یازدهمین شماره از مجله مطالعات فقه تربیتی به صاحبامتیازی جامعةالمصطفی العالمیه منتشر شد. 
به گزارش ایکنا؛ در این شماره از مجله مطالعات فقه تربیتی، مقالاتی با عناوین «بررسی فقهی رعایت توان متربی در اقدامات تربیتی»، «دلالتهای تربیتی حرمت اذلال نفس به مثابه یک قاعده فقهی»، «وظیفه خانواده در تربیت دینی فرززندان از منظر سیره»، «بررسی آموزههای راه رفتن از منظر فقه تربیتی»، «بررسی فقهی سیره معصومین(ع) در تربیت اخلاقی» و «بررسی حکم فقهی صحت تلفظ نماز از دیدگاه زبانشناسی با تأکید بر فرضیه دوران بحرانی» منتشر شده است.
در چکیده مقاله «بررسی فقهی رعایت توان متربی در اقدامات تربیتی» میخوانیم: انسان موجودی مرکب از روح و جسم، ذوابعاد و به اصطلاح دارای ساحات وجودی است. تکامل آدمی، تدریجی بوده و در تمام ابعاد و ساحات، قابلیت کامل شدن را دارد. اما توان و استعدادهای آدمی خودبهخود شکوفا نمیشوند، بلکه باید شرایط لازم آن فراهم شود، حال به مهیا نمودن این شرایط و زمینهها «تربیت» اطلاق میشود. رعایت توان و ظرفیت متربی به عنوان اصل عام بر هر روش و اقدام تربیتی اثرگذار و حاکم بر کاربست سایر اصول تربیتی است. نظر به اهمیت این اصل، بررسی حکم فقهی این قاعده تربیتی، بیشازپیش لزوم پیدا میکند. این نوشته در پی آن است که حکم فقهی «رعایت توان متربی» در اقدامات تربیتی را با روش تحقیق اجتهادی از خلال ادله عقلی و نقلی استنباط نماید.
نویسنده مقاله «دلالت های تربیتی حرمت اذلال نفس به مثابه یک قاعده فقهی» در طلیعه نوشتار خود آورده است: پژوهش حاضر به هدف بررسی «حرمت اذلال نفس» به مثابه یک قاعده فقهی و واکاوی دلالتهای تربیتی آن نگاشته شده است. مطالعات نشان میدهد که با وجود جایگاه ویژه قواعد فقهی در تفریع و تطبیق احکام؛ هنوز قواعدی هستند که استخراج و اصطیاد نشده یا در میان فقها به عنوان یک قاعده فقهی شهرت نیافتهاند. یکی از این موارد «حرمت اذلال نفس» است. این پژوهش به روش اسنادی – کتابخانهای و به صورت توصیفی - تحلیلی انجام گرفته است. یافتهها نشان میدهد که حرمت اذلال نفس، هم تحت عنوان یک قاعده فقهی در حوزه فقه فردی و حاکمیتی قرار میگیرد و هم به عنوان یک اصل تربیتی پیشگیرانه در دو بعد فردی و اجتماعی مطرح میشود. دلالتهای تربیتی مستنتج از این امر عبارتند از: ضرورت سازواری متربیان با فطرت انسانی، اصل تربیتی خوداجتنابی در برابر رذایل اخلاقی، اصل حریت و آزادگی، اصل عزت اجتماعی و حفظ اقتدار ملی است.
در طلیعه نوشتار «وظیفه خانواده در تربیت دینی فرززندان از منظر سیره» میخوانیم: بیتردید اساس شکلگیری جامعه اسلامی برخورداری افراد از تربیت شایسته دینی است که زمینهساز تحقق آرمانهای اسلامی است. در دین شریف اسلام بر دو عنصر خانواده و تعلیم و تربیت الهی تأکید شده است. اکنون سوال این است که حدود وظایف والدین در تربیت فرزندان در خانواده چیست؟ دانش فقه اسلامی که مرجع تعیین وظایف مکلفان در حیطههای مختلف میباشد، مرجع معتبری است که میتواند حدود و ضوابط تکلیف والدین در تربیت فرزندان را با ملاحظه منابع استنباط حکم فقهی بیان نماید. سیره، یکی از ادله معتبر شرعی قابل استناد است. در این پژوهش دلالت انواع سیره از جمله سیره انبیا در قرآن و سیره معصومین بررسی میشود. سیرههای مذکور به طور عمده بیانگر اهتمام به امور آموزشی و تربیتی در حد اباحه بالمعنی الاعم است و برخی قراین و ارتکازاتی که در مورد آن وجود دارد، بر رجحان که اعم از وجوب و استحباب است دلالت میکند.
نویسنده مقاله «بررسی آموزه های راه رفتن از منظر فقه تربیتی» در چکیده نوشتار خود آورده است: از نگاه قرآن کریم، یکی از مظاهر ویژه سلامت اجتماعی، الگوی صحیح راهرفتن است. حالاتی که فرد راهرونده در حین راهرفتن بر نفس و یا جوارح خود عارض میسازد، مسایل دقیق و گستردهای را در مورد تاثیر و تاثرات مثبت و منفی فردی و یا اجتماعی برجای میگذارد که شایسته بررسی است. این پژوهش با تمرکز بر روی آیات قرآنکریم و کتب روایی اربعه و تحلیلهای بنیادین روانشناختی، آموزههای تربیتی راهرفتن را از جوانب مختلف، ارزیابی نموده است. بررسی تربیتی بحث حاضر، مقتضی ضرورت تفکیک جوانب مختلف مسیله به حالات ظاهری و حالات باطنی راهرفتن، ملزومات آن و راهرفتن به سوی اماکن مقدس است. تکیه بر سفارشهایی نظیر «اعتدال در راهرفتن» با هدف عقلانیت در تعاملات اجتماعی و پرهیز از هرگونه افراط و تفریط در مظاهر آن و «داشتن آرامش و وقار در راهرفتن» که از صفات عبادالرحمن است، مورد بررسی قرار گرفته است.
در چکیده مقاله «بررسی فقهی سیره معصومین(ع) در تربیت اخلاقی» میخوانیم: تربیت اخلاقی که حاصل نگاه علمی به تربیت و تمایز ساحتهای مختلف آن از یکدیگر است، فرایند یاریرسانی به متربی برای ایجاد تغییر تدریجی در ساحت صفت و رفتار اخلاقی است که به واسطه عامل انسانی دیگر و بهمنظور زمینهسازی در جهت تخلق وی به فضایل اخلاقی و دوری از رذایل اخلاقی و نهایتاً نیل به کمال اخلاقی صورت میگیرد. این مقاله با روش تحقیقی تحلیلی محتوا، سیره معصومین(در تربیت اخلاقی را از نگاه فقهی بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که علاوه بر وجود تربیت اخلاقی در سیره این بزرگواران، این امر به دو صورت «پیشگیرانه و درمانگرانه» جاری بوده و با روشهای گوناگون: موعظه، سالمسازی محیط، امر و نهی، سوال و جواب، نظارت و مراقبت انجام میگرفت. فضایل و رذایل اخلاقی نیز از مواردی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.
نویسنده مقاله «بررسی حکم فقهی صحت تلفظ نماز از دیدگاه زبانشناسی با تأکید بر فرضیه دوران بحرانی» در طلیعه نوشتار خود آورده است: بررسیهای زبانشناسی نشان میدهد که تلفظ یکی از سختترین جنبههای یادگیری زبان دوم است. تحقیق حاضر حکم فقهی صحت تلفظ را از دیدگاه زبانشناسی و با تأکید بر فرضیه دوره بحرانی بررسی کرده است. نتایج حاصل نشان داد که روشهای متأخر به آموزش زبان دوم، یادگیری تلفظ مطلق بعد از این بازه بحرانی را ناممکن میدانند و بر معیارهای دیگری مانند فهمپذیری و معناداری تأکید میکنند. همچنین یافتهها حاکی از آن است که رویکرد فقهای شیعه در صدور حکم صحت تلفظ، بسیار ظریف و در سه حیطه اصلی علوم آواشناسی و سمانتیک، منطبق با علم زبانشناسی و در عین حال غیر سختگیرانه و تحققپذیر است. در پایان نیز با بررسی عوامل عمده در دشواری تلفظ، راهکارهایی از حوزه دین و زبانشناسی برای تسهیل در یادگیری تلفظ ارایه شده است.
انتهای پیام