کد خبر: 3720694
تاریخ انتشار : ۱۶ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۸:۲۹
حسینی عنوان کرد:

تصرف ولایی حضرت حق در افعال غیرارادی قلب انسان

گروه اندیشه ــ سیدمجتبی حسینی، پژوهشگر دین با اشاره به اینکه افعال قلب، امر و نهی‌پذیر نیستند به ارائه دو راهکار برای جهت‌بخشی به افعال قلبی پرداخت که یکی از آنها ارائه قلب به خداوند متعال و تأثیر ولایی خداوند در قلب آدمی است.

تحول افعال قلبی در اثر تصرف ولایی حضرت حق و ذوات معصومین(ع)

به گزارش ایکنا؛ سیدمجتبی حسینی در مجلس مناجات شب قدر و عزاداری شهادت امیرالمؤمنین(ع) به بیان راه‌های امر و نهی‌پذیر کردن افعال قلبی پرداخت و عنوان کرد: افعالی از جوارح ما سر می‌زند که بعضی از این افعال ارادی و برخی غیرارادی هستند. در برابر افعال ارادی احکامی وجود دارد. افعال، تحت یک احکامی قرار می‌گیرند. در همه ادیان تا حدودی چنین است. مثلا بخشی از هویت نماز، افعالی است که با جوارح ما انجام می‌شود. اما همه افعال ما مربوط به جوارح ما نیست بلکه افعالی هست که مربوط به قلب ماست و به آن افعال قلوب می‌گویند.

وی در ادامه با ذکر مثالی افزود: اینکه شما چه چیزی را دوست دارید و از چه بدتان می‌آید از افعال قلب است. ممکن است هیچ حرکت بیرونی انجام ندهید. شاید به تعداد قلوبی که اینجا وجود دارد رفتارها و احساسات در دورن افراد باشد که انعکاس بیرونی ندارد. اما بعدا برخی از آنها به جوارح منتقل می‌شود. ریشه همه کارهای ما در قلب ماست اما آیا افعال قلوب تحت امر و نهی قرار می‌گیرند؟

حسینی بیان کرد: افعال جوارح تحت امر و نهی قرار می‌گیرند. مثلا به ما گفته‌اند که با دست و زبان خود کسی را اذیت نکنیم. این از افعال جوارح است. حتی در یک مراحلی اگر این کار را کردی یک جرایمی دارد. اما قلوب چطور؟ قلب‌ها تحت امر و نهی قرار نمی‌گیرند چون فرمانبر مستقیم عقل شما نیستند. شما از یکی خوش‌ات می‌آید بی آنکه به آن فکر کرده باشی. مثلا از یک فضایی بدت می‌آید بدون آنکه دلیلی داشته باشد. افعال قلوب تحت امر و نهی قرار نمی‌گیرند.

وی در ادامه گفت: اما یک وقت در دین به ما می‌گویند این فرد را دوست داشته باش یا دوست نداشته باش. مثلا در روایت است که کودکان را دوست داشته باشید. یا گفته‌اند پدر و مادر یا معلمت را دوست داشته باش. مگر قلب دست من است؟ پس باید چه کار کرد؟ امر و نهی افعال قلوب دو مسیر دارد. امر و نهی قلوب به شکل عادی نیست چون در اختیار ما نیست. یک مسیر آن مستقل از مسیرهای ظاهری است که ما می‌بینیم.

حسینی توضیح داد: اگر قرار باشد به قلب دستوری داده شود احتیاج به یک نوع جاذبه دارد که از عقل ظاهری ما گذر کند و بر قلب اثر می‌گذارد. لذا وقتی ما به یک چیزی گرایش پیدا می‌کنیم خداوند با ولایت مطلقه در قلب ما اثر کرده است و این امر را به اهل بیت(ع) تفویض کرده است که بر قلب ما اثر بگذارند. مثلا یک وقتی شما قلبت را در اختیار علی بن ابی‌طالب(ع) می‌گذاری. برخی فقط جوارح خود را در اختیار حضرت قرار می‌دادند مثل شمر که از فرماندهان حضرت بود. اما برخی تمام وجود خود را در اختیار امام قرار می‌دهند.

وی ادامه داد: نوف بکالی یک شب مهمان خانه امیرالمومنین(ع) بود. هنگام خواب نوف در بستر بیدار بود و پنهانی حضرت را نگاه می‌کرد. می‌گوید ابتدا علی(ع) نماز خواند و بعد کیسه‌ای به دوش گرفت و از خانه خارج شد و دوباره برگشت. سپس دوباره وضو گرفت و سرش را بر دیوار گذاشت و با گریه فرمود: خدایا از من راضی هستی؟ ناگهان حضرت متوجه شد من بیدار هستم. بعد حضرت شروع به سخن گفتن کرد. لذا برخی قلبشان را در اختیار علی(ع) گذاشتند. اصلا به این مجالس می‌آییم که دلمان را عرضه کنیم. یکی باید قلب ما را درست کند.

وی در ادامه تصریح کرد: داخل پرانتز یک مطلب مهم بگویم: بعضی اوقات ما مناجات می‌کنیم اما به دلمان نمی‌چسبد. وقتی هم دعا می‌کنیم خیلی از خواسته‌هایمان برآورده نمی‌شود. دلیلش این است که خدای ما کارمند ماست. این‌طوری با خدا حرف زدن کاسب‌کارانه است و اگر حاجتمان برآورده نشود دچار اندوه می‌شویم. کدام عاشقی را دیدید که وقتی با معشوق صحبت می‌کند لیست خواسته‌هایش را به او ارائه کند. وقتی کسی را دوست داری اگر خواسته‌ای هم داشته باشی آن را بهانه می‌کنی تا با او حرف بزنی. وقتی رابطه‌ات با خدا اینطوری باشد و برای این مناجات کنی که با خدا حرف بزنی دیگر از مناجات کردن خسته نمی‌شوی؛ بلکه لذت می‌بری. چرا اینگونه با خدا حرف نمی‌زنیم؟ همه مردم دنیا دارند زندگی می‌کنند اما ما یک جایی داریم که آنها ندارند. خداوند ما را به این ماه دعوت کرده است. امام صادق(ع) فرمود: گاهی برای درخواستی به درگاه خداوند می‌رفتم و آنقدر مشغول دعا می‌شدم که درخواستم را فراموش می‌کردم.

وی در پایان سخنانش گفت: راه دیگر امر و نهی قلب این است که انسان یک کارهایی کند که این جذب را در خودش ایجاد کند. تویی که هرشب داری سراغ گناه می‌روی انتظار نداشته باش دلت جای دیگری برود. اگر بخواهی دلت تحت امر و نهی قرار بگیرد باید خودت را در فضاهایی قرار دهی که دلت را پرورش بدهد و در غیر این صورت دلت درست نمی‌شود. طرف بیست سال هیئت می‌رود اما غیبت می‌کند به خاطر اینکه نتوانسته دل را درست کند. دلی که مملو از اهل بیت(ع) باشد جایی برای چیز دیگر ندارد.

انتهای پیام

captcha