به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، نوزدهمین جشنواره فیلم فجر مشهد، ۱۵بهمنماه آغار به کار کرد و طی هشت روز، ۱۶ فیلم در سینماهای اطلس، آفریقا، سیمرغ، هویزه، گلشن، ویلاژتوریست، پارک بازار و برفی با رعایت کامل پروتکلهای بهداشتی و با ظرفیت یک سوم سینماها، اکران و به ایستگاه پایانی رسید. هر چند مثل هر سال برخی از فیلمها ارزش حضور در جشنواره را نداشتند و برخی از فیلمها با وجود قابلیت از جشنواره بازماندند، اما در این میان فیلمهای قابل قبولی هم بود که مخاطبان را در مقابل پرده سفید نشاند.
اولین روز از نوزدهمین جشنواره فیلم فجر مشهد، اکران «موقعیت مهدی» و «ضد» میهمان سینماهای مشهد بود.
موقعیت مهدی
«موقیت مهدی» روایتی عاشقانه از زندگینامه شهید مهدی باکری است که در 6 پرده به نمایش پرده سفید در آمده است. پرده اول با عنوان یک قبضه کلت کمری که مهریه همسر شهید است و این پرده با خواستگاری و مراسم عقد ساده آغاز میشود.
پرده دوم با عنوان پلیور آبی به روایتی کوتاه از زندگی و شهادت برادرش( حمید باکری پرداخته ) که به دستور فرمانده (مهدی باکری) تا جنازه همه شهدا به عقب برنگردد، کسی حق برگرداندن جنازه حمید را ندارد. پرده سوم با عنوان آخرین تماس روایتی از عملیات خیبر در جزیره مجنون که سال 62 به وقوع پیوست را به تصویر کشیده است.
در پرده چهارم با عنوان من مهدی باکری نیستم به روایت کوتاه در خصوص یکی از رزمندگان نوجوان لشگری که فرمانده آن مهدی باکری است پرداخته که همراه دوست دوران کودکیاش در جبهه حضور یافته و طی یک عملیات دوستش به شهادت میرسد و در بین همه اجساد شهدا این نوجوان، جسد بیجان دوستش را به عقب برمیگرداند و با این جمله خطاب به یکی از همرزمانش که من مهدی باکری نیستم این پرده پایان مییابد.
پرده پنجم با عنوان «موقعیت مهدی» است که روایت حضور مهدی باکری در خط مقدم را به تصویر کشیده و در پرده آخر با عنوان لباسهای خیس صحنه به شهادت رسیدن مهدی باکری در اعماق آب به نمایش در آمده است.
این فیلم تا حدودی توانست مخاطبان را راضی نگه دارد، اما روایت زندگی این شهید در این چند پرده مختصر برای شناخت این شهید کفایت نمیکند و در واقع روایتها از هر پرده به صورت نیمه رها میشود.
ضد
فیلم دیگر اولین روز جشنواره فجر مشهد بود. این فیلم در ژانر سیاسی است که در دل روایتی از یک عاشقانه دارد. این فیلم به التهابات ترورهای اوایل انقلاب و خاصه به ترور شهید بهشتی پرداخته است که البته ضعفهایی هم در این فیلم به چشم میآید. آنچنان که مخاطب عام در اواسط فیلم خسته و برای راضی کردن خود تا پایان فیلم سالن را ترک نمیکند، یعنی در واقع به دنبال یک پایان معقول است. سعید در دفتر حزب جمهوری به عنوان یک نفوذی سازمان مجاهدین خلق، در این فیلم فردی بیدست و پا نشان داده که در واقع قدرت تصمیمگیری قاطع را ندارد و آنقدر در حزب خلق و آرمانهای حزبی فرو رفته که حتی از عشقی آتشین به راحتی میگذرد.
بدون قرار قبلی
در «بدون قرار قبلی» یاسمین در کودکی به آلمان مهاجرت کرده و حالا با مرگ پدر، ناچار است پس از ۳۰ سال به ایران بازگردد. پسرش دچار اوتیسم است . تنها شناختی که از پدرش دارد آنچه بوده که مادر برایش تعریف کرده و بیش از آن میراثی که پدر برایش گذاشته، باعث تعجب او میشود. اقامت کوتاه و ناخواسته او در مشهد که زادگاه پدری اوست و دیدار با کسانی که پدرش را میشناسند برای یاسی جدید است.
پگاه آهنگرانی در نقش یاسی تقریبا ماموریت نیم بیشتری از جذابیت فیلم را به دوش میکشد و در واقع آنچه فیلم را برای مخاطب جذاب کرده حضور او و مصطفی زمانی در فیلم است. البته بولد کردن فرهنگ ایرانی، اشارات مذهبی و نمایش تصاویری از حرم امام رضا (ع) از نقاط قوت این فیلم است.
بیرو
این فیلم روایتی از زندگی علیرضا بیرانوند دروازهبان تیم ملی فوتبال ایران از دوران کودکی تا ورود به فوتبال حرفهای و عضویت در تیم ملی فوتبال ایران است. روایت ضعیف این فیلم از زندگی بیرانوند مخاطب را راضی نمیکند و اکثر مخاطبان، این فیلم را مناسب برای جشنواره کودک میدانند تا جشنواره فجر.
بیمادر
فیلم «بیمادر» بار دیگر روایتی از فقر است . زوجی که بچهدار نمیشوند و زنی که برای نجات فرزندش از بیماری مجبور به اجاره رحم و بدنیا آوردن فرزندی میشود که متعلق به زوج دیگری است.
بیمادر هم مانند بسیاری از فیلمها با این قصه بار دیگر یک تکرار غمانگیز را به تصویر کشیده، فرزندی که دو مادر را وابسته میکند و در نهایت این مادر فقیر است که تسلیم میشود. فیلم بیمادر کمتر توانست مخاطب خود را راضی نگه دارد.
ماهان
این فیلم روایت زندگی یک بازیگر تئاتر است که پس از مدتها میتواند نقش اصلی یک نمایش را روی صحنه ایفا کند، اما بیماری سرطان مسیر زندگی او را دستخوش تغییر قرار میدهد و...ضعف فیلمنامه در ماهان مشهود است، چرا که میتوانست بهتر به زندگی سخت بازیگران تئاتر بپردازد.
ملاقات خصوصی
پروانه، دختری جوان که در مغازهای کار میکند و درگیر ماجرای عاشقانه عجیبی با فرهاد میشود. این عشق، زندگی او و فرهاد را تحتتاثیر قرار میدهد.
جنس بازی پریناز ایزدیار در این فیلم مشابه او در بازی ابد و یک روز است. دختری معصوم که در گیرو دار یک خانواده از هم گسیخته ناخواسته گرفتار یک عشق دروغین و تاوان آن میشود.
در چهارمین روز فیلمهای هناس، مرد بازنده ، شادروان و درب اکران شد.
هِناس
در ژانر درام اجتماعی، روایتی آزاد از زندگی شهره پیرانی است که حدود ۱۰ سال پیش همسرش، داریوش رضایینژاد (دانشمند هستهای)، در یک ترور شهری در مقابل چشمان خانواده به شهادت رسید.
از آنجا که روایت داستان واقعی است، بیشترین عاملی که مردم را برای این فیلم به سینما کشاند، انتخاب بازیگر آن بود. مریلا زارعی در این فیلم نیز مانند سایر فیلمهایش به خوبی ایفای نقش کرد و مخاطب را تا پایان داستان نگه میدارد.
یکی از روزهای شلوغ سینما با «مرد بازنده» تجربه شد.
احمد خسروی مسئول رسیدگی به پروندههای مشکوک به قتل میشود و به سرنخهایی دست مییابد که پشت پرده این قتل رازگونه به کشف شبکه فساد اقتصادی میرسد. احمد بیمهابا به دنبال یافتن قاتل است و حتی زندگی خصوصی با فرزندانش نیز دچار مخاطراتی میشود. در این تلاش بیوقفه و در شرایطی که باور دارد که به نتیجه نزدیک است در عین ناباوری متوجه میشود پشت این قتل، راز دیگری وجود دارد.
جواد عزتی در مرد بازنده در واقع مرد برنده است. عزتی با بازی خوبش یک تنه از پس همه داستان بر میآید و مخاطب را تا پایان فیلم میخکوب میکند.
درب
این فیلم روایتگر مأمور اداره برقی است که قرار است برق خانهای تَک و دورافتاده را وصل کند.
شادروان
«شادروان» به دردسرهای یک خانواده پس از فوت ناگهانی پدرشان میپردازد و مسائل حقوقی مرتبط با موضوع ارث و میراث، همبستگی درون اقوام و خانوادهها را نمایش میدهد.
این فیلم یک طنز تلخ را به نمایش گذاشته که تقریبا مخاطبان خود را راضی از سالن سینما خارج میکند.
لایههای دروغ
این فیلم در ژانر اکشن ساخته شده و همین ویژگی آن را متمایز از فیلمهای این سالهای سینمای ایران کرده است که البته از دید بسیاری از مخاطبان ارزش حضور در جشنواره را ندارد. از نگاه مخاطب، لایه های دروغ به فیلمهای بالیوودی شباهت زیادی دارد.
خائنکشی، فیلمی با برند مسعود کیمیایی
برای فیلمهایی با کارگردانان برند و بازیگران مطرح معمولا سینماها روزهای شلوغی را تجربه می کنند.
فیلم خائنکشی نیز از جمله فیلمها با برند مسعود کیمیایی و بازیگران مطرح بسیاری از مخاطبان را به سینما کشاند.
داستان فیلم در مورد گروهی است که میخواهند از بانک ملی دزدی کنند. مهدی، شاهرخ، گیو، اطلس و دیگران، دزدان ظاهری بانک هستند، اما این پول را برای قرض ملی مصدق میخواهند. مصدق بر سر این مسئله اصرار میورزد که نفت ایران باید ملی شود. از سویی سرکرده این گروه دلباخته زنی است، اما در درگیریهایی که در جلوی بانک با پلیس بالا میگیرد او تیر میخورد و باقی فرار میکنند و … در این فیلم قسمتی از زندگی مهدی بلیغ سارق و کلاهبردار ایرانی به تصویر کشیده میشود و همچنین گذری هم به ماجرای ملی شدن نفت و ماجراهای آن میزند.
این فیلم از دسته فیلمهایی مانند ضد است که مخاطب خود را میطلبد، فیلمی که در دل یک روایت به ملی شدن صنعت نفت اشاره دارد.
هر چند این فیلم مخاطبانی را به سینما کشاند، اما در نیمه راه مخاطبانش را با ترک سالن و یا بازی با تلفن همراه از دست داد.
نمور
فیلم سینمایی «نمور» درباره داوود برادر بزرگتر خانواده است که به اصرار دانیال همراه همسر خود سمیرا و دخترش آرام راهی شمال میشود تا پس از پانزده سال با خواهرش دلارام آشتی کند. پس از رسیدن به شمال، دلارام آنها را نمیپذیرد و داوود تصمیم به بازگشت میگیرد، اما دانیال مانع میشود و مسئله مهمی را با او در میان میگذارد و …
«نمور» از دسته فیلمهای خنثی است که محتوای چندانی ندارد..
نگهبان شب
«نگهبان شب» یکی از فیلمهای کنجکاوی برانگیز امسال است که مخاطبان، امید زیادی برای کسب جوایز جشنواره داشتند.
بیرویا
ماجرای فیلم «بیرویا» این اثر در ژانر درام اجتماعی تولید شده و اولین فیلم بلند آرین وزیر دفتری است که به یک اختلال شخصیتی با عنوان اسکیزوفرنی پرداخته است.
بازی خوب طناز طباطبایی مخاطب را تا پایان فیلم نگه میدارد.
شب طلایی
روایت یک دورهمی خانوادگی در شب تولد مادر بزرگ و در خانهٔ مادربزرگ است همه خانواده دور هم جمع شدهاند تا جشن تولدی برای مادربزرگ بگیرند. همه چیز خوب پیش میرود تا اینکه داماد سرزده میرسد و به دنبال شمش طلایی که سرمایه همه اعضای خانواده است که به امانت در خانه مادربزرگ گذاشته است و ...
لوکیشن ثابت و در یک خانه قدیمی است که البته به دلیل پر دیالوگ بودن و تعداد بالای بازیگران این ثابت بودن لوکیشن از دید مخاطب پنهان می ماند وگرنه یک لوکیشن ثابت برای مخاطب خستهکننده خواهد بود.
جنبوجوش برای پیدا کردن شمش و در این میان روایت قصه دختر خانواده با بازی یکتا ناصر که در طول این سالها سکوت کرده از زبان دخترش و روایت چندین قصه دیگر از سایر اعضا مخاطب را تا پایان فیلم بدون اینکه حواسش را از داستان شمش پرت کند سرگرم میکند.
فیلم یوسف حاتمی کیا به عنوان اولین کارش میتواند از دید مخاطبان بیشتری قابل قبول باشد.
برف آخر
روایتی از روزهای تکراری زندگی یک دامپزشک است. در این فیلم از زاویه متفاوت به رنج انسان نگاه شده که یک روایت عاشقانه هم در دل داستان دارد و تا حدودی رضایت مخاطب را جلب میکند.
جشنواره فیلم فجر مشهد با نخستین اکران دو فیلم «دسته دختران» و «شهرک» پایان یافت.
این فیلم مانند ویلاییها تصویری از مقاومت زنان را در حالی که خرمشهر رو به سقوط است به تصویر کشیده است، اما ضعف فیلمنامه مشهود است اینکه برای چنین ماموریتی آن هم در زیر آن آتش به جای دسته پسران دسته دختران انتخاب شده و سوالی است که در ذهن مخاطب پیش میآید این است که چه چیز باعث شده است ماموریت به دسته دختران داده شود و فیلمنامه برای این سوال پاسخی ندارد.
شهرک
در این فیلم ساعد سهیلی جوان علاقمند به بازیگریست که در تست یک فیلم سینمایی بزرگ قبول میشود و...
باید گفت علیرغم موضوعات تکراری طلاق و اعتیاد و ... فیلم شهرک به یک ایده جدید پرداخته، اما به خوبی از عهده آن برنیامده است و در واقع مخاطب از خود میپرسد که چرا برای چنین فیلمی به سینما آمده است.
در ادامه مدیرکل ارشاد اسلامی خراسان رضوی در گفتوگو با ایکنا گفت: خوشبختانه نوزدهمین جشنواره فیلم فجر در مشهد با اقبال عمومی مواجه بود و بالغ بر ۱۶ فیلم برای مخاطبان اکران شد.
وی افزود: با توجه به تفاوت زمانی که بین اکران تهران و بقیه کشور وجود دارد مردم واکنشهای منتقدین را که در رسانهها میبینند در انتخاب فیلم دقت بیشتری میکنند.
حسینزاده ادامه داد: بر این اساس برخی از فیلمها با اقبال خوبی از سوی مخاطبان روبهرو بود و در همان ابتدای فروش، کلیه بلیطها به فروش میرسید و تقاضا برای آن فیلمها افزایش داشت، اما برای برخی از فیلمها نیز سالن از مخاطب پر نمیشد.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان رضوی ابراز کرد: این موضوع نشاندهنده آن است که مردم اخبار جشنواره را دنبال میکنند و بر اساس واکنشهای رسانه اقدام به تهیه بلیط و تماشای فیلم میکنند.
وی عنوان کرد: محدودیت های کرونایی سبب شد فاصلهگذاری اجتماعی را به صورت جدی در سینماها داشته باشیم، لذا نتوانستیم جوابگوی مردم در راستای درخواستهایشان باشیم که این امر برای سلامتی خودشان بود که امیدواریم در طول سال و زمانی که به اکران عمومی رسید شاهد حضور مردم در سینماها باشیم.
انتهای پیام