به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، محمدعلی وطندوست، عضو هیئت علمی گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد، شامگاه گذشته هشتم بهمنماه، در برنامهای با عنوان سلسله نشستهای علمی آموزههای نوین کلامی و فلسفی با موضوع «خوانشی نو از مسئله قضا و قدر در آموزههای دینی» که به صورت وبینار برگزار شد، اظهار کرد: در جریان قضا و قَدَر باید گفت که این دو، لازمه یکدیگر هستند و هر جا پای قضا در میان باشد، پای قَدَر و اندازه نیز در میان است و برخلاف سخن علامهطباطبایی که قَدَر را مختص به عالم ماده میداند و طبق سخن ایشان نمیتوان گفت که هرجایی که سخن از قضا باشد، پای قَدَر هم در میان است.
وی ادامه داد: در حقیقت دیدگاههای گوناگونی در این خصوص به دست ما رسیده است و از همان سالهای اول هجری، مسئله قضا و قَدَر جزو مسائل اعتقادی محسوب میشد، قطعا همه ما خواندهایم که روایات زیادی از طریق اهلبیت(ع) و بهویژه امیرمومنان(ع) در خصوص قضا و قدر به دست ما رسیده است و تمامی این روایات و تعبیراتی که از ایشان وجود دارد، حاکی از آن است که این موضوع در دین ما از اهمیت بهسزایی برخوردار است.
این استاد دانشگاه واژه «قضا» را در لغت به معنای ضرورت، قطعیت و حتمیت دانست و خاطرنشان کرد: ملاصدرا مراد از قضای الهی را همان علم خداوند متعال میداند که پیش از آنکه عالم هستی را بیافریند، این علم را دارد که کدام موجود در چه زمان و مکانی به وجود خواهد آمد و زمانیکه واژه «قضا» در مورد علم الهی بهکار برده میشود نیز همین معنا را در بردارد.
وطندوست افزود: این در حالی است که علامه طباطبایی در کتاب «نهایتالحکمه» به این تعریف ملاصدرا ایراد میگیرد و میگوید که این تعریف تنها شامل قضای علمی میشود و قضای عینی را در برنمیگیرد.
عضو هیئت علمی گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه واژه «قَدَر» در لغت هم به معنای اندازه است، بیان کرد: این دو واژه را به دو بخش قضا و قَدَر عینی و علمی تقسیم کردهاند که تعریف ملاصدرا نیز در تقسیمبندی قضا و قَدَر علمی قرار میگیرد، در حقیقت قضای علمی بدین معناست که خداوند متعال پیش از آنکه موجودات را بیافریند، علم قطعی دارد که یک موجود مادی در یک ظرف زمانی و یا مکانی چگونه وجودش قطعی میشود، قَدَر علمی هم بدین معناست که خداوند پیش از آنکه موجودی را بیافریند، به اندازه وجودی خاص یک موجود آگاهی و علم دارد.
وی بیان کرد: در حقیقت همه اندیشمندان از جمله ملاصدرا، علامهطباطبایی و همچنین افرادی که پیش از اینها بودهاند، قضا و قَدَر علمی را پذیرفتهاند و هیچگونه اختلافی در این خصوص در بین هیچ یک از آنها وجود ندارد، در این میان نیز علامهطباطبایی برای اینکه قضا و قَدَر عینی را تعریف کند، بهدرستی از مبنای اصل علیت استفاده کرده است و به نوعی «قَدَر» را منحصر به عالم ماده و موجودات مادی میداند، بنابراین میتوان گفت آنچه که از تعابیر کتابهای ایشان مشاهده میشود، حاکی از آن است که«قَدَر» قابل تغییر بوده و «قضا» قابل تغییر نیست.
وطندوست عنوان کرد: در بخشی از روایتی که از یونسبن عبدالرحمن وجود دارد، آمده است که امام رضا(ع) به معنای «قَدَر» اشارههای داشته و این مقوله را به معنای اندازه طول و عرض یک چیز معنا کردهاند، اینگونه روایات سبب شده که علامه طباطبایی از اطلاق عموم به روایات و آیات قَدَر که قَدَر را به همه موجودات نسبت میدهد، دست بردارد.
عضو هیئت علمی گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: پس از اینکه علامه طباطبایی مقولههای قضا و قَدَر را به میان میآورد و قَدَر را به اندازه وجودی نسبت میدهد، از طرفی فلاسفه تلاش کردند که معنای عرفی و ظاهری را رعایت کنند و معنای عرفی و ظاهری قَدَر نیز همان حدی است که به آثار یک چیز ملحق میشود نه به اصل ذات آن چیز، با وجود اینکه علامه طباطبایی بارها اشاره کردهاست که در بحثهای فلسفی و عقلی نمیتوان به معنای عرفی و ظاهری الفاظ تکیه کرد، اما این امور نشان میدهد که ایشان به یک معنای عرفی و ظاهری استناد کردهاست.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: البته روایات مختلفی هم در خصوص قابلیت تغییر این دو مقوله آمده است، به گونهای که در برخی از روایات آمده که قضا قابلتغییر نیست و قَدَر نیز گاهی به وسیله قدرت و غلبه بشری قابل تغییر نیست، دسته دیگری از روایات نیز میگویند که هر دو مقوله قابل تغییر هستند، دسته دیگری از روایات نیز معتقد هستند که این دو مقوله قابل تغییر نیستند و در برخی دیگر از روایات نیز آمده است که قضا قابل تغییر است.
وی خاطرنشان کرد: آن دسته از روایاتی که میگویند قضا و قَدَر قابل تغییر هستند، منظور آن، قضا و قَدَری است که در مرتبه علم است و به مرحله عین و عالم خارج نرسیده است، به عنوان مثال میتوان به داستان قوم حضرت یونس(ع) اشاره کرد که بنا بود در مرحله عین تحقق پیدا کند و عذاب الهی بر آنها وارد شود، اما به واسطه دعایی که کردند آن بلا از آنها رفع شد.
عضو هیئت علمی گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد بیان کرد: هنگامیکه این روایات و آیات را در کنار یکدیگر قرار میدهیم، متوجه میشویم که این دو، الفاظی هستند که گاهی به جای یکدیگر به کار گرفته شدهاند و معادل سرنوشت و تقدیری که عموم مردم از آن سخن یاد میکنند، است، در اینجا باید گفت که همواره دو مقوله قضا و قَدَر دو وصف هستند که برای یک واقعیت به کار گرفته میشوند.
وطندوست اظهار کرد: از این رو میتوان گفت که قضا و قَدَر به یک واقعیت اشاره دارند و اگر بنا باشد قابل تغییر باشند هر دو قابل تغییر هستند و اگر بنا باشد قابل تغییر نباشند، هر دو قابل تغییر نخواهند بود.
انتهای پیام