کد خبر: 3639224
تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۷
حسینعلی قبادی:

امیرالمؤمنین(ع) همواره حقوق شهروندی را به رسمیت می‌شناخت

گروه اندیشه: رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به چندین فرمایش امیرالمؤمنین(ع) و اشاره ایشان به حقوق مردم نتیجه گرفت که ایشان همواره حقوق شهروندی را به رسمیت می‌شناخت.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، حسینعلی قبادی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در پنجمین جشنواره بین‌المللی امام علی(ع)‌پژوهی به ابیاتی از مولونا اشاره کرد و گفت: امیرالمؤمنین(ع)، مصداق تام انسان کامل و الگوی اعلای شخصیت تربیت‌شده در دامان رسول اکرم(ص) است. ایشان در عین حال که قدسی و ملکوتی می‌اندیشید، از تکفیر دیگران مبرّا بود و گفتار و رفتاری نداشت که دیگران را کافر بخواند.
وی افزود: در سلوک ایشان، اخلاق بر همه چیز مقدم بود. او در عین آسمانی بودن و غرق بودن در عبارت خدا، حقوق شهروندی را به صراحت در جای جای سخن و سیره خود به رسمیت شمرد.
وی با اشاره به خطبه شقشقیه حضرت تصریح کرد: ایشان در خطبه سوم می‌فرماید: «لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِيَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا؛ اگر حضور حاضر، و تمام بودن حجت بر من به خاطر وجود ياور نبود، و اگر نبود عهدى كه خداوند از دانشمندان گرفته كه در برابر شكمبارگى هيچ ستمگر و گرسنگى هيچ مظلومى سكوت ننمايند، دهنه شتر حكومت را بر كوهانش مى‏انداختم، و پايان خلافت را با پيمانه خالى اولش سيراب مى‏كردم».

وی در ادامه تصریح کرد:  امیرالمؤمنین در تمام زمان مسئولیت به همین شیوه عمل کرد. در جنگ صفین به رأی مردم گردن نهاد و از سلطه حاکمیت به عنوان «استدلال مافوق» بهره نجست. ایشان در تمامی مناسبات اجتماعی و مدنی در چارچوب قراردادها و مناسبات، حرمت می‌گذاشت همین اولویت عدالت و اخلاق باعث شهادت ایشان شد اما بیرون از چارچوب نظام اجتماعی، امیرالمؤمنین (ع) در ساحت فردی و ایمانی، علمی و اخلاقی و معنوی ترازی داشت که پس از پیامبر (ص)، احدی بدان دست نیافت اما با این وجود مراتب فضل خود را سبب برتری در نظام اجتماعی قرار نداد.

وی افزود: امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ۳۴ نهج البلاغه در بیان شریی فرمودند: «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَيَّ حَقٌّ؛ فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ وَ تَوْفِيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ وَ تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِيبُكُمْ كَيْمَا تَعْلَمُوا. وَ أَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ وَ النَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ وَ الْإِجَابَةُ حِينَ أَدْعُوكُمْ وَ الطَّاعَةُ حِينَ آمُرُكُمْ؛ اى مردم، مرا بر شما حقّى است، و شما را بر من حقّى. اما حق شما بر من اين است كه خير خواه شما باشم، و غنيمت شما را به نحو كامل به شما بپردازم، و شما را تعليم دهم تا جاهل نمانيد، و مؤدب به آداب نمايم تا بياموزيد. و اما حقى كه من بر شما دارم وفا به بيعتى است كه با من نموده ايد، و خير خواهى نسبت به من در حضور و غياب، و اجابت دعوتم به وقتى كه شما را بخوانم، و اطاعت از من چون دستورى صادر كنم». 

قبادی با بیان اینکه این مسئله به رسمیت شناختن حقوق شهروندی است، تصریح کرد: امام علی (ع) در روابط ویژه با نخبگانِ ترازِ اوّل رازهایی از گنجینهٔ دانش خود می‌گشاید. ازجمله: به کمیل بن زیاد النخعی که در حکمت ۱۴۷ نقل شده است: «هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً بَلَى أَصَبْتُ لَقِناً غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ مُسْتَعْمِلاً آلَةَ اَلدِّينِ لِلدُّنْيَا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اَللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ؛ بدانکه در اینجا (اشاره به سینه مبارک کرد) دانش فراوانی انباشته است. ای کاش کسانی را می‌یافتم که می‌توانستند آن را بیاموزند؟ اری، تیزهوشانی می‌یابم اما مورد اعتماد نمی‌باشند. دین را وسیله دنیا قرار داده و با نعمتهای خدا بر بندگان و با برهانهای الهی بر دوستان خدا فخر می‌فروشند».

وی عنوان کرد: امیرالمؤمنین(ع) با وجود اینکه حضرت از مسیرهای آسمان بیش از زمین آشنا بود، در برابر علم، تاریخ و جامعه فروتنی می‌کرد و روال‌های اجتماعی را به رسمیت می‌شناختند. ایشان در خطبه 31 نهج‌البلاغه خطاب به امام حسن فرمودند: «اءَیْ بُنَیَّ إِنِّی وَ إِنْ لَمْ اءَکُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ کَانَ قَبْلِی فَقَدْ نَظَرْتُ فِی اءَعْمَالِهِمْ، وَ فَکَّرْتُ فِی اءَخْبَارِهِمْ ، وَ سِرْتُ فِی آثَارِهِمْ ، حَتَّی عُدْتُ کَاءَحَدِهِمْ  بَلْ کَاءَنِّی بِمَا انْتَهَی إِلَیَّ مِنْ اءُمُورِهِمْ قَدْ عُمِّرْتُ مَعَ اءَوَّلِهِمْ إِلَی آخِرِهِمْ؛ من تاریخ گذشته را به نحوی خواندم که گویی با آنان زندگی کردم ...».

قبادی با بیان اینکه این نوع دانش حضرت از ماهیتی شگفت‌انگیز نشئت می‌گیرد، افزود: در کتاب شریف نهج‌البلاغه مواضع فراوانی وجود دارد که دانش‌های اظهار شده در آن، رنگ و بوی دیگری دارد و گویی از انسان صادر نشده و ارمغانی آسمانی است. فرمایشات ایشان از ایمان، تقوی، قرآن، تاریخ، بشر و حکومت، و ... به گونه‌ای سخن می‌گوید که برای شخص غیر نبی بی‌سابقه است.

captcha