محمدرضا آرام، عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی، در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی، اظهار کرد: عوامل دینی و سیاسی دو عامل تعیینکننده و پررنگ در وقوع انقلاب اسلامی هستند؛ در شرایط تحقیر ملی، مردم مسلمان ایران احساس خشم میکنند و چاره کار را تنها در دست دین و روحانیت میبینند، از اینرو انقلاب دینی با محوریت رهبری دینی و معنوی شکل میگیرد.
وی افزود: در بررسی دلایل شکلگیری انقلاب اسلامی ایران میتوان به مجموعهای از عوامل مادی و معنوی اشاره کرد؛ عواملی که در کنار یکدیگر زمینهساز وقوع یکی از مهمترین تحولات سیاسی قرن بیستم شدند. با این حال، آنچه انقلاب اسلامی را از بسیاری از انقلابهای معاصر متمایز میسازد، غلبه و برجستگی عوامل معنوی و ایدئولوژیک بر عوامل صرفاً مادی و اقتصادی است. این ویژگی نهتنها در شعارهای مردم در دوران مبارزات انقلابی، بلکه در تحلیلها و نظریات بسیاری از اندیشمندان و صاحبنظران داخلی و خارجی نیز بهوضوح قابل مشاهده است.
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی با بیان اینکه انقلاب اسلامی ایران انقلابی کاملاً دینی و ایدئولوژیک است که بر پایه آموزهها و مبانی اسلام شکل گرفته، تصریح کرد: رهبری این انقلاب نیز بر عهده یک رهبر دینی و مرجع تقلید بود که توانست با اتکا به مشروعیت مذهبی و مقبولیت مردمی، تودههای مختلف جامعه را حول یک گفتمان واحد بسیج کند.
آرام ادامه داد: افزون بر این، آرمانها و مطالبات مردم پس از پیروزی انقلاب نیز عمدتاً در چارچوب اهدافی مبتنی بر دین، اخلاق اسلامی و ارزشهای معنوی تعریف میشد و مفاهیمی همچون عدالت، استقلال، آزادی و حاکمیت دینی در صدر خواستههای عمومی قرار داشت.
وی بیان کرد: البته در کنار عامل دینی، نباید از نقش عامل سیاسی در پیروزی انقلاب اسلامی غافل شد. در شرایطی که مردم یک کشور با فقدان استقلال سیاسی مواجه هستند و تصمیمات کلان کشور تحت نفوذ قدرتهای خارجی اتخاذ میشود، نارضایتی عمومی بهتدریج افزایش مییابد.
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی افزود: حاکمیت قوانین تحقیرآمیزی مانند کاپیتولاسیون که عملاً حاکمیت ملی را زیر سؤال میبرد، موجب شکلگیری احساس تحقیر، بیعدالتی و خشم در میان اقشار مختلف جامعه شد؛ شرایطی که بهطور طبیعی زمینهساز اعتراضات گسترده و در نهایت وقوع یک انقلاب فراگیر میشود.
آرام با تأکید بر اینکه امام خمینی(ره) از طریق بیانیهها، سخنرانیها و پیامهای خود نقش مهمی در ترویج و نهادینهسازی قرائت اسلام سیاسی در جامعه ایفا کردند، بیان کرد: این قرائت از اسلام همان اسلام ناب محمدی است که در تقابل آشکار با آنچه از آن بهعنوان «اسلام آمریکایی» یاد میشود، قرار دارد.
وی تصریح کرد: اسلامی که امام خمینی(ره) معرفی میکرد، دینی منفعل و منزوی نبود، بلکه دینی پویا، مسئولیتپذیر و دارای برنامهای جامع برای تمامی شئون زندگی انسان، از جمله سیاست، اجتماع، اقتصاد و فرهنگ بهشمار میرفت.
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی همچنین با اشاره به وابستگی شدید محمدرضا شاه پهلوی به ایالات متحده آمریکا اظهار کرد: شاه در بسیاری از تصمیمات سیاسی، اقتصادی و نظامی خود تابع اراده و منافع آمریکا بود و همین وابستگی، فاصله میان حکومت و مردم را بیش از پیش افزایش داد.
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی در پایان گفت: این وضعیت نهتنها پیش از انقلاب، بلکه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز ادامه یافت؛ بهگونهای که آمریکا دشمنی خود با جمهوری اسلامی ایران را آشکارا دنبال کرد. تحریمهایی که ریشه آنها به دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بازمیگشت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی نهتنها لغو نشد، بلکه با شدت و گستردگی بیشتری علیه ملت ایران اعمال شد.
انتهای پیام