گروه حوزههای علمیه ــ عضو هیئت علمی دانشکده فلسفه دانشگاه مفید با اشاره به برخی نظریات غربی مبنی بر خردستیزانه بودن ماجرای ذبح در داستان حضرت ابراهیم(ع) گفت: این داستان در تورات و قرآن به صورت متفاوت بیان شده و از منظر قرآنی، خردستیز نیست.

به گزارش خبرنگار ایکنا؛ حجتالاسلام والمسلمین عبدالرحیم سلیمانی 19 اسنفد در نشست علمی ضرورت ایمانگرایی در ماجرای ذبح اسماعیل(ع) در دانشگاه مفید با اشاره به برخی نظریات غربیها در مورد ایمانگرایی افراطی که معتقد است هر قدر به چیزی تن بدهید که خردستیزتر باشد ایمان قویتر است گفت: برخی اندیشمندان غربی میگویند به همین جهت ابراهیم خلیل شهسوار ایمان است چون به امور خردستیز تن داده است.
این محقق افزود: کرکگور بنیان تعالیم مسیحی و یهودی را در نسبت ایمان و عقل زیر سوال برد و راهکار وی این بود که ایمان جایی است که انسان به امری خردستیز تن بدهد که بنده معتقدم با دینداری برهانی و قرآنی مخالف است.
سلیمانی با بیان اینکه ما به چه دلیلی این نظریه را بر نظریات دیگر ترجیح دهیم گفت: هیچ راهی جز این نیست که نظریات مختلف را با عقل بسنجیم و بگوئیم کدام یک برتر است؛ بنابراین حجیت عقل ذاتی است و باید در این سنجش باشد؛ عقل حجیت به دین میدهد و قرآن نیز نمیتواند به عقل حجیت بدهد و یا از آن بگیرد زیرا عقل است که ثابت میکند که قرآن، وحیانی است.
استاد دانشگاه مفید با بیان اینکه در ایمانگرایی معتدل نیز اشکال وجود دارد تصریح کرد: حرف او این است که چون بازیهای زبانی در دین و علم و... وجود دارد وهر کدام مخصوص خود آن است بنابراین نمیتوان از زبان علم، زبان دین را فهمید بنابراین باید متدین به یک دین بشویم تا بفهمیم دین چیست که لازمه این سخن آن است که هر کسی باید به دین آباء و اجدادی خود بگرود.
عضو هیئت علمی دانشکده فلسفه دانشگاه قم با اشاره به ماجرای ذبح فرزند توسط حضرت ابراهیم(ع) با بیان اینکه کرکگور این ماجرا را دستاویزی برای نوشتن یک کتاب کرده است عنوان کرد: وی مدعی است که ابراهیم خلیل(ع)، میان دو وظیفه یکی امر الهی نسبت به ذبح و دیگری محبت پدرانه گیر کرده بود؛ البته وی تخیلاتی را هم اضافه کرده و به ابراهیم(ع) نسبت داده که در تورات نیست و در واقع زبانحالهایی است که مداحان ما به اهلبیت(ع) نسبت میدهند.
وی افزود: زبان حال وی و محتوایی که از تورات دارد این است که اسحاق(ذبیح)، ایمانش را از دست داده و کافر شده(که در تورات و قرآن چنین چیزی وجود ندارد)؛ ابراهیم(ع) مطابق تورات 86 ساله بود که خدا اسماعیل را به او داد و صدساله بود که اسحاق متولد شد؛ ابراهیم(ع) بچه را به بالای کوه میبرد و هیزمهایی که قرار است پیکر او را با آن بسوزاند را هم بر دوش اسحاق میگذارد، و بعد هم با زور، دست و پای او را میبندد؛ در این ماجرا، دو نکته متفاوت با قرآن وجود دارد؛ در تورات صحبت از دستور خداست و رویا در کار نیست؛ همچنین اسحاق در داستان تورات، هیچ کاره است و ماجرای کشیدن کارد نیز مطرح نشده که در قرآن هم نیست.
این استاد دانشگاه مفید با بیا اینکه این سؤال برای ما هم مطرح است که چرا خدا چنین دستوری دارد و مگر ابراهیم خلیل اختیار فرزند را دارد و ملک او است که دست و پایش را ببندند و به قربانگاه ببرد؟.
سلیمانی بیان کرد: مطابق تورات ابراهیم(ع) به یک امر خردستیز تن داده است ولی ماجرای قرآنی با تورات تفاوت اساسی دارد و خردستیزی نیز در آن دیده نمیشود. قرآن در آیات 98 تا 113 صافات فرمود که ما او را به کودکی مژده دادیم؛ وقتی او به سن رشد رسید، ابراهیم به کودکمی گوید ای پسرکم من در خواب می بینیم که تو را ذبح می کنم که نشان می دهد یکبار هم نبوده و به دفعات تکرار شده؛ نظر تو چیست؟ ابراهیم به پسر(اسماعیل که بر خلاف تورات از ظاهر قرآن، بر میآید) نفرمود که خدا به من امر کرد بلکه من در رویا دیدهام و پسر نیز گفت که امر خدا را جاری کن؛ در اینجا اشاره دارد که هر دوی آنان به امر خدا تسلیم شدند.
وی افزود: در این داستان، اگر اسماعیل به پدر نمیگفت که امر خدا را اطاعت کن پدر آن را انجام نمیداد بنابراین عطوفت پدری در اینجا وجود دارد و با ماجرای تورات که از زور تعبیر کرده تفاوت دارد؛ اسماعیل در حالی که اشک از چشمان پدر میبارد میداند دستور خدا را باید اجرا کند.
این استاد دانشگاه با طرح این سؤال که چرا خداوند چنین دستوری داده است که فرد کشته شود عنوان کرد: در اینجا انسانها به جایی رسیدهاند که میبینند دست آنان دست خداست؛ اسماعیل یقین داشت پدر مقامی دارد که میداند دست او دست خداست و ابراهیم نیز اعتقاد کامل دارد لذا هر دو تسلیم هستند ضمن اینکه خداوند مالک همه چیز است و میتواند جان انسان را هر وقت بخواهد بگیرد.
سلیمانی با طرح این سؤال که آیا پدری حق دارد به فرزند بگوید من خواب دیدهام تا تو را ذبح کنم و آیا اگر فرزند رعایت داد با رضایت پدر، مشکل حل میشود؟ و آیا اگر کسی امروز این کار با بکند عقلای جهان آن را جنایت میشمارند یا نه؟ که به نظر بنده، جنایت میدانند اظهار کرد: امروز حتی در دنیا بحث کشتن به طریق اوتانازی مطرح است که با متون دینی در تضاد است و از لحاظ عقلی نیز محل اختلاف است و اکثرت عقلا نیز معتقدند که این کار درست نیست ولو اینکه خود فرد درخواست کشتن داشته باشد.
انتهای پیام