طبق برخی روایات از میان سورههای قرآن، سوره فجر به امام حسین(ع) اختصاص داده شده است. فجر به معنای سپیده و روشنایی است و امام حسین(ع) در روزگار ظلمت و تاریکی زمامداران خودسر و مستبد بنیامیه که آثار و نشانههای روشن الهی به دست فراموشی سپرده میشد، با فداکاری و نثار هستی خویش همچون سپیدهدم درخشید و با ارائه تصویر روشنی از مبانی و احکام اسلام، شاهراه انسانیت را تا قیامت روشن کرد.
خداوند متعال برای ارجگذاری از این همه جاننثاری امام حسین(ع) در راه پاسداری از ارزشهای الهی که طبق عهد خود هستیاش را فدای آن نمود هدیه آسمانی شهادت را به آن حضرت عنایت کرد. از این جهت این سوره را در روایات اهل بیت به نام سوره امام حسین(ع) نامیدهاند که قیام و شهادت آن حضرت در تاریکی طغیان، مانند طلوع فجر منشأ حیات و حرکت و روشنایی شاهراه انسانها شد. خون پاک او و یارانش به زمین ریخت و نفوس مطمئنه آنها با فرمان (ارجعی) و با خشنودی به سوی پروردگار شتافت تا از این الهام و جوشش، نور حق در میان تاریکیها بدرخشد و راه حیات باعزت باز و پایههای ظلم و طغیان سست و ویران شود و طاغیان را دچار خشم و نفرین کند.
این نفوس مطمئنه بودند که هیچ انگیزهای جز حق، آنها را بر نینگیخت و هیچ مصیبتی آنها را مضطرب و نگران ننمود. آنان قاطعانه در این مسیر گام نهادند و ذرهای تردید به خود راه ندادند، چنانکه مسلم بن عوسجه، در شب عاشورا به امام حسین(ع) اینگونه ابراز وفاداری کرد:
سوگند به خدا! هرگز از تو جدا نخواهم شد تا خداوند بداند (و ثابت کنم) که ما حرمت رسول خدا(ص) را نسبت به تو پاس داشتیم. به خدا قسم! اگر بدانم که کشته میشوم، سپس زنده میشوم، سپس سوزانده میشوم و بار دیگر زنده شوم و خاکسترم بر باد رود و هفتاد بار با من چنین کنند، هرگز از تو جدا نخواهم شد تا اینکه در رکاب تو به شهادت برسم. چگونه چنین نکنم در حالیکه فقط یکبار کشته میشوم، آنگاه پس از آن کرامت و خوشبختی ابدی خواهد بود.
اطمینان نفس، نشانه رضایت دو جانبه بنده از خدای متعال و رضایت خدای متعال از بنده است که در رفتار و گفتار موحدان حقیقی جلوهگر است. حماسه عاشورا، نمونهای کامل از این فضیلت ممتاز به شمار میرود، زیرا امام حسین(ع) که دارای عالیترین نفس مطمئنه و راضیه و مرضیه بود، مصداق سوره فجر معرفی شد و خدای متعال فرمود: ای نفس مطمئنه! به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است، پس در سلک بندگانم درای و در بهشتم وارد شو.
از منظر امام صادق(ع)، حضرت سیدالشهدا جلوه تام و تمام این آیه شریفه نفس مطمئنه است. حضرت در تفسیر این آیه فرمود: مقصود از نفس مطمئنه، حضرت حسین بن علی است. حضرت در سخن دیگری فرمود: سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود بخوانید، زیرا این سوره حسین بن علی است و هر کس آن را بخواند، در روز قیامت با حسین بن علی در درجه او از بهشت خواهد بود.
از نظر بزرگان علم اخلاق و تفسیر همچون خواجه نصیرالدین طوسی، ملامحسن فیض کاشانی، علامه مجلسی، محقق نراقی و علامه طباطبایی نفس مطمئنه که راضیه و مرضیه است، عالیترین مقام عبودیت انسان در برابر خدای خویش است. علامه طباطبایی در توضیح بیشتر مفهوم نفس مطمئنه مینویسد: نفس مطمئنه، نفسی است که با علاقهمندی و یاد پروردگارش سکونت یافته است. بدانچه او راضی است، رضایت میدهد و در نتیجه خود را بندهای میبیند که مالک هیچ خیر و شری و نفع و ضرری برای خود نیست. اطمینان و سکونت یافتن دل به پروردگار، مستلزم آن است که از او راضی هم باشد و هر قضا و قدری که او برایش پیش میآورد، کمترین چون و چرایی نکند، حال چه آن قضا و قدر تکوینی بوده و چه حکمی باشد که او تشریع کرده باشد.. . پس در آنچه او مقدر میکند و قضایی که او میراند و امر و نهیای که او میکند، هیچ خواستی از خود نشان نمیدهد، مگر آنچه را که پروردگارش خواسته باشد و این همان ظهور عبودیت تامه در بنده است.
نفس مطمئنه همانند یقین، مراتب و درجات متعددی دارد، چنانکه حضرت سیدالشهدا(ع) بالاترین مراتب اطمینان نفس را دارا بود و در حرکت تاریخی کربلا، از آغاز تا پایان با اطمینان کامل بر سر موضع الهی خود ایستاد و مصائب جانکاه که شجاعترین و دلاورترین افراد را سست مینماید و از انجام تصمیم و تعقیب هدف باز میدارد او را از انجام تصمیم و تعقیب هدف مقدسش باز نداشت. یاران و اهل بیت آن حضرت نیز در مراتب بعدی اطمینان نفس بودند که در مقاومت و اطاعت از امام خود، چنان اظهارات و حرکات عرفانی از خود نشان دادند که عالمیان را به تحسین و تعجب وادار نمودند.
داشتن نفس مطمئنه و راضیه و مرضیه، از آثار یقین است. وقتی از امام رضا(ع) سؤال شد: یقین چیست؟ فرمود: توکل بر خدا و تسلیم او شدن و راضی به قضای الهی بودن و همه امور را به خدا واگذاردن). از آثار و نشانههای یقین و تسلیم و رضا، همان آرامش روح و اطمینان نفس است. امام صادق(ع) فرمود: خداوند به عدل و داد خود، اطمینان، آرامش، نشاط و آسایش را در یقین و رضا قرار داده است. این حال اطمینان و آرامش نفس، از شئون ممتاز نفس است و درجات سعادت، به درجات این اطمینان بستگی دارد.
از همین روست که در زیارتنامه آن حضرت میخوانیم: سلام بر آن آقایی که رضایت او رضایت خدا و خشم او، خشم الهی است.
خدای متعال نفوس مطمئنه را که در دل رضایت دو جانبه نهفته است ستوده است و با لقب افتخارآمیز (حزب الله) به عالمیان معرفی میکند که همواره در تمام مراحل زندگی پیروز و موفق هستند.
امام حسین(ع) نه تنها خود مصداق نفس مطمئنه است، بلکه اصحاب و اهل بیت باوفا و فداکارش نیز مصداق نفوس مطئنه هستند که بر اساس رضایت الهی عمل کردند و نمونههای راضیه مرضیه و دارای مقام رضا و تسلیمند و این رضایت دو جانبه، اوج کمال انسانی است.
چند نمونه از آرامش و اطمینان نفس عاشوراییان در ذیل آورده شده است:
امام سجاد(ع) که خود با اطمینان کامل و آرامش خاطر در منبر مسجد شام سخن میگفت در انتقاد از خطیبی که در کاخ یزید و نزد اسرای اهل بیت از یزید ستایش و از دودمان امام علی(ع) به زشتی یاد میکرد، بر سر او فریاد کشید و فرمود: وای بر تو ای خطیب! رضای مردم را به قیمت خشم خدا خریدهای!؟.
در زیارتنامه حضرت مسلم بن عقیل(ع) میخوانیم: شهادت میدهم که تو به شهادت رسیدی، در حالیکه خداوند از تو راضی بود.
در زیارتنامه هانی بن عروه به رضایت خدا از او اشاره شده است: تو جان خودت را در راه خدا و رضای او بذل کردی.
اطمینان نفس حضرت سیدالشهدا(ع) که از یقین قلبی و رضایت مطلق از خدای متعال ناشی میشد، در تمام مراحل زندگیاش جلوهگر بود که به چند مورد اشاره میکنیم:
امام حسین در دعای عرفه نیز نفس راضیه و مرضیهاش را چنین جلوهگر میکند: قضا و قدرت را بر من خیر و مبارک ساز تا آنچه دیر بر من میخواهی، زودتر دوست ندارم و آنچه زودتر میخواهی، دیرتر مایل نباشم.
هنگام شهادت حضرت علی اصغر(ع)، امام حسین(ع) اینگونه رضایت قلبی و اطمینان نفس خود را بیان فرمود: این مصیبت بر من آسان است، چرا که در محضر خداست.
مهمترین شعار قیام عاشورا، نشانگر صفت مطمئنه و راضیه و مرضیه است: رضایت ما خاندان، تابع رضای الهی است.
امام حسین(ع) در آخرین لحظات عمر مبارک خویش در قتلگاه، از رضایت و تسلیم و اعتماد به نفس سخن گفت و فرمود: خداوندا! به قضای تو خشنودم و تسلیم فرمانت هستم و معبودی غیر تو نیست، ای فریادرس فریادخواهان).
کمال بندگی و اوج اخلاص در (رضا) به رضای الهی و فرمان اوست. بندگان خالص و انسانهای کامل از رضایت حق لذت میبرند و این لذتهای معنوی گاهی با شداید و تلخیهای ظاهری همراه است.
منابع: کتب مجمع البیان فی تفسیر القرآن و اخلاق ناصری و hawzah.net
انتهای پیام