کد خبر: 3685251
تاریخ انتشار : ۰۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۲
اکبرنژاد تشریح کرد:

منطق معرفت‌شناختی قرآن در معرفی پروردگار به بندگان

گروه اندیشه: حجت‌الاسلام اکبرنژاد در جلسه تفسیر خود بر این معنا تأکید کرد که بر اساس منطق معرفتی قرآن کریم، خداوند با صفاتی خود را معرفی می‌کند که مبتنی بر مناسبات انسانی باشد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) حجت‌الاسلام محمدتقی اکبرنژاد به عنوان یکی از شخصیت‎‌های منتقد ساختار کنونی حوزه علمیه شناخته می‌شود. وی آثار متعددی در زمینه فقه و اصول به رشته تحریر درآورده و کوشیده است در آنها طرح جدیدی برای تدریس دروس متداول حوزه پیشنهاد کند. وی از سال 89 موسسه‌ای با نام موسسه فرهنگ وتمدن علوی (فقاهت و تمدن سازی اسلامی) راه‌اندازی کرده است. اکبرنژاد بارها و بارها در کانال تلگرامی خود شخصیت‌های حوزوی را به مناظره فراخوانده است تا بر سر ناکارآمدی کتب درسی و نظام تحصیلی حوزه‌های علمیه با ایشان به بحث بنشیند. وی چندی قبل جلسات تفسیری تحت عنوان «تفسیر تمدنی قرآن کریم» در موسسه فرهنگی شهدای هفتم تیر (سرچشمه) آغاز کرده است و در آن جلسات، مطابق با نگرش خاص خود به تفسیر آیات قرآن کریم می‌پردازد. این جلسات یکشنبه هر هفته از اقامه نماز مغرب و عشا در موسسه سرچشمه واقع در میدان بهارستان، نرسیده به چهار راه سرچشمه، کوچه شهید صیرفی پور برگزار می‌شود. در ادامه گزارشی از مباحث مطرح شده توسط وی در ششمین نشست از این سلسله جلسات که با محوریت نگاه تمدنی به آیه «بسم الله الرحمن الرحیم» ارائه شده است را پی‌ می‌گیریم:

اکبرنژاد در آغاز به مروری بر مطالب گذشته پرداخت و اظهار کرد: برداشت‌های مختلفی از این آیه می‌شود داشت، ما درباره استفاده‌های معرفتی سخن می‌گوییم. منظورم از بحث‌های معرفتی این است که خداوند متعال در همین یک جمله دارد جهت‌گیری معرفتی خودش را به ما نشان می‌دهد. در این آیه دوصفت برای خدای متعال مطرح شده است: یکی «الله بودن»، یکی «رحمن و رحیم بودن» که هر دو یک معنا دارد و تکمیل همدیگر هستند. وقتی خداوند می‌گوید من «الله» هستم یعنی تو باید الله بودن من را قبول کنی؛ یعنی باید بپذیری تو بنده‌ای تا رابطه بندگی برقرار شود. خداوند می‌فرماید من بعدش رحمن و رحیم هستم. اگر پذیرفتی من الله هستم و نسبت عبودیت برقرار شد، نسبت رحمانیت و رحیمیت هم برقرار می‌شود.

وی افزود: اینجا خدا دو صفت به کار برده است که هردو صفت کاملاً عملیاتی است. «الله بودن» مسیر حرکت را معلوم می‌کند؛ یعنی مسیر حرکت بندگی است: «مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ؛ جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند (آیه 56 ذاریات)». مقصد، رحمت خداوند متعال است که بعد از بندگی حاصل می‌شود. اینجا یک نکته‌ای وجود دارد: خداوند زمانی که می‌خواهد خود را در قرآن معرفی کند از مباحث فلسفی استفاده نمی‌کند بلکه با توجه به نیازهای انسان خود را معرفی می‌کند مانند این که بفرماید خداوند همان پروردگاری است که شما را از گرسنگی و فقر نجات می‌دهد. این یک نگاه معرفت‌شناسی است. باید خدا را از دل نیازهای انسان دربیاوریم، نه اینکه بحث فلسفی کنیم.

اکبرنژاد ادامه داد: خدای قرآن خدای انسان است خدای ترشحات ذهنی نیست. این تلقی باعث می‌شود راحت با خدا انس بگیریم. در آیه «بسم الله» وقتی خداوند می‌خواهد خودش را معرفی کند وارد حوزه صفات ذات نمی‌شود، از صفات فعل حرف می‌زند. سبک کلام قرآن کریم و اهل بیت(ع) بیشتر بر صفات افعالی خداوند تمرکز دارند تا انسان‌ها بیشتر مفاهیم الهی را درک کنند. می‌گوید من «الله»ام تو بایند بندگی کنی، من «رحمن»ام تو باید از طریق بندگی به رحمت من برسی. این بسیار نکته دقیقی است.

وی اضافه کرد: یک موید هم بیاورم: در روایت داریم که سنگین‌ترین آیه قرآن ، آیه‌الکرسی است. آیه‌الکرسی یک آیه است: «اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ...». پیامبر اسلام فرمود این آیه مستقیما از طرف خدا بدون واسطه بر من نازل شده است. این آیه چه دارد می‌گوید؟ بحث معبود بودن است، می‌گوید خدا نه چرت می‌زند و نه می‌خوابد «لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ». وقتی سنگین‌ترین آیه قرآن هم می‌خواهد نازل شود که همه‌اش معرفی خداوند متعال است باز هم نظر به صفاتی دارد که برای منِ انسان راهگشاست. این یک نکته عمیق معرفتی است.

رئیس موسسه فقاهت و تمدن سازی اسلامی در ادامه خاطر نشان کرد: رحمان و رحیم یک صفت است. هردو صیغه مبالغه است و در یک معنا به کار رفته و بعضا آنها را مترادف هم دانسته‌اند. اینکه خداوند می‌فرماید: «بسم الله الرحمن الرحیم» دارد یک معاشقه‌ای می‌کند و اوج و شدت محبتش را به بندگانش بیان می‌کند. یعنی به نام آن معبودی که خیلی زیاد دوستتان دارد. رحمانیت خداوند به همه انسان‌ها و موجودات دلالت می‌کند اما رحیم بودن او تنها مختص انسان‌های مومن و متقین است.

وی در توضیح تفاوت تفسیر ظاهری و تفسیر باطنی عنوان کرد: ما یک تفسیرظاهر قرآن داریم یعنی تعابیر و کلمات قرآن؛ یعنی آنچه این کلمات بر آن دلالت می‌کند که اصطلاحا می‌گویند «استظهار». این بین ما و خدا حجت است. در کنار آن یک تفسیر بطنی داریم؛ یعنی شما ورای دلالت واژه‌ها قرآن را معنا کنید. مثلا قرآن می‌فرماید: «لَوْ أَنْزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ؛ اگر اين قرآن را بر كوهى فرو مى‏فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشيده مى‏ديدى (آیه 21 حشر)». این معنای ظاهری که بر سنگینی معارف قرآن دلالت دارد و اینکه وجود انسان وسیع‌تر از وجود کوه است.

وی افزود: امام معصوم در تفسیر این آیه می‌گوید منظور ولایت ما اهل بیت(ع) است. ولایت ما اگر بر کوه عرضه شود، کوه نمی‌تواند تحمل کند. آیا بین ولایت امام و دلالت ظاهر آیه رابطه‌ای می‌بینید. هر چه فکر کنید رابطه‌ای به این معنا روشن نیست. این مدل تفسیرها می‌شود تفسیر بطنی. اهل بیت(ع) می‌فرمایند قرآن هفت لایحه دارد که لایه اول را شما می‌فهمید اما لایه‌های بعدی را نمی‌فهمید. وظایف ما محدود به ظواهر الفاظ قرآن کریم است. این الفاظ بین ما انسان‌ها و بین انسان و خدا حجت است.

captcha