کد خبر: 4333009
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۳۰
صباح زنگنه تبیین کرد

عوامل سیاسی و اجتماعی در سقوط حکومت پهلوی

یک کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: تحولات منتهی به انقلاب، حاصل روندی تدریجی و چنددهه‌ای بود که از دهه‌های چهارم و پنجم هجری شمسی آغاز شد، از این رو برای بررسی دلایل سقوط حکومت پهلوی شناخت مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ضروری است.

صباح زنگنه، کارشناس روابط بین‌المللصباح زنگنه، کارشناس روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با ایکنا از خراسان‌رضوی درباره دلایل سقوط حکومت پهلوی اظهار کرد: وابستگی حکومت پهلوی به غرب، ترویج گسترده فرهنگ غربی و شرایط اجتماعی حاکم بر کشور از مهم‌ترین دلایل سقوط حکومت پهلوی بود که البته هر کدام از این موارد زیرمجموعه‌های خاص خود را دارند.
 
وی افزود: یکی از مهم‌ترین محورهای اعتراض اقدامات حکومت پهلوی در زمینه وضع و اجرای قوانین و مقرراتی بود که با شریعت اسلامی تناسب نداشت و یا در تعارض آشکار با آن قرار می‌گرفت که این مسئله موجب برانگیخته شدن حساسیت قشر مذهبی جامعه، علما و نهادهای دینی و مذهبی شد و زمینه مخالفت گسترده آنها را فراهم آورد.
 
این کارشناس روابط بین‌الملل با اشاره به تصویب قانون کاپیتولاسیون در دوران حکومت پهلوی، تصریح کرد: نزدیکی رژیم پهلوی به رژیم صهیونیستی و اعطای امتیازات ویژه به نیروهای آمریکایی مستقر در ایران، از جمله تصویب قانون کاپیتولاسیون که عملاً اختیار رسیدگی قضایی به جرایم اتباع آمریکایی را از دستگاه قضایی کشور سلب می‌کرد و احساس تحقیر ملی و وابستگی سیاسی را در جامعه تشدید کرد نیز از دیگر عوامل خشم مردم نسبت به حکومت پهلوی بود.
 
زنگنه ادامه داد: اقداماتی نظیر بازداشت علما، زندانی‌کردن جوانان معترض، سرکوب مخالفان سیاسی و ترویج گسترده فرهنگ غربی در مقاطع مختلف، تأثیر چشمگیری در برانگیختن افکار عمومی و تقویت اراده جمعی برای مخالفت با نظام حاکم داشت. تحولات منتهی به انقلاب، حاصل روندی تدریجی و چنددهه‌ای بود که از دهه‌های چهارم و پنجم هجری شمسی آغاز شد، از این رو برای بررسی دلایل سقوط حکومت پهلوی شناخت مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ضروری است.
 
وی با اشاره به نقش عوامل اقتصادی در سرنگونی حکومت پهلوی بیان کرد: در دوره‌هایی که بازار تحت فشار قرار می‌گرفت یا ساختارهای اقتصادی جدیدی شکل می‌گرفت که منافع آن‌ها با دربار و سران رژیم گره خورده بود، بخش‌های وسیع‌تری از جامعه احساس می‌کردند که در تداوم حیات اقتصادی خود نقشی ندارند و صرفاً تحت تأثیر تصمیم‌ها و تحولات کلان قرار گرفته‌اند. اعطای امتیازات اقتصادی، سهم‌خواهی مقامات رژیم از قراردادهای کلان و پیوند منافع شرکت‌های بزرگ با ساختار قدرت، برای افکار عمومی بسیار تحریک‌کننده بود و خشم و نارضایتی اجتماعی را تشدید می‌کرد.
 
کارشناس و تحلیلگر مسائل منطقه ادامه داد: در نتیجه، این مجموعه عوامل به‌تدریج انباشته شد و آثار آن به‌صورت مضاعف بروز یافت تا آنکه توهین به امام خمینی(ره) به جرقه‌ای برای انفجار نارضایتی‌هایی بدل شد که طی یک یا دو دهه شکل گرفته بود. این اعتراض‌ها ابتدا به‌صورت حرکت‌های پراکنده ظاهر و با سرکوب حکومت در شهرهایی چون قم، تبریز، شیراز، تهران و ورامین مواجه شد، اما همین سرکوب‌ها به انباشت بیشتر خشم عمومی انجامید و در نهایت خواست عمومی برای تغییر رژیم را به شکلی گسترده و قاطع شکل داد.
 
زنگنه اظهار کرد: در زمان حکومت پهلوی دولت‌ها و شرکت‌های غربی مسلط بر منابع اقتصادی و نفتی ایران، اقدام مؤثری برای تضعیف مستقیم رژیم پهلوی انجام ندادند و نه‌تنها پروژه‌های نفتی و اقتصادی متوقف نشد، بلکه تعطیلی پالایشگاه‌ها و کاهش صادرات نفت، زمانی رخ داد که نیروهای انقلابی و کارکنان صنعت نفت در چارچوب اعتراض‌های داخلی دست به این اقدام زدند و سپس با تصمیم خود انقلابیون فعالیت‌ها از سر گرفته شد، بنابراین، نقش تعیین‌کننده را باید بیش از هر چیز در عوامل و کنش‌های داخلی و انباشت نارضایتی‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جست‌وجو کرد.
 
وی با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی، انقلابی کاملاً مردمی است، بیان کرد: دیدگاهی که شکل‌گیری این انقلاب را به خارج از کشور منسوب می‌داند کاملاً مردود است و به نظر می‌رسد این دیدگاه بیشتر ریشه در نوعی نگاه توطئه‌محور دارد که در ذهن برخی نویسندگان و تحلیل‌گران شکل گرفته است، چرا که شواهد تاریخی و مستندات موجود نشان نمی‌دهد که قدرت‌های غربی به‌طور فعال و برنامه‌ریزی‌شده خواهان تغییر رژیم پهلوی بوده باشند یا برای تحقق آن اقدام مشخصی انجام داده باشند.
 
زنگنه گفت: زمانی که کشورهای غربی مشاهده کردند رژیم پهلوی پایگاه اجتماعی و مشروعیت داخلی خود را تا حد فراوانی از دست داده و توان کنترل اوضاع را ندارد، به‌تدریج حمایت خود را از آن کاهش دادند. این امر نه پیش از آغاز حرکت‌های مردمی، بلکه پس از گسترش اعتراض‌ها و آشکارشدن ناتوانی رژیم در مهار بحران رخ داد، بنابراین، تقدم با حرکت مردم و کنش‌های داخلی جامعه بود و تصمیم قدرت‌های خارجی درباره ادامه یا قطع حمایت، تابعی از تحولات داخلی و شرایط جدیدی بود که پس از شکل‌گیری انقلاب پدید آمد.
انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا طالبیان شریف
captcha