به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، ابراهیم فیاض، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، شب گذشته، 13 آبانماه، در نشست زیارت و تأثیر آن بر هویت شهر مشهد، با بیان اینکه شهرسازی ناسالم، هویت شهری را از مشهد گرفته است، گفت: نبود هویت، شهر مشهد را به سمت بروز مشکلاتی مثل حاشیهنشینی برده است در حالی که مسئولان مربوطه و مدیریت شهری مشهد توجهی به این مسئله نداشته و در شهرسازی، خرید و فروش املاک را برای کسب سود مهم میدانند.
وی با اشاره به شکل گرفتن شهرها و هویت شهری توسط انسانهای متفکر جامعه ادامه داد: به دلیل همین شهرسازی ناسالم و عدم توجه به مسئله هویت شهری در مشهد، ما فقط تعدادی ساختمان و خیابان را میبینیم که هیچ روحی در آن وجود ندارد حوزه و دانشگاه را به سمت سکون و خاموشی برده است؛ با این شرایط باید گفت که شهر مشهد، هویتهای برخاسته از تفکر حوزوی و غیر آن را تجربه نمیکند.
فیاض افزود: خراسان نقطه شروع تمدنها در قبل و بعد اسلام است و این ابتدایی بودن در ایجاد تمدن سبب میشود تا یکی از حوزههای تمدنساز در ایران و منطقه اورآسیا، خراسان بوده و پشتوانهای خوب برای تمدنسازی در ایران و منطقه باشد، حال اگر تمدن در خراسان از بین برود، پشتوانه تمدن ایرانی از بین خواهد رفت.
نقش شهر در ارتباطات جهانی آیندهوی با بیان اینکه در آیندهای نزدیک دوگانه دولت و ملت از بین خواهد رفت و دوگانه مردم و شهر فعال خواهد شد، افزود: ایجاد دوگانه شهر و مردم باعث میشود تا شهر و مردم آن شهر در صحنه ارتباطات جهانی وارد شوند و مردم به پشتوانه همین شهر در جریان ارتباط با جهان قرار گیرند؛ این اتفاقات در تولید و انتقال اندیشهها مؤثر خواهد بود و هویت شهرها تأثیر فراوانی در این بخش خواهد داشت.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران اضافه کرد: این ارتباط جهانی که توسط شهرها انجام میشود با تکیه بر فرهنگ بوده و مباحث سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی جدیدی را مطرح خواهد کرد، این درحالی است که در شهری مثل مشهد بر استفاده از این ظرفیتها باید بر پایه بنیه علمی فراوان و فرهیخته بودن این شهر تصمیمگیری شود اما حال این سؤال مطرح میشود «شهری که با شهرسازی و معماری ناسالم به سمت تقلیل هویت و تفکر رفته و دانشگاه آن در مردگی به سر میبرد، چه زمان میتواند این نقش را به درستی ایفا کند».
تغذیه هویت شهری با تولید تئوریهای علمیوی ادامه داد: باید به تغذیه هویت شهر مشهد پرداخته شود و با کنترل قشر متوسط جامعه که اساتید و متفکران نیز جزء آن هستند و نیز با تعریف درست از رابطهها و ساختارها به تغذیه جامعه پرداخته شده و حوزه و دانشگاه به سمت تولید ایده و تئوری با موضوع پاسخگویی نیاز مردم توسط دین حرکت کنند، اگر این اتفاق رخ ندهد نه تنها دین و عنصر زیارت پاسخگو نخواهد بود بلکه زیارت بحرانی علیه خود شده و شاهد تنش فرهنگی و حرکت تند فرهنگ در جامعه خواهیم بود.
فیاض با بیان اینکه در مسئله فرهنگ رابطه غیب و شهادت بسیار مهم است، بیان کرد: سکولاریزم یک ایدهپردازی با محوریت شهود و ظاهر است که مقوله غیب و شهادت را نادیده میگیرد و تفکراتی نیز بر عکس تفکر سکولار ارائه میدهد اما در تئوری اسلام و تشیع این امام است که غیب را آشکار میسازد و این ارتباط لازم بین عالم غیب و ظاهر را برقرار میکند لذا اگر از این موضوع غفلت شود، جامعه به سمت خشونت ناشی از عدم رسیدن به معنا و غیب میرود.
عنصر زیارت و ایجاد انبساط روانی وی افزود: جایگاه زیارت در ایجاد ارتباط بین عالم غیب و شهادت بسیار مهم است زیرا انسانی که در عالم ظاهر و شهود حضور دارد با رفتن به زیارت یک فضای باز از عالم غیب را تجربه میکند و آرامش به دست میآورد؛ این حرکت از عالم کوچک به سوی عالم بزرگ غیب برای انسان انبساط روان ایجاد میکند به گونهای که ما در تمام ادیان حتی هندوها نیز عنصر زیارت را که حول یک انسان بزرگ شکل میگیرد، مشاهده میکنیم.
فیاض ادامه داد: مسئله معماری در زیارت و تحقق فضای انبساطی بسیار مهم بوده و نمونههای ساختاری در معماری مثل چهار ایوانی و محیط باز پیرامون آن میتواند نقش خوبی در این زمینه ایفا کند؛ این فضا در شهرسازی نیز باید رعایت شود که متأسفانه در اجرای شهرسازیهای کنونی از جمله شهر مشهد ما شاهد چنین فضای بازی نبوده و حتی میدانی وسیع و عنصر چهار ایوانی برای تحقق این فضای باز که انبساط روان ایجاد میکند را نداریم.
غفلت از یاد و ذکر در شهرسازی افسردگی ایجاد میکندوی با بیان اینکه همگرایی غیب و شهادت باید در معماری و شهرسازی رعایت شود، گفت: ذکر و یاد خدا از جمله مسیرهای حرکت به سوی همگرایی این دو عالم است که اگر از این موضوع غافل شویم، افسردگی و اضطراب در جامعه افزایش مییابد.
وی در ادامه عنوان کرد: شهرسازی باید زمان رسیدن از عالم شهود به عالم غیب که در زیارت محقق میشود را کم کرده و اولین قدم در زیباشناختی شهر که همان انبساط خاطر است را به وجود آورد.
فیاض با اشاره به اینکه معماری وظیفه دارد تا فضای انبساطی را در شهر ایجاد کند، افزود: در مشهد و حرم رضوی هیچ نظم و قرینهای برای رسیدن به این فضای باز انبساطی وجود ندارد و شهر از ستونها و برجهای فراوان پر شده است؛ این مسئله عنصر ذکر و خودیابی را از بین برده و باعث ایجاد یک دوگانه فکری ـ فرهنگی شده و جامعه را برای ایجاد انفجار فکری آماده میکند.