کد خبر: 3734552
تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۱

نقش نافذ سهروردی در جریانات فکری و اجتماعی

گروه معارف - دانشیار گروه فلسفه اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: شیخ اشراق نقش نافذی را در جریانات اجتماعی داشته و تاثیرات مشهودی نیز بر جامعه گذارده است.

شیخ اشراق تحلیلی از نفس و علم ارایه می‌کند که متفاوت نسبت به فلاسفه دیگر است
عباس جوارشکیان، دانشیار گروه فلسفه اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد، در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا از خراسان رضوی با بیان اینکه شیخ اشراق تفکر فلسفی را که مبنا و اساس بسیاری از دانش‌ها و تمدن بشری را رقم می‌زند، متحول کرده است، اظهار کرد: وی به همین جهت نقش ناقذی را در جریانات فکری و اجتماعی داشته است. بر همین اساس فلسفه اشراقی تاثیر بالایی در جریان‌های فکری بر جای می‌گذارد که به نوعی می‌توان مدعی شد که پس از او، ما فیلسوفی را سراغ نداریم که بی تاثیر از اشراق و مبرا از تفکر اشراقی باشد.

وی اظهار کرد: شیخ اشراق فردی جسور در بیان آرا و نظرات خود بود و چیزی جز برهان عقلی را بیان نمی‌کرد و این منجر شد که او در معرض حسادت صاحب نظران زمان خود قرار گیرد.

دانشیار گروه فلسفه اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: آزاد اندیشی و تفکر وی باعث ماندگار شدن او شد و همین امر موجب پدید آمدن فرهنگ عمیق عقلی شد که نه تنها در جامعه اسلامی بلکه در جامعه زرتشتیان هم بی تاثیر نبود.

جوارشکیان عنوان کرد: در واقع شیخ اشراق اهل ریاضت بوده و شخصیتی عرفانی بشمار می رفت. از این نظر کراماتی را به او نسبت داده اند و با توجه به تفکری که داشت، او را «الموید بالملکوت» لقب داده بودند که این لغب اشاره ای به کرامات سهروردی به عنوان یک شخصیت اشراقی بود که توانست چنین تفکری را به وجود آورد.

وی گفت: البته در خصوص ابعاد معنوی شیخ اشراق نظر پردازی‌هایی شده و حتی حکایاتی که شاید تا حدودی افسانه باشند، در مورد او وجود دارد اما اگر این حکایات نقل شده را نادیده بگیریم، باز هم متوجه خواهیم شد که او یک شخصیت عرفانی و اشراقی داشته و با تمام این ویژگی‌های شخصیتی، قطعا می‌تواند تاثیرات اجتماعی بسیاری بر جای بگذارد.

جوارشکیان عنوان کرد: در واقع تاثیر فیلسوفان و اندیشمندان بزرگی که جریان‌های فکری را در دنیا رقم زده‌اند، بسیار عمیق تر است؛ به دلیل اینکه این افراد مبانی فکری، تفکر، اندیشه و نگرش‌ها را متحول کرده اند و ما با نگاه کلامی، هنگامی که با واقعیت به فرهنگ‌ها،  سنت‌ها و تحولات اجتماعی نگاه می‌کنیم، متوجه این نقش مهم می‌شویم.

وی اظهار کرد: مهم ترین نقشی که همه فلاسفه دارند و به شیخ ویژه اشراق داشته، رشد اندیشه عقلی، عقل باوری و گسترش تفکر عقلی برای جامعه بوده که اگر امثال او نبودند، معلوم نبود که ما به لحاظ فرهنگی و تمدنی در چه موقعیتی قرار داشتیم.

دانشیار گروه فلسفه اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: افرادی هستند که جزو مکتشفین بشمار می‌روند و به نوعی دانش‌هایی را عرضه کرده اند که به صورت مستقیم جنبه عملی داشته و مردم آن را در زندگی خود لمس می کنند و بکار می گیرند. در این میان می‌توان به علومی چون پزشکی، تعلیم و تربیت، اخلاق، سیاست و مدیریت اشاره کرد که می‌تواند تاثیرات ملموس و آشکاری داشته باشد.

فلسفه اشراق را نمی‌توان بیگانه با فلسفه مشا دانست
وی گفت: فلسفه اشراق را نمی‌توان بیگانه با فلسفه مشا دانست؛ اگرچه ما فلسفه اشراق را یک دستگاه فلسفی خارج از مشا می‌دانیم اما با این وجود در فلسفه اشراق نقدهای بسیار جدی به فلسفه مشا وارد شده که ساختار هستی و عالم هستی را بیان می‌کند چرا که شیخ اشراق معتقد است علاوه بر مبادی و حقوق طولی، مبادی عرضی نیز وجود دارد که از آن به عنوان ارباب انواع یاد می‌کند و آن موضوعی است که عوالم هستی را از جمله عالم مثل و عالم مثل معلمه را که در مشا وجود ندارد، تبیین می کند. در واقع وی تحلیلی از حقیقت نفس و حقیقت علم ارایه می‌کند که تعبیر متفاوتی نسبت به فلاسفه دیگر است.

جوارشکیان عنوان کرد: شیخ اشراق از یک روش دیگری در هستی شناسی استفاده می‌کند که در مشا وجود ندارد. در روش اشراقی به جز مباحث عقلی و فکری فیلسوف از قدرت شهود قلبی خود نیز کمک می‌گیرد و ادراک هستی را مورد مطالعه قرار می‌دهد که دریافت‌های عمیق تر و بسیار نافذ از هستی را کسب می‌کند و این روش در زمینه تامل فلسفی و تحقق عقلی هستی نیز بسیار عمیق تر از فلسفه مشایی شناخته می‌شود.

دانشیار گروه فلسفه اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: بنابراین فهم او از انسان، حقیقت هستی و به ویژه حقیقت علم و نفس متفاوت از آن چیزی است که نسبت به پیشینیان وجود داشته و از آن حیث سنخیت بسیاری با عرفان بالا و جریان‌های معارف انسانی دارد که این امر منجر می‌شود شیخ اشراق مجمعی برای دو جریان بزرگ و قوی تفکر و اندیشه در جهان اسلام باشد.

انتهای پیام

captcha