به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، در شب میلاد هشتمین نور ولایت، همه ایران مشهدالرضا بود، در این شب، همه دلها، کبوتر حرم بودند و
همراه کبوترهای حرم، در آسمان این قطعه از بهشت، اوج گرفتند.
تقویم، دهم ذیالقعده و ولادت ولی نعمتمان، حضرت ثامنالائمه(ع) را نشانمان میدهد؛ خیابانهای منتهی به حرم مطهر رضوی، شلوغتر از همیشه، مملو از زائرانی است که از دور و نزدیک، خود را به مشهد رساندهاند تا این شب را در هوای این قطعه از بهشت، آرام بگیرند.
ما نیز راهی حرم شدیم تا در دریای معرفت و عشق ولی نعتمان، غوطهور شویم. خیابانها را پشت سر میگذاریم و بالاخره، گنبد از دور نمایان میشود.
به درگاه رسیدیم و پشت درهای بازرسی، لحظاتِ انتظار به کندی سپری میشود و ماهی دلمان، بسیار بیتابی میکند تا وصل به دریا شود؛ در نهایت، انتظار به پایان میرسد و وارد حرم میشویم؛ لبخند خادمان و شیرینیهای میلاد آقا(ع) که کامها را به حلاوت مینشانند، به استقبالمان میآیند.

دل در میان حرم میگردد و در صحن انقلاب آرام میگیرد؛ به گنبد طلایی چشم دوخته و به سقاخانه که مزین به گلهاست، مینگریم؛ صحن آذینبندیشده و کبوترها، سرود شادی سر میدهند، سرمستانه پرواز میکنند و بر گنبد طلایی بوسه میزنند.
صدای نقارهخانه، لبخندِ نشسته بر چهرهها را پررنگتر میکند و جمعیت یک صدا، نوای صلوات سر میدهند؛ فریاد شادی اهالیِ زمین به آسمان میرسد و شریک جشن افلاکیان میشود.
عدهای هم دوربین به دست نظارهگر این صحنه هستند؛ هر چند دوربین، گنجایش ثبت این حال و هوای ناب را ندارد و قلم نیز از بیان آن، عاجز است.
وقتی چشمها، شادی را فریاد میزننداشکی از جنس شور و شعف، از دل روانه چشمها میشود و بدین نحو، عدهای عشقِشان را با چشمهایشان فریاد میزنند و در پی این سرودِ عاشقانه، گونههایشان بارانی میشود.
در این صحن و در این شب، دلهایی نیز، همراه با گلهایی که پنجره فولاد را زینت بخشیدهاند و از همجواری با صحن وسرای امام مهربانیها(ع) سرمستند، به پنجره فولاد گره خوردهاند و شاید در این شب جمعه، در تمنای زیارت کربلا، زیر لب زمزمه میکنند «غرق فرشته، حرم امام رضا/ اوج بهشته حرم امام رضا/ زائرات اینجا تو جنان دیده میشن/ مهمونات امشب همه بخشیده میشن.../ میگیرم امشب، یه برات کاظمین/ وعدهی عشاق، حرم امام حسین(ع)...»
با توشهی اشک آمدم تا صحنت/ لبخند رضایت تو را میخواهمنگاهم را در صحن میچرخانم و زائرانی که هر یک غرق در مناجات و عشقبازی با محبوبند را از نظر میگذرانم؛ ناگاه کبوتری از اوج، فرو میآید و بر شانه زائری مینشیند؛ و او، بوسه ای نثار کبوتر میکند و شاید در ذهنش، همبال این پرنده، گنبد طلایی را طواف میکند.

نوای مدیحهسرایی به گوش میرسد و همراه آن، حضار زمزمه میکنند «خوش آمدی یا امام رضا(ع) یا سیدی یا امام رضا(ع)...» و به رسمِ امام رئوف، مهربانی و لبخند را به هم هدیه داده و در دل آرزو میکنند: «با توشهی اشک آمدم تا صحنت/ لبخند رضایت تو را میخواهم».
جای بسیاری از مشتاقان و ارادتمندان اهلبیت(ع) در این شب نورانی در صحن و سرای سلطان سریر ارتضا خالی است، اما در این میان، جای خالیِ یک نفر در بین ما، بیشتر احساس میشود، همان که هزار و 183 سال است، غریبانه، پشت ابرهای غیبت، شاهد هر لحظه غفلت ماست...
آقای مهربانم میلاد جدتان علیبن موسیالرضا(ع) را خدمتتان تبریک میگوییم، باشد که دعای شما در حق دوستدارانت، عیدی ما باشد در این میلاد بزرگ.
فاطمه حکمآبادی