کد خبر: 3537350
تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۴:۰۸
همراه با عزاداران حسینی در روز عاشورا؛

یا لیتنا کنا معک/ ای کاش همراه تو بودیم...

گروه اجتماعی: در روز عاشورا با مردم مشهد همراه شدیم، روزی که مردم آمده بودند تا سر دیگری در برابر زینب(س) بر نیزه نرود، روزی که اگر کسی تشنه بود خجالت می‌کشید آب بخورد، طفلان شش ماهه بیشتر به چشم می‌آمدند.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، باز هم روزهای محرم گذشتند تا رسید به عاشورا، عاشورایی که از پس تاریخ بشریت می‌آید و راوی داستانی است که پشت عرش و فرش را لرزانده...
روزی بود که به آن عاشورا می‌گفتند، عاشورایی که در بین محبین حسین(ع) روز به روز زنده‌تر و داغش تازه‌تر می‌شود؛ همزمان با عاشورای حسینی پای از خانه بیرون نهاده و  با کاروان عزاداران حسینی همراه می‌شویم تا بتوانیم ذره‌ای از حال و هوای مردم مشهد را برای دل‌دادگان کویش روایت کنیم.
هر جا در هر کوی و برزن که قدم می‌گذاری، فقط ذکر حسین(ع) است و بس. مردم عزادار قطره قطره جمع شده و دریایی را تشکیل داده بودند که از چهار طرف حرم مطهر رضوی به اقیانوس بی‌انتهای سلطان سریر ارتضاء می‌پیوستند.
دوباره، مشک تیر خورده، طفل شیرخواره و مردم عزادار در خیابان‌های منتهی به حرم رضوی به چشم می‌خورد، چشم‌ها از گریه کردن سیر نمی‌شوند، بوی سپند به مشام می‌رسید، آخر چند قدم جلوتر ایستگاه صلواتی زده بودند و از عزاداران پذیرایی می‌کردند.
یا لیتنا کنا معک/ ای کاش همراه تو بودیم...
هر کس عشق و ارادت خود را یک جور نشان می‌دهد، پیرمردی را می‌بینی آن طرف خیابان که آستین نوکری را بالا زده و مشغول واکس زدن است. یکی سقایی می‌کند و یکی جمعیت را هدایت می‌کند تا عبور و مرور به سهولت انجام گیرد. واقعا باید گفت: «این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست».
حسینی که مرزها را شکست و به بشر یاد داد اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید، حرفی که حالا حالاها باید سازمان‌های حقوق بشری بیایند و بروند تا مفهوم آن را دریابند.
به سمت حرم هنوز جمعیت در راه است و صدای هیئت‌های مختلف عزاداری به گوش می‌رسد، ولی در کنار این اصوات اگر با گوش جان بشنوی خواهی دید که یکی می‌گوید «هل من ناصر ینصرنی»، آیا کسی هست حسین را یاری کند؟ به راستی لحظه‌ای با خودت فکر می‌کنی اگر این انبوه جمعیت در عاشورای سال 61 بودند واقعا چه اتفاقی می‌افتاد.
هر طرف را که نگاه می‌کنی صحنه‌ای از وقایع کربلا برایت مجسم می‌شود، علم‌ها را که می‌بینی یاد علمدار کربلا می‌افتی که با چه رشادتی سعی در بردن آب برای اهل خیام داشت. ابالفضلی که تابع محض ولایت بود و به همه ما درس ولایتمداری داد، او که در فراقش کمر برادر شکست.
یا لیتنا کنا معک/ ای کاش همراه تو بودیم...
 در بین جمعیت مادری را می‌بینی که سعی می‌کند کودک خردسال خود را از آفتاب حفظ کند، ناگهان به یاد کودک شش ماهه دیگری می‌افتی که گناهش فقط تشنگی بود و تشنگی او را با تیر سه شعبه جواب دادند.
همزمان با روز عاشورا در خیابان امام رضا(ع) مشهد جمعیت موج می‌زند، صدای دمامه زنی مورد توجه جمعیت حاضر در اطراف خیابان قرار گرفته بود. جلوتر که می‌روی، کاروان نمادینی از اسرای اهل‌بیت(ع) و جمعی از سپاهیان عمر بن سعد را درست کرده بودند، در این کاروان وقتی سربازان دشمن به کودکان حمله کرده و آن‌ها را کتک می‌زدند، آه و ناله جمعیت بلند می‌شد.
به سمت حرم علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) که نگاه می‌کنی پرچم مشکی‌اش که نسیم به آن می‌وزد، بند دلت را پاره می‌کند. حرمی که میزبان ملائک عزادار آسمان است.
یا لیتنا کنا معک/ ای کاش همراه تو بودیم...
در این روزها زن و مرد عزادار اهل‌بیت(ع) آمده بودند تا لبیکی دیگر بگویند به آقا و مولایشان امام حسین(ع). امروز مشهد شاهد شور و شعور حسینی عزاداران بود. در مشهد قیامتی بر پا بود. قیامتی که همه کاره‌اش امام حسین(ع) بود.  
خلاصه آب بود ولی علی اصغری نبود، علم بود ولی علمداری نبود، آفتاب خجالت می‌کشید از طلوع در چنین روزی، روزی که دنیا از وجود حسین محروم شد، همانطور که الان از وجود حسین زمان یعنی حضرت حجت(عج) محرومیم، ولی اصلا انگار نه انگار. به قول آیت‌الله بهجت: «سال‌هاست منتظر سیصد و اندی مرد است/ آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم».
به امید ظهور منتقم خون حسین(ع)...
محمد خسروی
captcha