به گزارش ایکنا از خراسان رضوی، حجتالاسلام والمسلمین سیدابوالفضل طباطبایی اشکذری، نماینده سابق ولیفقیه در سوریه، امروز 30 مهرماه در اولین نشست از سلسله نشستهای تفسیر قرآن کریم با موضوع «روششناسی تبلیغ در قرآن» که در محل دارالقرآن کریم حرم مطهر رضوی برگزار شد، اظهار کرد: عنوان این جلسه یکی از زیر مجموعههای تفسیر موضوعی قرآن کریم است و در ابتدا این مباحث مطرح میشود از جمله اینکه اگر قرآن را با موضوع خاصی تفسیر کنیم، این موضوع چه جایگاهی دارد؟ تفسیر موضوعی به چه معناست؟ تاریخچه این تفسیر کجاست؟ و این تفسیر با سایر اقسام چه تفاوتی دارد؟.
نماینده سابق ولیفقیه در سوریه بیان کرد: قرآن کریم یک کتاب آسمانی جامع، ماندگار و قابل درک برای حیات بشری، زندگی جامعه انسانی و تمام نسلها در تمام زمانهاست و با توجه به اینکه این بحث یک مبحث علمی است، بر همین اساس باید ادعاهایی که مطرح میکنیم نیز همراه با دلایل علمی باشد، پس لازم است که سه دلیل قانع کننده را برای این مدعیات خود مطرح کنیم.
طباطبایی اشکذری گفت: در واقع جامعیت قرآن هم از طریق قرآن و هم از طریق روایات قابل اثبات است که در حقیقت با مراجعه به آثار مرحوم علامه طباطبایی، میتوان به این موضوع رسید. در این میان یکی از آیاتی که برای مسئله جامعیت قرآن بیان شده، آیه شریفه 111 سوره مبارکه یوسف(ع) است.
وی اضافه کرد: در این آیه خداوند پس از اینکه میفرماید: «قرآن ساخته نیست و داستانهایی که در قرآن آمده عبرتی برای صاحبان عقل است»، در ادامه به چند ویژگی قرآن اشاره میکند و میفرماید که در این قرآن تفسیر همه چیز وجود دارد و به عبارتی قرآن همه آنچه که انسان به آن نیاز دارد را داراست و به نوعی قرآن هم هدایت و هم رحمت برای اهل ایمان است و به همین دلیل برای جامعیت قرآن از عنوان «تفسیر کل شیء» برای استفاده شده است.
نماینده سابق ولیفقیه در سوریه بیان کرد: مرحوم علامه طباطبایی دو نگاه را برای جامعیت قرآن بیان میکند و میفرماید که قرآن نسبت به کتابهای آسمانی پیشین جامع است و نگاه دیگر ایشان به این موضوع نیز آن است که قرآن به خودی خود جامع است، بدون اینکه به کتابهای آسمانی گذشته نگاهی داشته باشیم، خود قرآن جامعیت دارد، البته روایاتی هم در ذیل این آیه وجود دارد که میتوان به آنها مراجعه کرد.
طباطبایی اشکذری اظهار کرد: اما نکته قابل تاًملی که در این راستا وجود دارد این است که زمانیکه میگوییم قرآن برای سعادت و حیات بشر جامع است نباید اینگونه تصور شود که همه علوم و مسائل گوناگون در قرآن آمده است و دیگر نیازی به هیچ علم تجربی و بشری در جامعه وجود ندارد و تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که قرآن را باز کنیم و از روی آن بخوانیم و برای جامعه عمل کنیم، البته که نباید اینگونه باشد، بلکه این موضوع مبحث جدایی است و باید در جایی دیگر نیز به بررسی آن پرداخت.
وی در ادامه تصریح کرد: اما این جامعیتی که در اینجا به آن اشاره شد و به خصوص علامه طباطبایی به آن اشاره میکند، جامعیت در محدوده هدایت و تأمین سعادت بشر است و در حقیقت این ماموریت قرآن است، چرا که قرآن، کتابالعین و کتابالفن تنها نیست، بلکه قرآن، کتاب هدایت و سعادت است.
نماینده سابق ولیفقیه در سوریه بیان کرد: قرآن دارای چهار بخش از جمله عبارات، حقایق، نکات لطیف و نکات دقیق است، اما منظور از این چهار بخش این نیست که قرآن برای همگان قابل درک نیست، چرا که عبارات آن برای اهل تدبر، حقایق آن برای اهل امت و امامت و نکات دقیق آن برای مفسران و نکات لطیف آن نیز برای حضرات معصومین(ع) قابل درک است.
طباطبایی اشکذری تأکید کرد: بنابراین اینکه قرآن جامع است به این دلیل است آنچه که مورد نیاز و لازمه هدایت بشری است در آن وجود دارد و همیشگی است و با آمدن کتاب بعدی هم بنا نیست این کتاب آسمانی از بین رود، زیرا تنها کتابی است که از زمان نزول تا ابد ماندگار شده است.
وی تفسیر را ابزاری برای آسان کردن تلاش انسان در فهم قرآن کریم عنوان کرد و گفت: از اینرو ما به یک قرآن جامع، ماندگار و قابل درک نیاز داریم و به همین جهت است که پای تفسیر در زندگی انسان باز میشود؛ در حقیقت تفسیر در یک نگاه دارای دو بخش تفسیر ترتیلی و تفسیر موضوعی است.
نماینده سابق ولیفقیه در سوریه با اشاره به تفسیر ترتیلی بیان کرد: تفسیر ترتیلی از قدیمیترین تفاسیر است و منشأ آن نیز حضرات معصومین(ع) هستند. اهتمام مفسر در این نوع تفسیر نیز بر این است که مراد خداوند را از آیه مورد نظر استخراج کند و به همین جهت جایگاه روشنی دارد و نیازی به بحث ندارد، اما آنچه که نیاز به بحث دارد تفسیر موضوعی است.
طباطبایی اشکذری در ادامه با اشاره به تفسیر موضوعی قرآن کریم اظهار کرد: تفسیر موضوعی یک اصطلاح جدیدی است و همانگونه که از نام تفسیر مشخص است این است که پیرامون یک موضوع است، اما سؤال این است که آیا تا به حال درباره تفسیر موضوعی صحبت شده است؟ البته که اینگونه نیست، چرا که این اصطلاح یک اصطلاح و بحث جدیدی است و به همین دلیل درباره این تفسیر هیچگونه تعریفی نقل نشده و تعریف واضحی هم از آن وجود ندارد.
وی اضافه کرد: در حقیقت تا پیش از قرن چهاردهم اصطلاحی تحت عنوان «تفسیر موضوعی» وجود نداشته و در قرن چهارم بود که چنین اصطلاحی مطرح شد، اما باید دقت داشت که محتوای تفسیر موضوعی مانند تفسیر ترتیلی از عصر نزول تا عصر حاضر وجود داشته و این محتوا به صورت عملیاتی بوده است.
نماینده سابق ولیفقیه در سوریه تأکید کرد: از اینرو اگر بخواهیم ریشه این نوع تفسیر را پیدا کنیم و متوجه شویم عملیات این تفسیر را که از عصر نزول تا عصر حاضر وجود داشته و دارد، باید به سراغ سلوکیات، عمل و سیره مفسران از ابتدا تاکنون برویم و عملیات آنها را بررسی کنیم.
طباطبایی اشکذری بیان کرد: در واقع وقتی به سلوک و عمل مفسران مراجعه کنیم، میبینیم که به چند صورت به قرآن نگاه شده و به چند گونه قرآن را تفسیر کردند که همه این گونهها تفسیر موضوعی هستند، اما اولین برخوردی که با قرآن شده و آن را تفسیر موضوعی نام نهادهاند این است که برخی از افراد آمدهاند یک لفظ را برداشتهاند. به عنوان مثال تقوا، کفر و... که در همه جای قرآن آمده، اما تمامی آنها یک معنا نیستند و در هر آیهای معنای خاص خود را دارند، اما این افراد از کفر کلمهای تحت عنوان«کفار» را ساختند و آن را در همه جا به کار گرفتند.
وی اظهار کرد: نکته بعدی این است که برخی از افراد قرآن را با موضوعات داخلی قرآن تفسیر کردهاند، بدین منظور که موضوعات درون قرآنی مانند تقوا، طهارت، اعجاز و... را که در قرآن بیان شده را از داخل آن برداشتهاند و آیاتی که درباره آنها آمده است را گردآوری کردهاند. این در حالی است که اهل سنت نیز تمرکزشان بر روی این موضوع است و تفسیر موضوعی در نظر آنها منحصر به آیات درون قرآنی است.
نماینده سابق ولیفقیه در سوریه گفت: اما نکته بعدی نیز این است که برخی از افراد به قرآن نگاه کردهاند، اما نه به عنوان موضوع درون قرآنی، بلکه موضوعی را از بیرون که اصطلاحاً موضوعات انتزاعی هستند مانند فیزیک، زیارت و... را استخراج کردهاند و آیاتی را که به این مباحث مربوط میشود آوردهاند.
طباطبایی اشکذری افزود: در حقیقت تمام تفاسیر موضوعی که جدیدا نوشته شده عمدتاً بر این محور هستند و رویکردشان اینگونه بوده، موضوعاتی مانند توحید، نبوت، امامت و... را که تعریف خاصی دارد از علم کلام استخراج کردهاند و از قرآن آیاتی را که درباره آنها وجود دارد، استخراج کردهاند. در این میان میتوان از علامه مجلسی یاد کرد که در کتاب تفسیر بحارالانوار خود چنین رویکردی داشته است.
وی بیان کرد: پس در تفسیر ترتیلی اهتمام مفسر به کشف مراد و مقصود از خداوند از یک آیه است، اما اهتمام مفسر در تفسیر موضوعی، کشف یک نظریه قرآنی است و بنا دارد ببیند که آیا سیاست خارجی در قرآن وجود دارد یا خیر؟ و آیا روششناسی تبلیغ در قرآن قابل برداشت است یا خیر؟ و به نوعی اهتمام مفسر به تثبیت یک نظری در قرآن است.
انتهای پیام