یک پژوهشگر گفتمانپژوهی گفت:
الهی بودن متن؛ پیشانگاشت ضروری رویکرد معناشناختی به قرآن
گروه اندیشه: یک پژوهشگر گفتمانپژوهی معتقد است که رویکرد معناشناختی میتواند مبتنی بر دو پیش فرض متعارض باشد و در این خصوص باید پیشفرض الهی بودن متن قرآن را در نظر داشت، همچنین معناشناسی زبان مشترکی برای بازسازی نظام سنتی است.
محمدنصراوی، پژوهشگر گفتمانپژوهی است. نصراوی در خصوص زبانشناسی مطالعات عمیقی داشته و تلاش کرده است تا پای رویکردهای جدید را به مطالعات قرآن باز کند. وی کوشیده تا این کار را در پایاننامه خود با عنوان «بازسازی گفتمان محمد در صحیفه سجادیه واکاوی کردار گفتمانی با استفاده از نظریه باختین و روش تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف» انجام دهد.

نصراوی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، در پاسخ به اینکه معناشناسی چیست؟ گفت: معناشناسی یکی از شاخههای زبانشناسی است. هر واژهای در فارسی که پسوند «شناسی» دارد، هدفش مطالعه علمی آن مبحث است، مانند زمینشناسی که هدفش مطالعه علمی زمین است. زبانشناسی نیز هدفش مطالعه زبان با ادبیاتی است که در علم وجود دارد و معناشناسی یکی از شاخههای زبانشناسی است.
وی ادامه داد: زبانشناسی دو شاخه دارد که یکی زبانشناسی توصیفی و دیگری زبانشناسی کاربردی است. همه همّ و غمّ زبانشناسی توصیفی معطوف است که زبان را به طور علمی توصیف کند. این شاخه به بخشهای آواشناسی، واجشناسی، صرف، نحو و معنیشناسی تقسیم میشود.
این پژوهشگر گفتمانپژوهی تصریح کرد: هدف معناشناسی نیز مانند زبانشناسی مطالعه علمی معنی است. معناشناسی دو ویژگی دارد یکی آن است که بدون پیش انگاشته به سراغ مطالعه علمی برود و دیگر این که این مطالعه صریح باشد، یعنی دارای ابهام نباشد و شفاف به اصل مطلب بپردازد.
نصراوی با بیان اینکه شاخههای علم معناشناسی را میتوان از نشانهشناسی پیگیری کرد، گفت: پدر نشانهشناسی فردیناند دوسوسور است و همعصرش چارز سندرز پرس در آمریکاست که در نشانهشناسی منطقی وارد شده است.
وی ادامه داد: امروز معناشناسی دارای شاخههای متعددی است. یکی از شاخههای معناشناسی، معناشناسی منطقی است که به روابط منطقی میپردازد، معناشناسی شناختی هم که امروز یکی از پرکاربردترین رویکردها در این زمینه است، به رابطه معنا با ذهن، سیستمهای عصبشناختی و ... میپردازد.
این پژوهشگر گفتمانپژوهی در پاسخ به این پرسش که داشتن رویکرد معناشناسانه به قرآن به چه معناست؟ گفت: اینجا خیلی مهم است که ما با چه رویکردی میخواهیم قرآن را مورد مطالعه قرار دهیم. باید یکی از اشتباهاتی که در واقع غیرعمدی است را مورد اشاره قرار دهم. این بسیار مهم است ما با چه پیشانگاشتهای به سراغ مطالعه قرآن میرویم. دو پیشانگاشته وجود دارد که باید دید کدام یک بیشتر در نظر پژوهشگران قرار گرفته است.
نصراوی افزود: یک پیشانگاشته این است که قرآن یک متن مثل تمام متون بشری است که 1400 سال پیش نوشته شده است و در این پیشانگاشته کتابالله را همانند یک کتاب در نظر میگیرند که نویسندهاش دارای زمان، مکان و بافت بوده است. این نگاهی است که بیشتر مستشرقین دارند. در این نگاه است که قرآن را همانند دیوان حافظ یا کتاب «الابنیه عن حقایق الادویه» موفق هروی مطالعه میشود. موفق هروی زمانی زنده بوده است و این کتاب را نوشته است و بعد از دنیا رفته است و من الان به او دسترسی ندارم. این یک زاویه مطالعه است، اما زاویه دیگری هم هست که من از منظر گفتمان اسلامی به قرآن نگاه کنم، یعنی این پیشانگاشته را داشته باشم که این کتاب از جانب پدیدهای صادر شده است که زمان و مکان ندارد و الان نیز من می توانم با او گفتوگو بکنم.
وی تصریح کرد: این قرآن کلام یک منبع فرا زمان، فرامکان و بدون بافت است و در صورت التزام به این پیشانگاشته متن قرآن بسیار پیچیدهتر خواهد بود. تا آنجایی که مطالعه داشتهام نگاه جدیای با این پیشانگاشته وجود ندارد. علم هرمنوتیک به این پرداخته است اما سنگینی متن را در سمت خواننده قرار داده است، نه پدیدهای که متن را پدید آورده است و این بحث بسیار پیچیده است و جای کار دارد.
این پژوهشگر گفتمانپژوهی در پاسخ به اینکه رویکرد معناشناختی به قرآن به چه معناست؟ گفت: میتوان با هر کدام از این رویکردها به متن توجه کرد، برای مثال من میتوانم به سراغ قرآن بیایم و ببینم واژه «رزق» یا واژه «ظهار» در 1400 سال پیش و بافت آن روزگار چه معنایی داشته است. یکی از کارهایی که آقای پاکتچی انجام داده است این است که آمده و واژههای ساحر، کاهن و قصهگو را مورد بررسی قرار داده است که چه ربطی به هم داشتهاند و آیا در یک حوزه معنایی و گفتمانی بودهاند یا خیر؟
وی ادامه داد: همچنین در معناشناسی دوگونه مطالعه معنی داریم، یکی مطالعه در زمانی معنی و دیگر مطالعه همزمانی معنی که به دنبال آن است که الان این واژه چه معنایی دارد و مطالعه درزمانی یعنی در طول تاریخ چه معنایی داشته است و سیر تطور معنا دیده شود.
نصراوی افزود: انسان باید خود را از تمام پیشانگاشتههای بشری خالی کند و بعد به سراغ قرآن برود و آن موقع مانند باختین متن را به صدا در بیاورد و ببیند آیا متن میتواند با او گفتوگو کرده و معنای جدیدی خارج از فهم معنای خود خواننده تولید کند یا خیر؟
وی در پاسخ به پرسشی درباره تجربه ایزوتسو در خصوص معناشناسی قرآن گفت: ما در این زمینه از مطالعاتی که الان در دنیا صورت میگیرد عقب هستیم، مطالعه ایزوتسو بر اساس نظریه نسبیت زبانی انجام شده است که این مطالعه به دنبال نوعی مطالعه فرهنگی از معنی است، اما این روش دیگر منسوخ شده است و الان ما معنیشناسی شناختی را داریم که رابطه معنا و شناخت را در نظر میگیرد و با این رویکرد کارهای زیادی را میتوان انجام داد و جسته گریخته کارهایی با این رویکرد انجام شده است.
این پژوهشگر گفتمانپژوهی ادامه داد: ارزشمند بودن کارهای ایزوتسو برای ما به این خاطر است که نشان داده است که میتوان با رویکرد معناشناسانه به سراغ قرآن رفت. من دوباره تاکید میکنم که باید دید که ایزوتسو از چه زاویهای به قرآن نگاه کرده است، آیا قرآن را کلام خدا دانسته و یا متنی که در گذشتهها نوشته شده است؟ اینکه قرآن را متنی فرازمان و مکان بدانیم، خیلی اهمیت دارد و میتواند مختصات جدیدی از قرآن به ما بدهد.
نصراوی در پاسخ به این پرسش که آیا در تفکیکی که شما در پیشانگاشتهها قائل هستید، ممکن نیست تا معناشناسی از مسیر خود خارج شود؟ گفت: دقیقا این مشکل در سایه مطالعه علمی صورت میگیرد و نگرش شما نسبت به مخاطب در فهمتان از کلام تاثیر میگذارد، به عنوان یک مثال ساده، فرض کنید شما با خودرویتان یک مسیری را می روید که به یک کوچه میرسید و بچه پنج سالهای را میبیند که به شما میگوید از این کوچه نروید، شما وقعی به حرف او نمیگذارید و از آن کوچه میروید، اما اگر به جای آن پسر بچه پنج ساله، یک افسر پلیس بود که آن حرف را میزد، کلامش مشروعیت داشت و شما مجبور بودید پیروی کنید.
وی افزود: از این رو نگرش به مخاطب خیلی در متن تاثیر دارد، اگر من کسی را که این متن را تولید کرده است، دوست داشته باشم و از او فرمانبرداری داشته باشم که مثال اعلایش خدا میشود، من نگرش دیگری به متن خواهم داشت و این متن برای من مشروع و حجیتآور خواهم بود، اما یک مستشرق اگر این متن را بخواند و از پیش فرض گرفته باشد که این متن را یک عرب که 1400 سال پیش در یک وضعیت بد تمدنی میزیسته تالیف کرده باشد به دنبال آن خواهد بود که ببیند مولف متن در چه قبیلهای زندگی میکرده است و واژگان در آن فضا چه معنایی داشته است و متن هیچ حجیتی نداشته و کاملا علمی مطالعه خواهد کرد.
نصراوی در پاسخ به این پرسش که رویکرد معناشناختی چه نسبتی با رویکردهای سنتی در مطالعات قرآنی دارد؟ گفت: یکی از مسائل مهمی که در دنیای امروز داریم، معرفی داشتهها و میراث سنتی به جهانیان به زبان امروز است و نکته مهمی که باید اهتمام بورزیم این است که باید بتوانیم زبان مشترکی را برای معرفی این دادهها پیدا بکنیم.
وی ادامه داد: نگاههای سنتی چون نامعهود مخاطبان آکادمیک غربی و حتی داخلی است، این کارایی را ندارد، اما نظریههای جدید مثل معنیشناسی و تحلیل گفتمان چون از نظر گفتمانهای علمی به یک زبان مشترک علمی تبدیل شده است، میتواند ابزاری برای معرفی داشتههایمان باشد.
نصراوی با بیان اینکه نگاههای سنتی ما متاسفانه در بستر آکادمیک زیاد سیستماتیک و نظاممند نیست و واژگان استفاده شده در این نظام، واژگانی هستند که در پیکر زبانی آکادمی امروز یا نیستند و یا فهمیده نشده و یا کم بسامد هستند، از این رو یا باید برای این واژگان معادل سازی و یا سیستم را بازسازی کرد. این را باید قبول کنیم که قدرت و مشروعیت در نظام آکادمیک با نظام غربی است و ما تحت سیطره این نظام مطالعه میکنیم و اگر بخواهیم داشتههای سنتی خود را به آنها معرفی کنیم، چه نظر روششناسی و چه از نظر متونی که داریم، باید به زبانی بیان کنیم که آنها بفهمند.
نصراوی در پایان گفت: کتابهای ادبی و لغوی ما در نظام سنتی خودمان نظریاتی مانند تفتازانی و دیگرانی دارد که پتناسیل نظاممندی و به روزکردن و کارآمدتر شدن را دارد.
گفتوگو از میثم قهوهچیان