
به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، دکتر رجبعلی لباف خانیکی، استاد باستان شناس، بیستم اردیبهشتماه در همایش ملی «نقش خراسان در شکوفایی هنر و معماری ایرانی- اسلامی» اظهار کرد: اگر بخواهیم بهصورت زیربنایی به مقوله معماری نگاه کنیم، میبینیم که معماری حتی پیش از تولد انسان، از شکلگیری جنین تا آخرین منزل سهم دارد. بنابراین معماری همواره انسان را همراهی میکند و هیچگاه از انسان جدا نیست و مرتبا یا تاثیرگذار بر انسان و یا تاثیرپذیر است.
معماری تجلیگاه اندیشه انسانی
وی افزود: معماری را میتوان یک فلسفه نامید زیرا از زمانی اغاز شده که انسان یکجانشین شده، پس معماری علاوهبر این که حکم زیستگاه را داشته، تجلی افکار و اندیشههای انسان هم بوده است.
این استاد باستانشناسی گفت: در همان فضاهای اولیه زندگی پدیدههای جالبی را میبینیم، یعنی علاوه بر تزئینات معماری، مسئله ایدئولوژی را هم شاهدیم و در واقع، معماری با تکامل انسان تکامل یافته و خواستهها، آمال، آرزوها و دستاوردهای انسان را تا حدود صد سال پیش تجلی داده است و از آن به بعد اختیار معماری از انسان خارج شد، درحالی که سند هویت انسان، معماری بوده است.
لباف ادامه داد: اکنون ما در مشهد و در بسیاری از میدانهای شهر، مانند میدان شریعتی، هیچ شاخصهای نداریم که بخواهیم بر آن تکیه کنیم. در حالی که تا دوره قاجار، معماری را مثل ریاضی فرموله میبینیم و شیوههای معماری در چارچوب و قالب خود بوده محال است کوچکترین خطایی در آن صورت گیرد.
وی در ادامه از ۶ شیوه معماری نام برد و افزود: اکنون با شناخت این شیوهها میتوانیم بناهای باستانی خود را تاریخگذاری کنیم که اولین این شیوهها، شیوه پیش از پارسی است و از آغاز تا دوره هخامنشی را شامل میشود.
این پژوهشگر باستانشناسی افزود: شیوه دوم، شیوه پارسی است که از دوره هخامنشی آغاز میشود. این شیوه یک نوع معماری تلفیقی از قومیتهای مختلف است، به این صورت که در هزاره اول پیش از میلاد که آریاییها به ایران آمدند و فاقد فرهنگ شهرنشینی بودند، شهرهای بزرگ قبل از پارسی مثل حصار و سوخته را خراب و به کمک ایرانیان بومی سرزمین ما را اداره کردند. همچنین معماری را از کشورهایی که مورد هجوم آنها قرار نگرفته بود، مثل ایلامیها و اورارتوها و آشور و مصر اخذ کرده، درهم آمیختند و پاسارگاد، شوش و تخت جمشید را ساختند.
وی ادامه داد: پس از آن معماری پارتی شدیداً تحت تأثیر یونان است، اما تاحد زیادی همراه با نوآوریهای عالی است که در جهان اولین محسوب میشود.
لباف عنوان کرد: پس از معماری ساسانی که در شیوه پارتی جای میگیرد، شیوه خراسانی وجود دارد که از آن معماری اسلامی آغاز میشود و این شیوه برگرفته از مسجدالنبی است که در ایران و به خصوص در خراسان استفاده شد.
وی در ادامه سخنان خود بیان کرد: بنده افتخار میکنم به این که شاید نخستین مسجد ایران به شیوه مسجدالنبی، یعنی چهار مسجد اولیه را با همت دیگر دوستان بیرجندی و قاینی کشف کردیم که متعلق به سالهای ۳۱ و ۳۲ هجری قمری است.
این پژوهشگر اضافه کرد: بناهای این دوره، بناهایی بیآلایش است و مسئله جالب در این دوره آن است که ایرانیان با معماری به عربها این نکته را فهماندند که دین شما را با علاقه و اشتیاق پذیرفتیم، اما فرهنگتان را نمیپذیریم و اعلام کردند که ما فرهنگ و معماری خاص خود را داریم.
لباف بیان کرد: این سبک را به نامهای خراسانی، عربی و شبستانی میشناسند و به این خاطر با عنوان خراسانی شهرت یافته که اولینبار در خراسان ساخته شدهاند، همچنین در مکانهای مختلف خراسان این شیوه را داریم و بنده در باستانشناسی آن را پیگیری کرده و بهطور مستند به آن رسیدهام.
وی ادامه داد: پس از آن، شیوه رازی است که از ری برخاسته و در همه ایران تسری یافته که از مشخصات آن ایجاد ایوان است و ایوان همراه با چهارتاقی، در واقع ندایی از استقلالخواهی است؛ به این خاطر که در معماری دوره ساسانی دو عنصر، یعنی ایوان و چهارتاقی برای مردم بسیار مقدس بود و ترکیب این دو، آتشکده را تشکیل میداد و بهقول آندره گودا، هم ایوان و هم چهارتاقی از خراسان برخاسته و در سراسر ایران گسترش یافته است.
این باستانشناس گفت: از شیوه رازی به آذری، اتفاقات مهمی میافتد که هم یک مقوله جامعهشناسی و هم روانشناسی و هنر را به چالش میکشد. همچنین، شیوه آذری در آذربایجان شروع شد که به ایران آمد و شیوه رازی را تحت تأثیر قرار داد.
صداقت بر سیمای معماری رازی موج میزند
وی در مقایسه دو شیوه آذری و رازی ابراز کرد: صداقت بر سیمای معماری شیوه رازی موج میزند، یعنی در آن پنهانکاری موجود نیست، در حالی که در شیوه آذری که از اوایل قرن هشتم هجری آغاز شده، معمار دچار یک نوع دروغگویی میشود و عیبپوشی میکند و در این زمان است بناها در دو مرحله سفتکاری و نازککاری ساخته میشد و حتی ابعاد و ساختار بناها نیز تغییر داده شد.
لباف ادامه داد: تا زمانی که دوره رازی را داریم، در تاریخ سلسلههایی را در ایران میبینیم که دوره خودآگاهی، استقلالطلبی، راستی، صداقت و نوآوری است و در همین دورهها است که شاهنامه فردوسی نوشته و زبان فارسی شکوفا میشود و ایران استقلال مییابد.
وی اضافه کرد: پس از آن، شیوه اصفهانی را داریم که صرفاً زرقوبرق، تغییرات ناخواسته، نفوذ هنر غرب و اروپایی و افول معماری ایرانی را میبینیم.
لباف ضمن بیان این که تمام رنگهای استفاده شده در معماری ایرانی- اسلامی دارای یک زبان است، تاکید کرد: رنگ لاجوردی و آبی، رنگ غالب بناهای اسلامی است، به این خاطر که لاجوردی رنگ انباشت آب و آبی رنگ انباشت آسمان بوده، ولی در این زمان فراموش شده است.
وی در تکمیل سخنان خود گفت: با توجه به این فرمولها و فلسفههای وجودی، حیف است که معماران و مهندسان ایرانی از این زبانها و فلسفهها در مبلمان و دکراسیون و فضاسازی استفاده نکنند.
لباف ابرازکرد: دانشگاهها و بهخصوص آنهایی که با معماری سروکار دارند، باید به تاریخ، شیوهها، مصالح و المانهای سنتی و رمز و رازهای معماری توجه کنند تا بتوانیم اینها را در بین ملت مان رایج کرده و به شهر و خانه خود هویت دهیم.
انتهای پیام