کد خبر: 3876693
تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۰:۴۷

خودآگاهی وجه تمایز انسان از سایر موجودات است

گروه معارف ــ عضو هیئت علمی گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: یکی از ویژگی‌های متمایز انسان نسبت به موجودات دیگر، خودآگاهی است.

خودآگاهی ویژگی تمایزبخش انسان نسبت به سایر موجوداتبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، جعفر مروارید، عضو هیئت علمی گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد شامگاه گذشته، 15 بهمن‌ماه در چهارمین نشست مطالعات میان‌رشته‌ای هستی‌شناسی که در دانشکده الهیات و معارف اسلامی برگزار شد، در خصوص فلسفه ذهن در آگاهی اظهار کرد: در درجه اول حوزه بحثی که فلسفه ذهن آغاز می‌کند در مورد آگاهی و چیستی آگاهی است، سؤالات فلسفه همیشه چیستی است و تعریف‌های آن، ما را به کارکردهای حقیقت نزدیک می‌کند.

وی افزود: ما خود را موجودات آگاهی می‌دانیم و باورهای عرفی ما یکی از شهودهای روزمره و تجربیات هر روزه ما این است که خود را آگاه می‌دانیم. اولین سؤال فلسفی این است که ما آگاهی را چگونه تعریف می‌کنیم و یکی از فیلسوفان این مقوله را دشوار تعریف می‌کند؛ چراکه در دوران کنونی و دنیایی که کاملاً فیزیکی و طبیعی است، عنصری در دل این نظام فیزیکی به نحوی که بتوان به ویژگی‌های اصلی آن دست پیدا کرد، کار را دشوار می‌کند و از منظر بعضی فیلسوفان ذهن این موضوع به‌عنوان یک راز باقی می‌ماند.

عضو هیئت علمی گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: اگر بخواهیم راجع به انسان صحبت کنیم با نگاه فلسفه ذهن، اولین سؤالی که مطرح می‌شود ارتباط ویژگی‌های فیزیکی و ذهنی انسان است. از زمانی که دکارت به‌عنوان یک فیلسوف آگاهی نگاه فیلسوفان و جامعه فلسفی را به سؤال از ذهن جلب کرد، چند قرن می‌گذرد، می‌دانید که فیلسوفان از نقطه‌های عزیمتی متفاوتی آغاز می‌کنند. دکارت به جای اینکه از وجود، طبیعت و خدا شروع کند از انسان آغاز کرد و اولین سؤال وی این بود که ذهن در انسان چیست و اگر بتوانیم تبیین فلسفی از ذهن و ذهن‌مندی ارائه دهیم می‌توانیم وارد سایر حوزه‌های فلسفی شویم.

وی گفت: در آگاهی، تلقی عرفی که از آگاهی وجود دارد این است که ما در رویدادهای روزمره هم آگاه هستیم و هم آگاه نیستیم. عرف دائماً با این چالش‌ها مواجه و وظیفه فلسفه این است که نگاه عرفی را طبقه‌بندی کند. فلسفه همان کار را راجع به آگاهی انجام می‌دهد که منطق راجع به استدلال‌های منطقی انجام می‌دهد، فلسفه ذهن هم سعی می‌کند همان باورهای عرفی ما راجع به آگاهی را طبقه‌بندی کند.

مروارید بیان کرد: با رویکرد فلسفه تحلیلی و فلسفه ذهن که از قرن 20 آغاز شده است، برای طبقه‌بندی این باور عرفی باید به کاربردهای زبانی واژه آگاهی توجه کنیم، اگر می‌خواهیم به چیستی و سؤالات بنیادین فلسفی دست پیدا کنیم باید در زبان این تطبیق صورت گیرد. به‌طور مشخص ما دو کاربرد متنوع از آگاهی داریم، زمانی از آگاهی‌ای صحبت می‌کنیم و منظورمان آگاهی از موضوعی است، بدین معنا آگاهی از هوایی که گرم است. زمانی هم از آگاهی‌ای صحبت می‌کنیم که مقصودمان آگاهی از آگاهی است و منظور ما خودآگاهی‌ است.

وی اضافه کرد: سؤال فلسفی که به وجود می‌آید این است که کدام تقدم دارد، فیلسوفان متعددی معتقدند آگاهی بر هر نوع آگاهی تقدم دارد. در رأس این داستان، دکارت در تأملات خود این مسئله را مطرح می‌کند. «بعد از اینکه شک می‌کند در چیزی، اولین یقینی که کسب می‌کند، یقین به خود است». من می‌اندیشم پس هستم چون من آگاهی دارم، دکارت این موضوع را به‌عنوان جوهر مطرح می‌کند و در واقع خودآگاهی وحدت‌بخش ذهن است.

عضو هیئت علمی گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: از دل این دو کاربرد به نکته سوم دست پیدا می‌کنیم و آن خصوصیات پدیداری آگاهی است. وقتی ما از حالات و کیفیات ذهنی صحبت می‌کنیم، حس و حالی به فرد دست می‌دهد و این حس و حال ویژگی خاص آگاهی است و این ویژگی خاص را چه کسی می‌تواند درباید؟ فردی که فاعل شناسایی است.

انتهای پیام
captcha