به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، حسن رحیمپور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسه نقد و بررسی تئوری تضعیف توان نظامی کشور با عنوان «شمشیر زنگزده تکنوکراتها» که شامگاه هفتم مهرماه در مسجد امام رضا(ع) مشهد برگزار شد، ابراز کرد: جریانات غربگرای داخل که خود را ذیل عناوینی چون تکنوکرات، دموکرات یا دیپلمات مینامند حداقل باید در طی این 37 سال، در یکی از این سه عرصه مدیریت موفقی از خود نشان میدادند مثلا اینکه بگویند ما انقلابی نیستیم اما در جایی با مدیریت علمی و تکنیکی توانستیم موفق عمل کنیم.
وی ادامه داد: اما میتوان گفت، این افراد حتی تکنوکراتهای خوبی هم نبودند، آنان که خود را دموکرات یا دیپلمات مینامند نیز از همین دستهاند، از دوران مرحوم بازرگان تاکنون، یک نمونه مذاکره موفق که حداقل در بُعد اقتصادی به نفع کشور بوده باشد یا گوشهای از مدیریت علمی _عقلانی که کشاورزی یا صنعت کشور را احیا کرده باشد، از آنان ندیدهایم.
مذاکرهای که غیرت پشت آن نباشد، بینتیجه خواهد بودرحیمپور ازغدی با بیان اینکه در طی 37 سالی که از انقلاب میگذرد، مذاکره با آمریکا، انگلیس و قدرتهای استعماری، نتیجهای جز ضرر برای ملت ما نداشته است، افزود: مذاکرهای که غیرت پشت آن نباشد، بینتیجه خواهد بود.
وی گفت: فلسطین 60 سال است مذاکره میکند اما این مذاکرات کوچکترین تأثیر واقعی در بیرون نگذاشته است، زمانی نتیجه گرفتند که انتفاضه اسلامی و عملیات استشهادی به راه افتاد، هرکجا غیرت، قدرت، فداکاری، عقلانیت، برنامهریزی و نگاه جهادی حاکم بود، خوب پیش رفتیم و برعکس، هرجا وادادگی، اعتماد و التماس به دشمن به میدان آمد، چیزی عایدمان نشد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با ذکر نمونه برجام، یادآور شد: در قضیه برجام، رئیس جمهور، وزیرخارجه و رئیس سازمان انرژی اتمی همه اذعان میکنند که آمریکا به تعهداتش عمل نکرد. در حالی که آمریکاییها میگویند ما به همه تعهداتمان عمل کردیم! چند روز دیگر هم دوران ریاست جمهوری اوباما به اتمام میرسد و رئیس جمهور بعدی ممکن است اصلا به این قرارداد پایبند نباشد.
تکنوکراتهای فاقد ایدئولوژی، در زمین دشمن، بازی میکنندوی همچنین بیان کرد: البته چنین تجربهای برای آنان که سی و چند سال است، شعار مرگ بر آمریکا و شعارهای انقلابی را تخطئه میکنند، لازم بود. اما باید از این افراد پرسید، تا کی میخواهید از جیب ملت، آمریکا را آزمایش کنید؟ این آزمایشات را از جیب خودتان انجام دهید، ما راهحل را جنگ با آمریکا هم نمیدانیم.
رحیمپور ازغدی یادآور شد: امام فرمودند: «ما قصد حمله به جایی را نداریم اما سر ارزشهایمان هستیم و معامله نمیکنیم، مشکل اقتصاد نیز با غیرت، قدرت و عقلانیت انقلابی و اسلامی حل خواهد شد». تکنوکراتها، دموکراتها و دیپلماتهای بدون ایدئولوژی، چه آگاه باشند یا حسننیت داشته باشند، عملا در زمین دشمن بازی میکنند.
وی در ادامه به بازخوانی اسناد سازمان سیا، پنتاگون و سازمانهای جاسوسی غرب و تکاپوی آنان در مواجهه با انقلاب در اواخر سالهای دهه 50 و اوایل دهه 60 پرداخت و افزود: این اسناد از قول مؤثرترین استراتژیستهای آمریکاست که از همان اوایل پیامدهای انقلاب را درک کردند و به جریانات تکنوکرات در کشور امید بستند.
تکنوکراسی در غرب؛ در خدمت سرمایهداریعضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بیان کرد: در غرب حقیقتا یک عده تکنوکرات بودند و تکنوکراسی در خدمت سرمایهداری بود. بروکراسی و دیوانسالاری عقلی و علمی نیز در خدمت سرمایهداری قرار داشت. دیپلماسی هم در خدمت جنگ بود و معتقد بودند دیپلماسی مستقل از جنگ اصلا معنا ندارد.
وی با اشاره به سردرگمی آمریکا طی سالهای ابتدایی انقلاب در مواجهه با انقلاب و اسلام سیاسی، اظهار کرد: این اسناد از زبان تصمیمگیران اصلی سیاستخارجی آمریکا، حلقه اطراف کارتر و ریگان در دهه 60 همچون برژینسکی، کسینجر، سولیوان، گری سیک، ژنرال هایزر و ... بیان میشود که آن مقطع در مقابله با انقلاب کاملا سردرگم بودند.
رحیمپور ازغدی تصریح کرد: انقلاب ما موجب شکست کارتر شد و پس از شکست وی در واقعه سقوط بالگردهای آمریکایی در طبس، در دور دوم ریاستجمهوری دیگر رأی نیاورد. ریگان نیز، در خصوص انقلاب ما گفت: «ما شاهد یک جنگ دینی و مذهبی به معنای واقعی کلمه هستیم»، در حالی که، انقلاب ما، یک جنگ دینی و مذهبی نبود و آنان، شور و شعور انقلابی و ضداستکباری را به عنوان جنگ دینی و مذهبی قلمداد کردند.
سردرگمی غرب در مواجهه با انقلاب در سالهای آغازینوی در همین زمینه ابراز کرد: در یکی از اعترافاتشان میگویند: «ما در تمام دهه 60 گیج بودیم که چه باید کرد زیرا فردی همچون خمینی با چنین افکاری که از بنیاد ما را قبول نداشته باشد، ندیده بودیم. تردید داشتیم که با نهضت خمینی و اسلامگرایی دقیقا چه بکنیم اما مطمئن بودیم که این انقلاب، محدود به ایران نخواهد ماند لذا در اتاقهای فکرمان، تحلیلهای متفاوتی اعم از مقابله نظامی و غیرنظامی مطرح میشد. در دوره کارتر این درگیریها در اتاقهای فکر ادامه داشت زیرا با چشم خود مشاهده میکردیم، پایههای تفکر ما آجر به آجر به دست خمینی و انقلابیون اسلامگرا در حال فرو ریختن و جنبشهای اسلامی جدیدی در خاورمیانه در حال شکلگیری بود.
خمینی، ایران را از ما گرفتموضوع تنها از دست دادن ایران نبود بلکه بیشتر این بود که اگر این حرکت به نتیجه برسد، ممکن بود بقیه مستعمراتمان نیز وسوسه شده و آنها را هم از دست بدهیم، ما نگران دو چیز بودیم. ایران از این جهت که همسایه شوروی بود، نفت داشت و سه قاره را به هم متصل میکرد، مهمترین پایگاه ما در منطقه بود اما این پیرمرد ایران را از ما گرفت، پدیدهای که هیچیک از ما انتظارش را نداشتیم، نمیتوانستیم به درستی این جریان را تحلیل کنیم و ماه به ماه سردرگمتر میشدیم. ما هنوز شوروی را دشمن خود میدانستیم و ایران را فقط در حد مزاحم میدیدیم اما کمکم متوجه شدیم که ایران نه فقط یک مزاحم که تبدیل به یک تهدید جدی شده است».
رحیمپور ازغدی ادامه داد: این افراد، اکنون نیز به صراحت اذعان میکنند در قرن 21، چهار قدرت چین، آمریکا، روسیه و ایران هستند که آینده جهان را تغییر میدهند.
چشم امید غرب به جریان تکنوکرات داخلیوی با اشاره به تحلیلهای متفاوت این افراد در قبال ایران و ناکامی این رویکردها، متذکر شد: اکنون به این نتیجه رسیدهاند که باید به تکنوکراتهای داخل ایران چشم امید داشت و گفتند باید انسانهای غربزده، ترسو و اهل سازش با غرب را در ایران پیدا و در حکومت تقویت کنیم، معتقدند ایرانی که در طی 37 سال، علیرغم جنگ، تهدید، تحریم و... تا این حد قوی شده است، بیشک 10 سال دیگر بر کل منطقه حاکم خواهد شد.
ایران با ایدئولوژی انقلاب اسلامی قوی شده است نه تکنولوژی و دیپلماسیعضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خطاب به تکنوکراتها گفت: ایران با تکنولوژی و دیپلماسی قوی نشده بلکه با ایدئولوژی انقلاب اسلامی قوی شده است. کارتر و ریگان در دهه 60 به سردرگمی خود در مقابل جریانهای جدید اسلامگرا پس از انقلاب ایران، اعتراف کردند، همه آنها انقلاب ایران را آغاز چرخش در مسیر تاریخ میدانند.
وی با بیان اینکه، انقلاب ایران باعث احیای مقاومت اسلامی شد، افزود: در غیر این صورت رژیمهای منطقه، یکی پس از دیگری ساقط نمیشد و اسرائیل در تاریخ خود چهار شکست پی در پی را تجربه نمیکرد، یکی از دلایل فروپاشی شوروی نیز انقلاب ما بود زیرا آنها معتقد بودند، دین افیون تودههاست و به یکباره مشاهده کردند دین، موتور تودههاست.