به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، در هفتمین روز یازدهمین نمایشگاه بینالمللی قرآن و عترت مشهد باز هم مردم زودتر از غرفهداران وارد نمایشگاه شدند و با استقبال شایسته خود آغازگر نمایشگاه بودند.
حوالی ساعت 6:15 دقیقه، 15 دقیقه پس از شروع زمان آغاز به کار، در یک روز مانده به آخرین روز نمایشگاه، مردم در حالی وارد نمایشگاه میشدند که برخی غرفهداران هنوز در محل خود حضور نداشتند و امروز هم اشتیاق مردم آغازگر نمایشگاه شد و به غرفهداران برای آغاز ساعاتی همجواری با قرآن و عترت انرژی بخشید.
استقبال از نمایشگاه قرآن و عترت در ساعات پیش از افطار مثل همیشه کمتر از ساعات پس از آن بود اما با این وجود هرچه به ساعات افطار نزدیک میشدیم گرمای معنویت بیشتر احساس میشد، خانوادهها در دقایقی مانده با اذان مغرب در حال تدارک افطار بودند تا روزه خود و تجلی یک روز بندگی عاشقانه را در بوستان قرآن و عترت شهر بهشت به شکرانه بنشینند و در فضای باز نمایشگاه سفره ساده افطاری بگشایند.
در اولین لحظات آغاز به کار نمایشگاه قرآن مشهد در تایم دوم، پس از افطار، جمعیت بیشتری وارد نمایشگاه میشد، در ورودی نمایشگاه، در آغاز مراکز عرضه کتاب، مناجات زیبایی با امام زمان(عج) با نوای «آقای من کجایی» پخش میشد و گویی از مهجوریت قرآن و بیتوجهی به عترت که باعث تأخیر در ظهور حضرتش شده بود، حکایت میکرد و با این پیشزمینه مردم را به توجه بیشتر به قرآن رهنمون کرده و به استفاده هرچه بیشتر از فرصت بهرهگیری از قرآن و عترت توصیه.
عرضه کتب غیر مرتبط؛ برهمزننده نظم موضوعی نمایشگاهدر همین بین در ادامه مسیر ورود به نمایشگاه در میان مراکز انتشاراتی، کتابهایی عرضه میشد که با این حس و انگیزه همخوانی نداشت، کتابهای رمان غیرمرتبط، کتابهای آشپزی، طبی، زیبایی و ... نظم نمایشگاه را برهم زده بود و واقعا در نمایشگاهی که عنوان قرآن و عترت داشت، توی ذوق میزد.
برخورد ناخوشایند غرفهدار «پوشاک اسلامی»در بازدید از غرفههای سالن فردوسی به غرفههایی برخوردم که طبق عنوان درجشده در ورودی آنها پوشاک اسلامی عرضه میکردند، لباسهایی را دیدم که بارزترین ویژگی آنها در نگاه اول بزرگی سایز آنها، سادگی و جنس بافت آن به چشم میآمد، جلوتر رفتم تا از غرفهدار درباره ویژگی خاص این لباسها که باعث شده پسوند اسلامی بگیرند بپرسم که در جواب من خیلی بیحوصله جواب داد: «اینجا نمیشه باید بیای فروشگاه!» انگار بیش از آنکه بخواهد لباس اسلامی را معرفی کند و یا حتی در نمایشگاه فروش بیشتری کند به فکر جذب مشتری برای آیندهاش بود، آینده بعد از پایان نمایشگاه!، وقتی گفتم چند دقیقهای بیشتر طول نمیکشد بازهم همان پاسخ را داد.

از برخورد غرفهدار حس خوبی نداشتم، جلوتر که رفتم با غرفهدار دیگری که پوشاک اسلامی عرضه میکرد مواجه شدم، چهره گشادهاش را که دیدم مشتاق شدم بیشتر درباره لباس اسلامی بدانم، برخورد غرفهدار را فراموش کردم و جلوتر رفتم و از ویژگیهای لباسها پرسیدم که در جوابم گفت: «جنس ابن لباسها از پنبه است که خواص خود را دارد و از پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) درباره آن سفارش شده و حدیث داریم که لباس پنبهای لباسی است که ما ائمه(ع) میپوشیم؛ پوشیدهبودن نیز از سایر ویژگیهای این لباس است.»
در ادامه راهرو انتهایی سالن فردوسی، کودکانی را دیدم که مشغول رنگآمیزی بودند، نقاشیهایی با مضامین مذهبی و دینی در غرفه قرار داشت که کودکان ضمن رنگآمیزی آنها و مطالعه چند سطری راجع به نقاشیها با آموزههای دینی آشنا میشدند اما به نظر میرسید مکان این غرفه با این کاربری بهتر بود، تغییر کند و از انتهای سالن و دورترین نقطه نسبت به ورودیها باید به مکانی که بیشتر در دسترس و دید خانوادهها و کودکان باشد، قرار میگرفت.
صف برای سیمکارت در نمایشگاه قرآن!در یکی دیگر از بخشهای نمایشگاه مردم برای سیمکارت صف کشیده بودند، کاربریهایی که به دور از چشم ناظران نمایشگاه، منظری ناخوشایند را در میان غرفههایی با عطر و بوی قرآن به نمایش گذاشته بود و در محل دیگر در سالن فردوسی ظروف سفالی نقاشیشده عرضه میشد؛ هرچند دوم تیرماه آخرین روز برگزاری نمایشگاه است اما میطلبد ناظران در نمایشگاههای قرآن سالهای آینده بر عرضه محصولات و نظم نمایشگاه نظارت بیشتری داشته باشند.
جشن تولد 10 سالگی ایکنای خراسان رضوی جشن تولد 10 سالگی تنها خبرگزاری تخصصی قرآن کریم در سطح بینالملل، خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) شعبه خراسان رضوی نیز یکی از مبارکترین اتفاقاتی بود که در ساعت پایانی هفتمین روز نمایشگاه و در سالروز میلاد امام حسن مجتبی(ع) با حضور دبیران، خبرنگاران، مسئولان جهاد دانشگاهی خراسان رضوی و ... انجام شد؛ خبرگزاریای که رسانه محوری در بازتاب تمامی دورههای برگزاری نمایشگاه بینالمللی قرآن و عترت مشهد بوده است و سهم قابل توجهی در گسترش فعالیتهای قرآنی دارد.
اعتراض خاموش به پایان زمان نمایشگاه در مسیر خروجی تقریبا ساعت از 23 گذشته بود که ناظمان نمایشگاه مردم را به خروج از نمایشگاه هدایت میکردند، در همین بین و در ازدحام جمعیت صدایی به گوش رسید: «بعد از افطار که مردم تازه به نمایشگاه میآیند، نمایشگاه تعطیل میشود!» واقعا هم همینطور بود، در ساعات پایانی شب به جمعیت بازدیدگنندگان از نمایشگاه افزوده میشد اما به ناچار باید نمایشگاه را ترک میکردند، خیلیها این اعتراض را داشتند و جمعیت فراوان، سرعت کندشان در خروج از نمایشگاه و دلخوری عدهای که گرم بازدید از غرفهها بودند گواه این مطلب بود.