به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، جاذبه شخصیت سیماى درخشان حسین بن على(ع)، نظر بسیارى از اهل اندیشه را به خود معطوف کرده است و در میان متفکران، کسانى به بلنداى شخصیت آن امام همام اشاره کردهاند که حتى کمترین سنخیتی با حضرت ندارند و برخى از آنان حتى از مخالفان او به حساب میآیند، اما در عین حال او را ستودهاند. در ذیل، سخنان تعدادى از بزرگان و متفکران جهان را در اینباره مىخوانیم.
ابن ابى الحدید این دانشمند نامدار اهل سنت مىنویسد: سالار پرشکوه شکستناپذیران روزگار و قهرمان کسانى که در برابر ذلت و تحقیر سر فرود نیاورده و به عصرها و نسلها درس جوانمردى و شرافت و مرگ پر افتخار را زیر سایه شمشیرهاى آخته داد و آن را بر سازش با بیداد و فریب برگزید، پدر یکتاپرستان گیتى، حسین(ع)، فرزند رشید على(ع) است.
استبدادگران اموى به آن شخصیت تسخیرناپذیر و یارانش امان دادند، اما او بدان دلیل که نمىخواست در برابر ذلت و بیداد سر خم کند و نیز بیم آن داشت که اگر با پذیرش اماننامه کشته هم نشود، ذلت بر او و دیگر آزادمنشان رهرو راهش از سوى عبید و دیگر خودکامگان سیاهکار و حقیر تحمیل شود، مرگ پر عزت و افتخار را بر زندگى ذلیلانه برگزید.
علامه محمد اقبال لاهورى، اندیشمند، عارف و شاعر پرآوازه پاکستانى و از مفاخر و اندیشمندان اهلسنت در قرون معاصر است. از میان رهبران اهلسنت، این مصلح بزرگ اسلامى، بیش از دیگران به اهمیت زنده نگهداشتن محرم و عزادارى امام حسین(ع) اهتمام ورزید و این موضوع را با قلم و شعر مورد تأکید قرار داد. او در جاىجاى دیوان شعر خود از امام حسین(ع) و عشق او به حقیقت و لزوم پیروى از آن حضرت و آموزش آزادى و آزادگى از قیام وى یاد مىکند و سرانجام خود تصریح مىکند: «نه تنها آزادى بلکه رمز قرآن از حسین آموختیم /ز آتش او شعلهها افروختیم/تار ما از زخمهاش لرزان هنوز/ تازه از تکبیر او ایمان هنوز /اى صبا اى پیک دور افتادگان/ اشک ما بر خاک پاک او رسان».
علامه اقباللاهورى، درباره قیام امامحسین(ع) معتقد است که اگر قصد آن حضرت رسیدن به حکومت بود، عشق را رها مىکرد و این چنین عاشقانه برنمىخاست، بلکه سپاهى فراهم میآورد. قیام او، تنها براى اصلاح امت و احیاى دین و محو فاسدان بود که اثرش تا به حال باقى است و تازگى ایمان ما نشأت گرفته از قیام آن حضرت است.
امام شافعى، شهادت اباعبداللّه(ع) را نه حادثهاى معمولى، بلکه فاجعهاى بزرگ شمرده است. امام شافعى مىگوی که در منابع آمده است که روز عاشورا قاتلان آن حضرت نیز قادر نبودند، عواطف خود را پنهان کنند و بر مظلومیت امام حسین(ع) در هنگامه حوادث اشک نریزند.
شیخ محمد عبده، مصلح مشهور مصرى مىگوید: «هنگامى که در دنیا حکومت عادلى است که هدفش اقامه شرع و حدود الهى و در برابر آن، حکومت ستمگرى حاکم است که استقرار عدل را برنمىتابد، بر هر مسلمانى است که حکومت عدل را یارى کند و از همین باب است، قیام امامحسین(ع) که در برابر حکومت یزید که خداوند او را خوار کند».
ملاعلى قارى حنفى در «شرح فقه اکبر» امام ابوحنیفه مىنویسد: این که بعضى مردم نادان و جاهل سخنان نادرستى برزبان میآورند که امام حسین(ع) یاغى بوده است، نزد اهلسنت و جماعت گفتارى باطل است و احتمال قوى دارد که از گزافهگویىها و یاوهسرایىهاى فرقه خوارج باشد و این گروه در واقع، از حق روى برتافته و از راه راست بیرون آمدهاند.
شیخ عبدالحمید کُشک، روحانى مبارز مصرى نیز مىگوید: «در تاریخ، روزهاى گرانقدرى است که انسان احساس غرور و سربلندى مىکند. در تاریخ اسلام نیز نام برخى روزها با حروف نورانى بر لوحهاى طلایى نگاشته شده است و قیام عاشورا، یکى از این روزها است».
جرج جرداق، دانشمند و ادیب مسیحى، مىگوید: «آن غیرتمندى که تا این پایه به ناموس مردمان اهتمام میورزید و در حمایت از همسر و خانواده و دیگران لحظهاى از مجاهدت باز نمیایستاد، چون در میدان رزم، یکه و تنها ماند و از زخم شمشیر و نیزه بر زمین نشست و اوباش کوفه و سربازان مزدور دستگاه حاکم را دید که از هر سو به سرپناه (خیمه) زن و فرزندانش حملهور هستند، دست پولادین خونین برآورد و ندا زد که: هان اى نامردان! اگر دین ندارید، آزادگى را در زندگى فرو مگذارید. همچنین وى مىگوید: وقتى یزید مردم را تشویق به قتل حسین(ع) و مأمور به خونریزى مىکرد، آنها مىگفتند: چه مبلغ میدهى، اما یاران حسین(ع) به او مىگفتند: ما با تو هستیم، اگر هفتاد بار کشته شویم، باز مىخواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم».
آنتوان بارای مسیحى، نویسنده کتاب حسین در اندیشه مسیحیت میگوید: «من در مورد زندگى و حرکت حسین(ع) بیشتر به بعد انقلابى شخصیت ایشان شیفته شدهام. بُعد دیگر شخصیت امام حسین(ع) که مرا شیفته خود کرده، تواضع ایشان در کنار روح انقلابى است و این دو خصیصه نمىتواند در یک شخص جمع شود. تواضع از صفات و ویژگىهاى برگزیدگان خداست و او در عین احساس عزت و آزادگى و سرافرازى در برابر دشمنان، تواضع خاص خود را دارد. حماسه حسین(ع) تنها مختص شیعه و سنى و مسلمان نیست، بلکه متعلق به هر مؤمنی است».
عباس محمود عقاد، نویسنده و ادیب مصرى مىنویسد: «آثار کوبندهاى که قیام امام حسین(ع) به جاى گذاشت و موجب نابودى طاغوتیان به دست آزادگان شد، بسیار است و حکومت ستمکار و گسترده امویان از نظر زمان و مکان، بر اثر قیام یک نفر، در یک روز به هم ریخت و نابود شد، زیرا شیعیان و آزادگان همواره خواهان هدف حسین بن على(ع) بودند و آن را دنبال کردند و در نتیجه خسارت ضایعات حقیقى دشمنان در روز عاشورا و در کربلا زیادتر از خسارت شکست ظاهرى حسینیان بود».
جنبش حسین(ع)، یکى از بىنظیرترین جنبشهاى تاریخى است که تاکنون در زمینه دعوتهاى دینى یا نهضتهاى سیاسى پدیدار گشته است. دولت اموى پس از این جنبش، به قدر عمر یک انسان طبیعى دوام نکرد و از شهادت حسین(ع) تا انقراض آنان بیش از شصت و اندى سال نگذشت.
منابع:
Ensani.ir
https://www.sid.ir
http://pajoohesh.howzehtehran.com
انتهای پیام