که راضی به این کار نیست و به جبر راهی خراسان شده است.
وی افزود: انسان‌های بصیر در همین جریان، درک کردند که حکومت مأمون مشروع نیست که امام رضا(ع) با رضایت به خراسان نیامده است.
وی قبول ولایتعهدی، آن هم با شرایط و شروط جالب را دومین اقدام امام رضا(ع) عنوان و اظهار کرد: شروط امام برای قبول ولایتعهدی نشان داد که ایشان به اعمال حکومت راضی نیستند و دخالتی در امور حکومتی ندارند.
حجت‌الاسلام هاشمی این جریان‌ها را ظاهر این اقدام تاریخی بیان و تأکید کرد: با قبول ولایتعهدی توسط امام رضا(ع)، جریان نفاق از امام، دور عجیبی می‌خورد و امام فرصت پیدا می‌کند تا با کل عالم اسلام وارد مذاکره شود و به صورت قانونی روشنگری کند.
شناخت اسلام واقعی به واسطه قبول ولایتعهدی
وی افزود: احتمالا بر اثر همین جریان، گروه‌های زیادی توانستند اسلام واقعی را شناسایی کنند و تهی بودن حکومت را درک کنند.
وی، شناخت درست را یکی از اهداف قبول ولایتعهدی توسط امام رضا(ع) دانست و گفت: بر اثر این رخداد، مردم با انحراف ظریف دولت اموی آشنا شدند و به خوبی درست را از نادرست و راست را از غیر حق تشخیص دادند؛ امام به خوبی مأموریت خود را انجام داد و در مناظرات خویش موفق شد، خواص ادیان را با حقانیت دینی که خود داعیه‌دار آن بود، آشنا کند و به این ترتیب دوباره اذهان مردم را متوجه خاندان عصمت و طهارت(ع) کند و غیرمشروع بودن جریان نفاق را نشان دهد.
حجت‌الاسلام هاشمی در پایان به مقایسه قصه یوسف(ع) و امام رضا(ع) پرداخت و افزود: این دو داستان سرانجام متفاوتی دارند، یوسف عزیز مصر می‌شود و در نهایت احترام زندگی می‌کند ولی امام غریب ما، ثامن‌الحجج(ع) مظلومانه در عین قدرت عقل و تقوا به شهادت می‌ر سد تا مکتب خود را با خون در تاریخ ثبت کند.
ولایتعهدی امام رضا(ع)؛ نمونه‌ای از فلسفه سیاسی اسلام/تنوع رفتار سیاسی ائمه اطهار(ع) در برخورد با دشمنان متفاوت
نگریستن به وجه نورانی و ظلمانی موضوع ولایتعهدی
وی ابراز کرد: اگر به وجه نورانی و ظلمانی موضوع ولایتعهدی امام رضا(ع) با هم نگریسته شود، مدلی نیز برای جامعه امروز ما خواهد بود که چگونه مجبور می‌شویم، علیرغم میل درونی‌مان، در جاهایی سکوت کنیم و خون دل بخوریم تا مردم دنیا را با مظلومیت شیعه و انقلابی که داعیه‌دار آن هستیم، آشنا کنیم.
اگر شروط امام رضا(ع) برای پذیرفتن مقام ولایتعهدی را مطالعه کنیم، به خوبی درمی‌یابیم که امام بر همه اهداف مأمون خط بطلان کشید و ضمن نشان دادن عدم رضایت از مشروعیت سیستم حکومتی مأمون، برنامه‌های خود را در جهت ترویج اسلام واقعی به پیش برد.
مطالعه فلسفه سیاسی حرکت امام رضا(ع) در قبول ولایتعهدی و بررسی سیره رفتاری سایر ائمه اطهار(ع) در دوران‌های مختلف در برخورد با دشمن، نشان می‌دهد که شیوه اهل بیت(ع) در برخورد با دشمن، درجات و شیوه‌های مختلفی داشته که تفکر در این امر، نقشه راهی برای حکومت امروز جامعه اسلامی پیش روی ما می‌گذارد.
captcha