کد خبر: 4080705
تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۴۰۱ - ۱۶:۱۳
یک پژوهشگر دینی:

حضرت زینب(س) تهدید اسارت را به فرصتی برای تبیین تبدیل کرد

مدیر گروه فقه و اصول بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی گفت: دشمنان، اهل‌بیت امام حسین(ع) را به عنوان اسیر به بلاد مختلف بردند تا قدرت نمایی کنند، اما در عمل این تهدید به فرصتی تبدیل شد که در آن اهداف قیام کربلا، خصوصیات، چرایی و چگونگی آن برای مردم تبیین شود.

حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی شریعتی‌تبار، عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان و مدیر گروه فقه و اصول بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضویبه گزارش ایکنا از خراسان رضوی، حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی شریعتی‌تبار، عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان و مدیر گروه فقه و اصول بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، در مراسم عزاداری امام حسین(ع) با موضوع «تحلیل خطبه حضرت زینب(س) پس از عاشورا» که امروز 3 شهریورماه، در سازمان مرکزی جهاددانشگاهی خراسان رضوی برگزار شد، اظهار کرد: خطبه‌های حضرت زینب(س) پس از واقعه عاشورا در مکان‌های مختلف، جهاد تبیینی است که راز حضور اهل‌بیت سیدالشهدا(ع) را در سفر کربلا مشخص می‌کند.

وی ادامه داد: اگر اهل‌بیت سیدالشهدا(ع) نبودند، وقایع عاشورا نسل به نسل منتقل نمی‌شد. «سر نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود/ کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود» و به تعبیر امام سجاد(ع): «حمد و سپاس خدای را که دشمنان ما را از نادانان و افراد نابخرد قرار داده است» دشمنانی نادان که در کربلا آن فاجعه عظما را مرتکب شدند و سپس اهل‌بیت امام حسین(ع) را به عنوان اسیر به بلاد مختلف بردند تا قدرت نمایی کنند، اما در عمل این تهدید به فرصتی تبدیل شد که در آن اهداف قیام کربلا، خصوصیات، چرایی و چگونگی آن برای مردم شام و سایر شهرهای در مسیر، تبیین شود.

شریعتی‌تبار با تشریح موقعیت صدور خطبه حضرت زینب(س) در شهر شام و مجلس یزید که بسیاری از رجال سیاسی داخلی و خارجی در آن حضور داشتند و آوردن تشت و طبقی که در آن سر مطهر سیدالشهدا(ع) قرار داشت و اهانتی که احتمالاً به آن نشان می‌داد، بیان کرد: قصد یزید در این محفل بزرگ، قدرت‌نمایی بوده است و حضور اهل‌‍بیت سیدالشهدا(ع) در این مجلس با وضعیتی که به تعبیر امام سجاد(ع) «يا يَزيدُ ما ظَنُّكَ بِرَسُولِ اللهِ لَوْ رَآنا عَلى هذِهِ الْحالَةِ؛ اى يزيد اگر رسول خدا ما را به اين حالت ببيند، گمان مى‌كنى درباره تو چه خواهد گفت؟»

مدیر گروه فقه و اصول بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی ادامه داد: در چنین فضایی آکنده از غم و اندوه از یک سو و رعب، وحشت و اختناق از سوی دیگر و یزید مست و مغرور این اشعار را می‌خواند که: « لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلاَ/ خَبَرٌ جاءَ وَ لاَ وَحْىٌ نَزَلْ لَیتَ أَشْیاخی بِبَدْر شَهِدُوا/ جَزَعَ الْخَزْرَجِ مِنْ وَقْعِ الاَْسَلْ. فَأَهَلُّوا وَ اسْتَهَلُّوا فَرَحاً/ثُمَّ قالُوا یایزیدُ لاتَشَلْ. فرزندان هاشم (رسول خدا) با سلطنت بازى کردند و در واقع نه خبرى (از سوى خدا) آمده بود و نه وحیى نازل شده! کاش بزرگان من در جنگ بدر امروز می‌دیدند که قبیله خزرج چگونه از ضربات نیزه به زاری آمده است. در آن حال، از شادی فریاد می‌زدن و می‌گفتند: ‌ای یزید! دستت درد نکند!»

عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان تصریح کرد: این اشعار، بیان‌کننده ماهیت خبیث یزید است و علت اینکه امام حسین(ع) در آغاز قیام فرمودند: «مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَهُ» و یا فرمودند: « وَعَلَى الاِْسْلامِ الْسَّلامُ اِذ قَدْ بُلِيَتِ الاُْمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ يَزيدَ، فاتحه اسلام را خواند، زيرا امّت اسلام گرفتار چوپانى همانند يزيد شده است».

وی اظهار کرد: در چنین فضایی به لحاظ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی تعبیری که مورخان دارند، این است که «فَقَامَتْ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع) زینب دختر علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) برخاست» که می‌تواند هم بر برخاستن ظاهری ایشان دلالت کند و هم به معنای قیام و انقلاب باشد، آنگونه که پیامبر(ص) در مکه قیام کرد و زمینه یک انقلاب بزرگ را فراهم کرد. در واقع زینب در شام قیام کرد و با خطبه خود انقلابی به وجود آورد.

شریعتی‌تبار با خواندن قسمت آغازین خطبه حضرت زینب(س) «فَقَالَتْ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِينَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى رَسُولِهِ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ صَدَقَ اللهُ سُبْحَانَهُ كَذَلِكَ يَقُولُ «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ الله وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ» گفت: در این خطبه، سه آیه از قرآن کریم، صریحاً به کار رفته است. یکی در آغاز سخن، آیه 10 از سوره روم «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ الله وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ».

وی عنوان کرد: حضرت زینب(س) با در طلیعه سخن قرار دادن این آیه، یه یک سوال اجتماعی، فرهنگی، قرآنی پاسخ می‌دهد. چه طور می‌شود که جامعه اسلامی، وحیانی، نبوی و قرآنی کارش به جایی می‌رسد که حاکم آن بگوید: «لاَ خَبَرٌ جاءَ وَ لاَ وَحْىٌ نَزَلْ» و مردم جامعه نیز در برابر این سخن صریح در کفر و الحاد، سکوت می‌کنند و بی‌تفاوت هستند؟

مدیر گروه فقه و اصول بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی بیان کرد: در این آیه، پاسخ این سوال آمده است. چنانکه مفسرین آن را دو گونه تفسیر کرده‌اند. در یک تفسیر، فرجام کسانی که بدی، سیئات و گناهان کردند، عاقبت بسیار بدی است که همان عقوبت در آخرت، ننگ و سقوط اخلاقی در دنیا است و در مقابل آن عاقبت نیک برای نیکوکاران است.

شریعتی‌تبار بیان کرد: تفسیر دیگر این آیه که با تحلیل حضرت زینب(س) در این خطبه هم‌خوانی دارد، این است که گناه، ظلم و سیئات و بدی‌ها، عاقبت موجب می‌شود که حقایق و معارف مسلم الهی تکذیب شود و یزید اگر به چنین جایی رسیده‌ است که می‌گوید «لاَ خَبَرٌ جاءَ وَ لاَ وَحْىٌ نَزَلْ»، برآیند جنایاتی است که از فسق و فجور و منکرات و سیئات مرتکب شده است.

وی ادامه داد: اگر جامعه اسلامی کارش به جایی رسیده که مدیریت و ریاست شما را یک عنصر خبیث به دست گرفته است، سکوت شما در برابر منکرات و سئیات، چنانکه امام حسین(ع) «قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَةً فَلَا تَغْضَبُونَ وَ أَنْتُمْ لِنَقْضِ ذِمَمِ آبَائِكُمْ تَأْنَفُونَ، وَ كَانَتْ أُمُورُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ تَرِدُ وَ عَنْكُمْ تَصْدُرُ وَ إِلَيْكُمْ تَرْجِعُ ... شما می‌بینید كه پيمان‌هاى خدا شكسته مى‌شود و ناراحت نمى‎گرديد درحالى كه، شكستن پيمان‌هاى پدرانتان را برنمى‌تابيد و ننگ خود مى‌دانيد». 

مادی‌گرایی اخلاقی؛ مقدمه مادی‌گرایی فلسفی

مدیر گروه فقه و اصول بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی گفت: مادی‌گرایی اخلاقی و گناه و معصیت یا سکوت در برابر منکرات و معاصی گاهی جامعه را به مادی‌گرایی فلسفی می‌رساند. به تعبیر شهید مطهری ماتریالیسم و مادی‌گرایی بر دو قسم است، یکی مادی‌گرایی فکری، فلسفی است که به لحاظ تفسیر جهان، مادی‌گرا است و اصالت را به ماده می‌دهد و حقایق متافیزیک را انکار می‌کند، اما معرفت به وجود خدا و باور داشتن به حقیقتی مطلق در سرشت انسان‌ها وجود دارد. بنابراین اگر از انسانی که به لحاظ فکری، خود را ماتریالیست معرفی می‌کند، معنویت و گرایش به آن دیده می‌شود، مربوط به فطرت می‌شود که در آیه 30 سوره روم «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» بنابراین ماتریالیسم فلسفی، علی‌القاعده نتیجه‌اش ماتریالیسم اخلاقی است.

عضو شورای عالی حوزه‌علمیه خراسان تشریح کرد: نوع دوم، ماتریالیسم اخلاقی است، یعنی جامعه‌ای به لحاظ اخلاقی، مادی‌گرا شود، «النّاسَ عبیدُ الدُّنْیا و الدین لعق علی السنتهم» دشمنان امام حسین(ع) به لحاظ اخلاقی آن چنان سقوط کرده بودند که برده دنیا شده بودند و دین تنها شعار و لقلقه زبان‌شان بود.

وی بیان کرد: در ماتریالیسم اخلاقی، آنچه مهم است دنیا، جایگاه، قدرت و... است که دین، شرف و... در این راه فدا می‌شود. به تعبیر شهید مطهری گاهی ماتریالیسم اخلاقی انسان را به مادی‌گرایی فکری هم می‌رساند، یعنی نتیجه غرق شدن در گناه، شهوت، هوا و هوس موجب انکار خداوند، معاد و ... می‌شود.

شریعتی‌تبار با اشاره به آیه 3 سوره قیامت که خداوند می‌فرماید: «أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ آیا انسان گمان می‌کند که ما هرگز استخوان‌هایش را جمع نخواهیم کرد؟» و در آیه 4 همان سوره پاسخ می‌دهد:«بَلى‌ قادِرِينَ عَلى‌ أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ آرى قادريم كه (حتى خطوط سر) انگشتان او را موزون و مرتّب كنيم»، اظهار کرد: این شبهه علمی نیست که موجب انکار قیامت از سوی آنان می‌شود، بلکه شهوت عملی، فسق و فجور و بی‌بند و باری اخلاقی است که آنان را به این انکار رسانده است.

مدیر گروه فقه و اصول بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی ادامه داد: حضرت زینب(س) می‌فرماید: اگر کار جامعه اسلامی به این مرحله رسیده که زیر سلطه یزیدی به انکار وحی و نبوت می‌پردازد، برآیند و محصول مجموعه‌ای از گناهان و بداخلاقی‌ها و مادی‌گرایی‌های اخلاقی و... که آنان مرتکب شده‌اند. عاقبت مرکتبان بدی، تکذیب آیات الهی است.

عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان به قرائت خطبه حضرت زینب پرداخت و عنوان کرد: «أَ ظَنَنْتَ يَا يَزِيدُ حَيْثُ أَخَذْتَ عَلَيْنَا أَقْطَارَ الْأَرْضِ وَ آفَاقَ السَّمَاءِ فَأَصْبَحْنَا نُسَاقُ كَمَا تُسَاقُ الْأُسَرَاءُ أَنَّ بِنَا هَوَاناً عَلَيْهِ وَ بِكَ عَلَيْهِ كَرَامَةً وَ أَنَّ ذَلِكَ‏ لِعِظَمِ خَطَرِكَ عِنْدَهُ فَشَمَخْتَ بِأَنْفِكَ وَ نَظَرْتَ فِي عِطْفِكَ جَذْلَانَ مَسْرُوراً حَيْثُ رَأَيْتَ الدُّنْيَا لَكَ مُسْتَوْثِقَةً وَ الْأُمُورَ مُتَّسِقَةً وَ حِينَ صَفَا لَكَ مُلْكُنَا وَ سُلْطَانُنَا فَمَهْلًا مَهْلًا أَ نَسِيتَ قَوْلَ اللهِ تَعَالَى «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ ... یزید، آیا گمان برده‌ای حال که جای جای زمین و آفاق آسمان را بر ما گرفتی و بستی و ما چونان کنیزان رانده شدیم، مایه خواری ما و موجب کرامت توست و حکایت از عظمت مکانت تو دارد که این چنین باد در بینی انداخته‌ای، و برق شادی و سرور از دیدگانت می‌جهد، حال که دنیا را برای خود مرتّب و امور را برایت منظم می‌بینی، و ملک و سلطنت ما برایت صافی گردیده. لختی آرام گیر، مگر سخن خدای را فراموش کرده‌ای که فرمود: «گمان مبرند آنان که کافر شدند و ما آنان را مهلت دادیم، این مهلت برای آنان خیر است، ما همانا مهلت دادیم، آنان را که بر گناه خود بیفزایند و برای آنان عذاب خوارکننده خواهد بود (آل عمران: ۱۷۸)»

وی بیان کرد: دو سنت الهی استدراج و املاء از سنت‌های الهی، به‌معنای نزدیک‌شدن تدریجی به عذاب الهی است، ویژه کافران و گناهکارانی است که شکر نعمت‌های خدا را به‌جا نمی‌آورند و هرچه بیشتر گناه می‌کنند، نعمت‌های بیشتری به آن‌ها داده می‌شود تا از این طریق بر غرور و غفلت‌شان افزوده شود و در نتیجه به عذاب دردناک‌تری مبتلا شوند، چنانکه در آیه 178 سوره آل عمران آمده: «إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً؛ آنان که به راه کفر رفتند، گمان نکنند که مهلتی که ما به آن‌ها می‌دهیم، به حال آنان بهتر خواهد بود، بلکه آنها را (برای امتحان) مهلت می‌دهیم تا بر گناه و سرکشی خود بیفزایند، و آنان را عذابی خوارکننده است.»

شریعتی‌تبار در این خصوص با اشاره به حکمت 116 نهج البلاغه، عنوان کرد: «كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ، وَ مَغْرُورٍ بِالسَّتْرِ عَلَيْهِ، وَ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِيهِ؛ وَ مَا ابْتَلَى اللَّهُ أَحَداً بِمِثْلِ الْإِمْلَاءِ لَهُ؛ بسا كسا كه با احسان و نعمت خداوندى كم كم به عذاب او نزديك شود. با پوشيده داشتن گناهش فريب مى‌خورد و از اين كه، مردم او را به نيكى ياد مى‌كنند، فريفته گردد. خداوند، هيچ‌كس را به چيزى چون مهلت دادن به او، نيازموده است».

وی تصریح کرد: حضرت زینب(س) باید در این شرایط، شخصیت کاذب و مغرور یزید را بشکند. «لَئِنْ جَرَّتْ عَلَيَّ الدَّوَاهِي مُخَاطَبَتَكَ إِنِّي لَأَسْتَصْغِرُ قَدْرَكَ وَ أَسْتَعْظِمُ تَقْرِيعَكَ وَ أَسْتَكْثِرُ تَوْبِيخَكَ لَكِنَّ الْعُيُونَ عبْرَى وَ الصُّدُورَ حَرَّى از پستی روزگار است یزید، گر چه دواهی و بلاهای زیاد از تو بر من فرود آمد ولی هماره قدر تو را ناچیز دانسته فاجعه‌ات را بزرگ، و نکوهشت را بزرگ می‌شمرم،... »

عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان ادامه داد: از کسانی که (اشاره به هند جگرخوار) دهان‌های ناپاکشان از گوشت ما می‌خورد، از عنصری چنین خبیث جز این انتظار نمی‌رود، اما به تو بگویم «فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جُهْدَكَ فَوَ الله لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا تُمِيتُ وَحْيَنَا هر کید و مکر و هر سعی و تلاش که داری به کار بند، سوگند به خدای که هرگز نمی‌توانی، یاد و نام ما را محو و وحی ما را بمیرانی، چه دوران ما را درک نکرده، این عار و ننگ از تو زدوده نگردد». 

شریعتی‌تبار بیان کرد: در فرازی از این خطبه، حضرت زینب(س) فریاد می‌زنند: «أَ مِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ الله صلی الله علیه؛ آیا این از عدل است‌ ای فرزند آزادشده‌ها که زنان و کنیزان تو در پس پرده باشند و دختران رسول الله اسیر؟! پرده‌های حُرمتشان را دریدی، و چهره‌هایشان را آشکار کردی، آنان را چونان دشمنان از شهری به شهری کوچانیده، ساکنان منازل و مناهل(بومی و غریب) بر آنان اشراف یافتند و مردم دور و نزدیک و پست و فرو مایه و شریف چهره‌هایشان را نگریستند».

حضرت زینب(س) تهدید اسارت را به فرصتی برای تبیین تبدیل کرد

انتهای پیام
captcha