کد خبر: 4048914
تاریخ انتشار : ۲۳ فروردين ۱۴۰۱ - ۱۳:۲۸

زندگی بدون آگاهی و آزادی، ارزشمند و انسانی نیست

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: زندگی ارزشمند، آن زندگی است که همراه با آزادی، آگاهی، انتخاب‌گری و اراده مختارانه انسانی همراه باشد.

سیدعلیرضا واسعی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنیبه گزارش ایکنا از خراسان‌رضوی، سیدعلیرضا واسعی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، شامگاه، 22 فروردین‌ماه در هشتمین نشست از سلسله نشست‌های خوانش تمدن قرآن که به صورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: در جامعه‌ای که آدمیان به اجبار به سمت‌وسویی کشیده می‌شوند و یا یک راهی به اجبار برای زیستن آنان در نظر گرفته می‌شود، هرگز آنچه که از آنان سر می‌زند ارجمند و شایسته پاداش و تقدیر نخواهد بود و در نزد خداوند نیز به چنین آدمیانی اجر و پاداشی داده نمی‌شود.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه تصریح کرد: این در حالی است که انسان به حکم آنکه انسان است مانند دیگر حیوانات شمرده نمی‌شود، چرا که سایر حیوانات تحت جبر زندگی می‌کنند، اما انسان اینگونه نیست و آنچه که به کار او بها می‌دهد و به اقدامات او نیز ارزش می‌بخشد، همان معرفت و انتخاب گری اوست.

واسعی بیان کرد: به همین دلیل در قرآن، مأموریت پیامبر اسلام اینگونه تعریف نشده که انسان‌ها را به اجبار به سمت‌وسوی مطلوب‌ها بکشاند و یا به پیروی از خودش دعوت کند، بلکه وظیفه ایشان تنها تبلیغ دانسته شده است.

وی اظهار کرد: در اینجا لازم است که به این موضوع اشاره کنم که حیات نبوی در یک نگاه کلی به دو بخش تقسیم می‌شود. بخشی از زندگی ایشان همان حیات نبوی ایشان است که از طرف خداوند مأموریت انتقال وحی به مردم را بی آنکه ذره‌ای در آن دخالت داشته باشد یافتند. این امر به گونه‌ای است که در قرآن نیز خطاب به پیامبر گرامی اسلام آمده است که تو حتی نمی‌توانی یک واژه را جابه‌جا کنی و اگر این کار را انجام دهی با تو به شدیدترین حالت ممکن برخورد خواهد شد.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بیان کرد: به هر حال پیامبر(ص) این مأموریت را داشتند که وحی الهی که بر ایشان نازل می‌شد را عیناً به مردم ابلاغ کنند و بر آنان بخوانند که در این صورت بود که مردم نیز به‌تدریج با وحی آشنا می‌شدند و آموزه‌های وحیانی در زندگی آنان اشراف می‌شد و طبیعتاً افرادی که ایمان می‌آوردند و این آموزه‌ها را در زندگی خود به کار می‌گرفتند، یک مسلمان ارجمند و شایسته احترام می‌شدند.

واسعی بخش دوم زندگی پیامبر(ص) را حکومت‌گری و تأسیس نظام سیاسی دانست و افزود: همانگونه که می‌دانیم پیامبر اسلام پس از آنکه به مدینه مهاجرت کردند و به نوعی فضای مناسبی برای شکل‌دهی به یک حکومت فراهم شد، جامعه‌ای را شکل دادند و تابع آن جامعه نیز حکومتی را تأسیس کردند و خود در رأس این حکومت قرار گرفتند و به امور سیاسی جامعه رسیدگی کردند.

وی تأکید کرد: به نظر می‌رسد این کاری که در زندگی پیامبر اسلام شکل گرفت جزو مأموریت‌های اولیه نبوی نبوده است، چنانکه برخی از اندیشمندان به صراحت گفته‌اند مأموریت پیامبری چیز دیگری است. البته روشن است که اگر حکومتی شکل گیرد، قدرتی بر هم زده شود و نظامی پدید آید طبیعتاً بهتر می‌توان آن رسالت را محقق کرد و آن مأموریت‌ها را به انجام رساند.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بیان کرد: اما آنچه از پیامبر(ص) در وهله اول انتظار می‌رود همان بود که وحی الهی را به مردم ابلاغ کند و این مردم بودند که با این داده‌ها و آموزه‌های آسمانی راه و رسم زندگی خود را طراحی می‌کردند و طبیعتاً آنانی که طراحی زیستی بهتری داشتند رستگارتر می‌شدند و آنانی که کمتر همراهی می‌کردند و به نوعی کمتر فهم یافته بودند و همانگونه هم زندگی خود را شکل داده بودند از رستگاری کمتری نیز برخوردار می‌شدند.

واسعی در ادامه تصریح کرد: اما نکته‌ای که در اینجا مهم به نظر می‌رسد این است که پیامبر(ص) وظیفه داشتند وحی را به مردم ابلاغ کنند بی‌آنکه برای پذیراندن مردم هرگونه فشار، اجبار و سخت‌گیری را در دستور کار خود قرار دهند، زیرا آدمیانی که با اجبار، فشار و سخت‌گیری به امری روی می‌آورند و کاری را انجام می‌دهند آن کار دارای منزلت و ارزشی نخواهد بود. بر همین اساس است که باید گفت زندگی تمدنی و انسانی آن زندگی است که با آگاهی، انتخاب‌گری و با اختیار انسانی همراه باشد.

انتهای پیام
captcha