غلامرضا اطمینان، یک جامعهشناس مسائل اجتماعی، در گفتوگو با ایکنا از خراسان رضوی، در خصوص اصول اخلاقی حاکم در جامعه کنونی اظهار کرد: همواره اصول حاکم در هر جامعهای متفاوت از جامعه دیگر است. به عنوان مثال اصول اخلاقی حاکم در جامعه ایرانی متاثر از باورهای دینی، سنت، فرهنگ، آداب، رسوم و پیشینه تاریخی این ملت است، در حالیکه این اصول اخلاقی در جوامع اروپایی کاملا متفاوت است، چرا که آنها فرهنگ و باورهای خاصی دارند که اصول اخلاقی آنها تحت تاثیر همین باورهای خاص خودشان است.
وی ادامه داد: به هر حال میتوان گفت که آنچه به عنوان اصول اخلاقی، بایدها، نبایدها و آنچه که ضرورت دارد تحت تاثیر مذهب و باورهای دینی ما است. البته بخشی از این اصول نیز متاثر از فرهنگ اجتماعی ما است. به عنوان مثال در دین ما باورهای مذهبی، مردانگی، وفای به عهد و توجه به مستمندان، اصول اخلاقی بشمار میروند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه به طور کلی بایدها و نبایدهایی که ما از آنها به عنوان هنجارهای مثبت یاد میکنیم، بیشتر تحت تاثیر نگره و گستره فرهنگی، ملی و مذهبی بوده و از گستره وسیعی نیز برخوردار هستند، گفت: در واقع باید گفت هر جامعهای از یک اصول اخلاقی خاص و متناسب با جامعه و فرهنگ خود از آنها پیروی میکند و البته در این میان برخی از جوامع با تقلید و اقتباس از جوامع دیگری فرهنگها را به جامعه خود انتقال میدهند که این انتقال هم میتواند متاثر از آموزش و شبکههای اجتماعی باشد.
اطمینان خاطرنشان کرد: پس با این وجود باید گفت که جامعه ما تحت تاثیر سه شاکله اساسی از جمله سنت، مذهب و فرهنگ قرار دارد که همواره این سه شاکله اساسی هستند واخلاق اجتماعی و انسانی ما را تامین، توزیع و تاکید میکنند.
این کارشناس مسائل اجتماعی با اشاره به نظریاتی که در این خصوص وجود دارد نیز عنوان کرد: طبیعتا بخشی از نظریاتی که در حوزه اخلاق وجود دارد، خانواده را به عنوان اساس و پایه این امر میدانند و اشکالاتی که به این حوزه اخلاق وارد میشود را مربوط به حوزه خانواده و بخشی نیز مربوط به حوزه آموزش فرهنگ میدانند و بر این باور هستند که هرچه انسانها با خرده فرهنگهای دیگری تلاقی داشته باشد و به میزانی که حب و بغض داشته باشد متفاوت میشود و این همان مبحثی است که در این گفتوگو که به رفتارهای اخلاقی، بایدها و نبایدهای اجتماعی اشاره شد، باز میگردد.
وی با تاکید بر اینکه هیچ جامعهای در دنیا وجود ندارد که فاقد اخلاق باشد و هر جامعهای مجموعهای از بایدها و نبایدهایی را برای خود تعریف و تنظیم کرده و سپس به آنها پرداخته است، گفت: این در حالی است که اخلاق یک جامعه، متناسب با آن جامعهای که در آن زندگی میکند به شاخصههای که پیش از این گفته شده باز میگردد که این شاخصهها ممکن است از درون آن جامعه استخراج و یا اینکه از جامعه دیگری گرفته شده باشد که در این صورت گفته میشود، جامعه دچار انحطاط اخلاقی شده است.
اطمینان افزود: ما هنگامیکه از جامعهای صحبت میکنیم که دچار انحطاط اخلاقی شده منظور این است که این جامعه شاکله، بایدها و نبایدهای خود را از درون خود انتخاب نمیکند بلکه به صورت تقلید انجام میدهد که در این صورت منجر به انحطاط آن جامعه میشود و البته که شاید به مسائل اخلاق توجه داشته باشد، اما این اخلاق بر آمده از جامعه خود و مبتنی بر نیازها و اهداف خود نیست بلکه از جامعه دیگری استخراج شده است.
این پژوهشگر اجتماعی اظهار کرد: با این وجود میتوان گفت که جامعه به صورت عمدا شاخصهها و شاکلههای اخلاق رفتاری و اجتماعی خود را که از یک جامعه دیگری انتخاب میکند، بعد از مدتی دچار عوارض و آسیب میشود که در این جا از آن میتوان به عنوان تعارض و تناقض فرهنگی یاد کرد.
وی در ادامه با ارائه مثالی در این خصوص اضافه کرد: به عنوان مثال لباس کارکرد پوشش، نظم و محافظت دارد و بسیار هم خوب است، اما این موضوع گاهی تبدیل به عارضه و چشم و هم چشمی میشود و درون جامعهای میشود که افراد پس از مدتی با استفاده از این لباسها، احساس خلا میکنند و از خود بیگانه میشوند و به نوعی افراد آن جامعه هویت خود را از دست میدهند، بنابراین جامعهای که اینگونه الگوهای اخلاقی را از جوامع دیگر تقلید میکند و هویت اجتماعی خود را از دست میدهد را باید جامعهای بیمار دانست.
این جامعهشناس تاکید کرد: در واقع بخشی از شاخصه اخلاقی تحت تاثیر حاکمیت است که در دورهای از جامعه حاکمان میتوانند با نحوه رفتار، گفتار و منش خود تاثیرگذار و تعیین کننده باشند، همچنین نخبگان جامعه که منظور نخبگان علمی هستند، نخبگان مذهبی، معلمان، مدارس ائمه اطهار(ع)، نخبگان ورزشی و اقتصادی نیز میتوانند بخش دیگری از شاخصههای اخلاقی را تعیین و متاثر از خود کنند.
اطمینان خاطرنشان کرد: در جامعهشناسی بحثی تحت عنوان«دیگران مهم» وجود دارد که این اصطلاح گاهی امکان دارد که حضور فیزیکی داشته باشد و یا حتی در تمارض، تعامل و معرض دید افراد قرار گیرد و گاهی نیز ممکن است ذهنی باشد.
این مددکار اجتماعی تصریح کرد: با این وجود آن چیزی که امروزه جامعه را پا برجا نگاه داشته است مقام و تحصیلات افراد نیست، بلکه آن چیزی که به جامعه یک انسجام و وحدتی بخشیده، باورهای دینی است و اگر باورها وجود نداشت کشور این انسجام و وحدتی که امروز شاهد هستیم را نداشت و جامعه از هم پاشیده بود.
وی تصریح کرد: در این میان میتوان گفت که دو موضوع باورهای دینی از جمله صداقت، راستی، خیرخواهی، نوع دوستی، کمک به دیگران، تقوا و توجه به آخرت و موضوع بعدی نیز باورهای ملی از جمله وحدت در جغرافیا، فرهنگ و نژاد، دو موضوعی اساسی هستند که موجب پایدار شدن جامعه ما در شرایط فعلی شده است.
اطمینان تاکید کرد: بنابراین باید گفت که بخش مهمی از باورهای دینی را خانوادهها، روحانیت، شبکههای اجتماعی و .... تشکیل میدهند و اینها هستند که باعث اعتماد و امنیت جامعه میشوند.
انتهای پیام