کد خبر: 3995180
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۹:۲۹

حرکت اصلاحى امام حسین(ع)؛ اندیشه ابعاد و شیوه‏‌ها

حرکت و نهضت اصلاحى امام حسین(ع)، اندیشه ابعاد و شیوه‌‏ها، متکى بر اندیشه‌‏اى خاص، به انگیزه رویارویى با ترفندهاى خطرآفرین «حزب عثمانیه» که اساس دین و امت اسلامى را تهدید مى‏‌کرد به وجود آمده‌ ‏است.

حرکت اصلاحى امام حسین(ع)؛ اندیشه ابعاد و شیوه‏‌هابه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، این مطلب با اشاره به فرهنگ‏‌سازى حزب عثمانیه در جلوگیرى از طرح و بیان فضائل اهل بیت(ع) در  حوزه فرهنگى، اجتماعى، سیاسى و اقتصادى و چگونگى معرفى چهره نورانى ‏اهل ‏بیت(ع) و افشاى جبهه مقابل‏ مى‌‏پردازد.

انگیزه اصلى امام ‏حسین(ع) از برپایى  نهضت، رویارویى با ترفندهاى خطرآفرین «حزب عثمانیه» بود که بنیان دین و امت اسلامى را تهدید مى‌‏کرد. هنگامى که دین، نقشى محورى در ابعاد گوناگون اعتقادى، اخلاقى و رفتارى بر اساس داده‌‏هاى فطرى و نیز شئون اجتماعى، سیاسى و حکومت‏‌دارى و هویت دادن به جامعه را بر عهده دارد، مخالفان دین‌‏ستیز نیز در مصاف با همین آرمان‏‌ها در ستیز خواهند بود.

ر این اساس، عترت رسول خدا(ص) محور استقرار دین الهى، تداوم راه و سیره آن حضرت، محور اصلى تشکیل جامعه دینى و قطب حرکت بالنده اجتماعى است. به همین علت نیز همواره هدف تهاجم دشمنان و منحرفان، به‌‏ویژه بنى‏‌امیه قرار گرفته است. اگر عترت نقش محورى خود را در جریان‏‌هاى اجتماعى و معادلات سیاسى بعد از رسول خدا(ص) ایفا نمى‏‌کرد، هیچ‏گاه تا این اندازه مورد غیض و غضب مخالفان قرار نمى‌‏گرفت.
 
هم‏چنین به علت هم‏گون بودن اندیشه و رفتار عترت، بنیادهاى اندیشه‏‌هاى اصلاحى امام حسین(ع) نیز با اندیشه‏‌هاى علوى هماهنگ بوده و در تقابل با ناهنجارى‏‌هاى دوران امام‏ حسین(ع) و پیش از آن است. به دیگر سخن، بنیاد اندیشه‌‏هاى اصلاحى، با ناب‏سامانى‏‌ها و دشمنى‏‌هاى جبهه مقابل، پیوند دارد. از این‏‌رو، آشنایى با این نابسامانى‏‌ها در شفاف‏‌سازى و تبیین اندیشه‌‏هاى اصلاحى تأثیر بسزایى دارد.
 
در این مطلب، یکى از حلقه‌‏هاى اصلى اندیشه‏‌ها و رفتارهاى عترت که در زمان امام حسین(ع) پدید آمده است بررسی و به دو بخش اندیشه‏‌ها و شیوه‏‌ها تقسیم می‌شود.

 

 اندیشه‌‏ها

 
پیآمد حاکمیت حزب عثمانیه، خطرهایى جدى بود که دین و کیان امت اسلامى را تهدید مى‏‌کرد. حزب عثمانیه با ارزش‌‏ها و باورهاى پذیرفته شده مسلمانان، معارضه اساسى داشت. ترویج فرهنگ برترى‏‌جویى قومى، گسیل سرمایه‏‌ها به سوى هواداران و تخریب نهادهاى اجتماعى و سامان‏دهى آن‏ها براى دست‏یابى به اهداف بنى‌‏امیه که ناهنجارى‏‌هاى عمیق اجتماعى را پدیدار ساخته بود، محورهاى اصلى رفتار حزب حاکم عثمانیه بود.
 
این محورها سبب پدید آمدن اندیشه‌‏هاى اصلاحى فرزانه‌‏اى مانند حسین بن على(ع) شد.
 
در زمینه فرهنگ، تلاش حزب عثمانیه، در دو محور متمرکز مى‏‌شد: نخست جلوگیرى از طرح و بیان فضایل اهل‏ بیت(ع) و دیگرى فضیلت‌‏سازى براى آل ابوسفیان. در محور نخست، حزب عثمانیه از تبیین و تفسیر آیاتى که در شأن و منقبت اهل‏ بیت بود، جلوگیرى مى‏‌کرد و مانع از بیان احادیث رسول خدا(ص) که در تثبیت موقعیت اهل ‏بیت(ع) و شناخت فضایل ایشان مؤثر بود، می‌شد.

آنان خشونت را در این راه، به اندازه‌‏اى رساندند که یاران بزرگ اهل ‏بیت(ع) را به بالاى دار کشیدند و زبان گویا و رساى افرادى مانند میثم تمارها و رُشیْد هَجَرى را از حلقومشان بیرون کشیدند. آنان کار را در این عرصه به جایی رساندند که معاویه دستور داد که کسى نباید درباره منقبت على حدیثى بیان کند.
 
انگیزه حزب عثمانیه از این فرهنگ‏‌سازى، یعنى واژگون جلوه دادن چهره عترت و چهره‌‏سازى مثبت براى آل ابوسفیان، مصداق‏‌سازى براى جانشینى رسول خدا(ص) بود. آنان مى‏‌خواستند با کتمان ده‌‏ها حدیث درباره فضیلت عترت پیامبر و شأن نزول آیات فراوان درباره آنان که زبان به زبان در میان امت مسلمان در گردش بود، مصادیق واقعى عترت را در هاله ابهام فرو برده و به جاى آنان فرزندان ابوسفیان را معرفى کنند تا تصاحب منصب‌‏هاى اجرایى رسول خدا(ص)، مانند رهبرى جامعه، بر آنان آسان شود.
 
به دیگر سخن، همان انگیزه‌‏اى که در بیان شایستگى‌‏هاى اهل‏ بیت(ع) دنبال مى‏‌شود و آنان را برترین و پاک‌‏ترین انسان‏‌ها و خویشان رسول خدا(ص) معرفى مى‏‌کند و نگاه‌‏ها را به سوى آنان معطوف مى‏‌دارد و حتى دوستى مردم با اهل بیت(ع) را مزد رسالت قلمداد مى‏‌کند.
 
اندیشه تابناک حسین بن على(ع) در مصاف با فرهنگ‏‌سازى حزب عثمانیه، افکندن پرده نفاق و آشکار ساختن چهره واقعى آنان و نیز معرفى چهره تابناک عترت بود.
 
در محور نخست، امام از هر فرصتى براى رسوا کردن بنى‌‏امیه بهره مى‌‏برد که به مواردى از اندیشه‏‌هاى شفاف امام نظر مى‌‏افکنیم:
 
1. زمان حکومت‏‌دارى معاویه، که بخشِ عمده آن در دوران امامت امام مجتبى(ع) و نیز امام حسین(ع)، بود، دوران اقتدار حزب عثمانیه به حساب مى‌‏آید. در این دوران، به علت تعهد عترت به معاهده صلح حرکتى اجتماعى در مبارزه علیه حزب عثمانیه شکل نگرفت. حتى دعوت مردم عراق، به‏‌ویژه کوفه که از امام مى‏‌خواستند اقدامى عملى براى سرنگونى معاویه صورت دهد، پذیرفته نشد، اما در مقابله با فرهنگ‏سازى معاویه، امام حسین(ع) از هیچ تلاشى فروگذار نمى‏‌کرد و اندیشه‌‏اى بالنده را پدیدار ساخته و فرهنگ‌‏سازى مى‌‏کرد تا رفتار جنایت‏‌بار آنان را افشا سازد؛ آن‏چه بنى‏‌امیه از مطرح شدن آن، سخت در هراس بودند.
 
دعوت مردم عراق از امام حسین(ع) در زمان معاویه، گواه بر تحرک تشکل هم‏سو با اهل ‏بیت(ع) است که این تشکل، گرچه پس از پیمان مصالحه، سرکوب شده و آسیب دید، اما به تدریج هویت خود را باز یافت و با توجه به توان‏مندى خود، از امام حسین(ع) مى‏‌خواست تا با خلع معاویه، رهبرى را بر عهده گیرد. به امام نامه نگاشتند که با خلع معاویه از حاکمیت، زمینه بیعت با خود را فراهم سازد.
 
این تحرکات، وحشتى در حزب عثمانیه و معاویه پدید آورد که نتوانست نگرانى خود را پنهان سازد. از این‌‏رو، در نامه‏‌اى که به امام حسین(ع) نگاشت، حضرت را از معارضه با وى برحذر داشت: از رفتار تو اخبارى به من رسیده است که گمان ندارم به آن‏ها علاقه‌‏مند باشى، زیرا سزاوارترین فرد براى پایبندى به پیمان، شما هستى... مراقب باش مردم شما را وارد فتنه‏ نسازند.
 
امام در پاسخ به معاویه، بر محورهاى مهم فرهنگى و ناهنجارى‌‏هاى اجتماعى پدید آمده به دست حزب عثمانیه و معاویه پا مى‌‏فشرد. نخست به این نکته اشاره مى‏‌کند که من بر تعهد خویش پایبندم و بر خلاف آن اقدام نخواهم کرد، اما با آشکار ساختن جنایات وى حزب عثمانیه را رسوا مى‌‏سازد و آن را حزب شیطان که از مدار حق بیرون رفته و ملحد است، معرفى مى‏‌کند. معاویه را قاتل یاران بزرگ على(ع)، مانند حجربن عدى و عمروبن حمق مى‌‏نامد. از وى به‌عنوان مدعى زیاد بن ابیه که وى را به برادرى خویش پذیرفت یاد مى‏‌کند که مخالف آشکار با سنت نبوى(ص) بود. هم‏چنین از وى به‌عنوان کسى که یاران اهل ‏بیت(ع) را قتل عام کرده و بر چشمان آنان میل گداخته کشیده، یاد مى‏‌کند.
 
امام(ع) صریحاً به وى مى‌‏نویسد که حاکمیت حزب عثمانیه، بزرگ‏ترین خطر براى امت اسلامى است: حکومت‏‌دارى تو را بدترین خطر براى امت اسلام مى‏‌دانم.
 
2. یکى دو سال پیش از مرگ معاویه، امام حسین(ع) هنگام نزدیک شدن موسم حج، به همگان اعلام مى‏‌کند که عازم حج خواهد شد. عده‌‏اى از بنى‏‌هاشم و حدود دویست تن از صحابه رسول خدا(ص) و در مجموع، حدود هفتصد نفر از بزرگان، حضرت را در آن سفر همراهى مى‏‌کنند. امام در منا در جمع یاران خطبه‌‏اى بسیار مهم ایراد مى‏‌کند و در آن به ناهنجارى‌‏ها و رفتار خشونت‌‏بار معاویه با آل على(ع) اشاره و از معاویه به‌عنوان طاغوت یاد مى‏‌کند: «فان هذه الطاغیة قد صنع بنا و بشیعتنا ما علمتم و رأیتم و شهدتم و بلغکم... .»
 
در آن خطابه، حضرت از هواداران خود مى‏‌خواهد که براى احیاى حق اهل ‏بیت (حمایت از رهبرى آنان) تلاش کنند و پیام حضرت را به همه برسانند: «ثم ارجعوا الى امصارکم و قبائلکم و من ائتمنتموه من الناس و وثقتم به فادعوه الى ما تعلمونمن حقّنا؛ هنگامى که به شهرها و به میان مردم خویش بازگشتید و هنگامى که با افراد مطمئن روبه‏‌رو مى‌‏شوید، آنان را به مطالبه حق ما فرا خوانید و آگاه سازید.»
 
هم‏چنین امام درباره خاموش شدن نور خدا(دین) در میان مردم هشدار مى‏‌دهد و بر ولایت و جانشینى امیرالمؤمنین(ع) تأکید مى‏‌کند و از جمع صحابه، درباره جریان غدیر اقرار مى‏‌گیرد و تأکید مى‏‌کند که آنان جریان غدیر را همواره در بین مردم مطرح سازند.

3. در سالى که معاویه حجر بن عدى و یاران وى را به شهادت رساند، در موسم حج، هنگام روبه‏‌رو شدن با امام ‏حسین(ع) مى‏‌گوید: «آیا مى‏‌دانى با شیعیان على چه کردیم؟ آنان راکشتیم و کفن کردیم و به خاک سپردیم». طاغى زمان، فرصتى به دست آورده تا جنایات خویش را به رخ امام حسین(ع) بکشد.
 
امام در پاسخ وى مى‌‏فرماید: «اما اى معاویه! ما هنگامى که شیعیان تو را بکشیم، نه آنان را کفن مى‏‌کنیم و نه بر آنان نماز مى‏‌گزاریم و نه آنان را دفن خواهیم کرد.»

پیام این سخن، افکندن نقاب نفاق از چهره حزب عثمانیه و آشکار ساختن بى‏‌دینى آنان بود. امام موضعى صریح مى‏‌گیرد که اگر هواداران معاویه، به جنگ و ستیز با اهل‏بیت برخیزند و کشته شوند، حکم کفر بر آنان جارى است، نه حکم میت مسلمان، تا از غسل، کفن، نماز و دفن شرعى بهره‌‏مند شوند.
 
امام در افشاگرى‏‌هاى خویش، پیشینه ننگین بنى‌‏امیه را مطرح مى‌‏سازد و به همگان اعلام مى‏‌دارد که این تیره و تبار، تا چه اندازه در کفر و الحاد خود پاى مى‏‌فشردند و چه جنگ‌‏ها علیه رسول خدا(ص) و مسلمانان بر پا کردند و سرانجام، با شمشیر امام على(ع) در صف مسلمانان ایستادند.

4. در هنگام فراخوانى معاویه، مردم را براى بیعت با یزید، امام(ع) یزید را فاسق، شراب‌‏خوار، سگ‌باز، قاتل و سفیه معرفى مى‏‌کند و به معاویه مى‌‏نویسد که تو چنین شخصى را بر مردم مسلط مى‌‏سازى.

یزید فردى فاسق، شراب‌‏خوار، قاتل متجاهر به فسق است و انسانى مانند من با مانند وى بیعت نخواهد کرد.»

 

معرفی عترت

 
در محور دوم، امام همواره بر آشکار ساختن چهره واقعى اهل‏ بیت(ع) و بیان فضایل و شایستگى آنان براى رهبرى جامعه و جانشینى رسول‏ خدا(ص) تلاش مى‏‌کرد و در هر موقعیتى، موضوع رهبرى اهل‏ بیت را مطرح مى‌‏ساخت.
 
در خطبه معروف منا که در جمع یاران و انبوه صحابه ایراد شد، از آنان خواست که موضوع غدیر و معرفى رسول خدا(ص) امیرالمؤمنین را به‌عنوان جانشینى خود، به همگان ابلاغ کنند.

هنگامى که ولید، امام حسین(ع) را فرا خواند و خبر مرگ معاویه را به ایشان داد و موضوع بیعت با یزید را مطرح ساخت، پاسخ امام به وى این بود: ما اهل‏‌بیت نبوت و مخزن رسالت و محل آمد و شد فرشتگان هستیم. آغاز و انجام، به برکت ما صورت مى‏‌گیرد. شخصى همانند من، که این‌گونه فضایل در او استقرار یافته، با همانند یزید،که سراپا فسق است، بیعت نخواهد کرد.»
 
امام(ع) در آغازین روز نهضت، این‌گونه سخن از شایستگى اهل‏ بیت براى امر رهبرى‏ مى‏‌گوید: ما اهل‏ بیت رسول خدا سزاوارتر براى منصب رهبرى از اینان که ادعا مى‏‌کنند، هستیم». ایشان در نامه‌‏اى به مردم بصره، سخن از شایستگى اهل ‏بیت براى رهبرى مى‏‌گوید: و ما نیک مى‌‏دانیم که شایسته‌‏ترین افراد براى به عهده گرفتن مسئولیت رهبرى، ما اهل‏ بیت هستیم، نه آنان که این منصب را تصاحب کرده‌‏اند.»
 
ادامه دارد...
 
منابع:
کتب بحارالانوار، وسائل الشیعه و الغدیر و ensani.ir
 
 
انتهای پیام
captcha