ماه مبارک رمضان، ماه خودسازی و اقتدار نفس در برابر مهر یزدان است، ماه روزهداری که تنها نخوردن ملاک نیست و تمام اعضا و جوارح بدن و حتی فکر انسان در این مهمانی سهیم هستند و زبان بهگونهای باید همراهی کند که از غیبت و تهمت پرهیز کند، چشم از نگاه نادرست و گوش از استماع ناصحیح.
خبرنگار ایکنا از قم در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین اسماعیل چراغی کوتیانی، استاد حوزه علمیه به تبیین استفاده از فرصتهای ماه مبارک رمضان پرداخته است که مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانیم:
مشکل بسیاری از ما این است که ماه رمضان را تنها در تغییر ساعات غذا خوردن خلاصه میکنیم، در حالیکه این ماه، یک اردوی تربیتی و روحی فشرده است. برای اینکه فرصتهای این ماه طلایی را از دست ندهیم، باید چند گام عملی و معرفتی را در پیش بگیریم. نخست، برنامهریزی پیش از ورود به ماه رمضان است. ما برای هر سفر مهمی از قبل چمدان میبندیم و برنامهریزی میکنیم، سفر درونی رمضان هم نیاز به نقشه راه دارد.
نباید اجازه دهیم روزها بدون هدف شب شوند. اختصاص دادن زمانهای مشخص برای تلاوت قرآن، دعا، مطالعه و حتی استراحت، باعث میشود دچار روزمرگی و خستگی نشویم.
گام دوم، توسعه روزه به سطحی فراتر از سطح اعضا و جوارح است. برای از دست ندادن حقیقت رمضان، باید روزه را از نخوردن و نیاشامیدن غذا به سایر اعضای بدن گسترش دهیم یعنی چشم ما از دیدن حرام، گوش ما از شنیدن غیبت و زبان ما از دروغ و تهمت روزه باشد.
پیامبر اکرم(ص) میفرمایند که چه بسا روزهدارانی که از روزه خود جز تشنگی و گرسنگی بهرهای نمیبرند. کنترل زبان، کلید طلایی حفظ دستاوردهای این ماه است.
گام سوم، کیفیت بخشیدن به ارتباط با قرآن و نه فقط کمیت آن است. یکی از فرصتهای بزرگ این ماه، بهار قرآن بودنِ آن است. خواندن یک جزء قرآن در روز بسیار پسندیده است، اما اگر کسی نمیتواند، بهتر است روزی چند آیه بخواند، اما با تدبر و تفکر. فهمیدن معنی یک آیه و پیاده کردن آن در زندگی، ارزشش از ختم کل قرآن به مراتب بیشتر است.
گام چهارم، استفاده از فرصت خلوتهای شبانه و سحرهاست. زمان سحر، صرفاً وقت غذا خوردن برای مقاومت در طول روز نیست؛ بلکه بهترین زمان برای خلوت با خدا، استغفار و تأمل در درون است. بیدار شدن ۱۰ دقیقه زودتر از زمان صرف سحری و اختصاص آن به مناجات، تأثیر شگرفی در آرامش روان و رشد معنوی دارد.
گام پنجم، توجه ویژه به مسئولیتهای اجتماعی است. رمضان فرصت بینظیری برای ترمیم روابط آسیبدیده(صلهرحم)، گذشت از خطای دیگران و کمک به نیازمندان است. افطاری دادن(حتی با یک خرمای ساده) و گرهگشایی از کار مردم، یکی از راههایی است که باعث میشود برکات این ماه در زندگی ما تثبیت شود.
تزکیه نفس در لغت یعنی پاک کردن، رشد دادن و هرس کردنِ علفهای هرزِ درون. ما در طول سال آنقدر درگیر جهان بیرون میشویم که از جهان درونمان غافل میمانیم. ماه رمضان به چند دلیلِ کاملاً روشن و منطقی، بهترین بستر برای این اتفاق بزرگ و بازگشت به خویشتن است.
اولا؛ روزهداری در این ماه به مهار خواستههای غریزی و میدان دادن به معنویت کمک میکند. در طول سال، جسم ما با نیازهای بیپایانش(خوردن، آشامیدن، راحتی و غیره) فرمانروای وجود ماست و صدای روح کمتر شنیده میشود. روزه، ترمز دستیِ این غریزهها را میکشد.
وقتی انسان به صورت خودخواسته از نیازهای طبیعیاش دست میکشد، سیطره جسم ضعیف شده و روح فرصت پرواز، تنفس و دیده شدن پیدا میکند.
از سوی دیگر روزهداری این ماه، تمرین برای تقویت اراده است. تزکیه نفس نیازمند ارادهای قوی برای «نه گفتن» به بدیهاست. انسان ضعیفالاراده نمیتواند خود را اصلاح کند، روزه یک باشگاه بدنسازی برای اراده است و انسانی که یاد میگیرد در اوج تشنگی و گرسنگی به آب و غذای حلال دست نزند، قطعاً به سطحی از قدرت و کنترل درونی و خودمهارگری میرسد که میتواند به مال حرام، نگاه حرام یا حرف حرام هم «نه» بگوید.
فلسفه اصلی روزه در آیه ۱۸۳ سوره بقره نیز دقیقاً با همین مفهوم گره خورده است: «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» (تا شاید پرهیزگار و خویشتندار شوید). شاید مهمتر از همه این راههای کسب معرفت، شکلگیری معرفت از مسیر محبت و بندگی خداست.
در حدیث قدسی آمده است که خداوند میفرماید: روزه برای من است و من خود پاداش آن هستم. وقتی انسان برای رضای محبوب، از لذتهای حلال خود میگذرد، رابطهای عاشقانه شکل میگیرد. بندگیِ خالصانه در ماه رمضان، محبت خدا را در دل زیاد میکند و طبق قاعده، هرچه محبت بیشتر شود، شناخت و معرفت هم عمیقتر میشود چرا که عاشق، ریزترین صفات معشوق را با چشم دل میبیند. بنابراین، معرفتالله در رمضان یک بحث تئوریک و کتابخانهای نیست؛ بلکه به نوعی یافتن است. ما با سبک کردن بارِ تن، بالِ روح را باز میکنیم تا خدایی را که ز رگ گردن به ما نزدیکتر است ، نه با عقل، بلکه با تمام وجود حس کنیم.
روزهداری به نوعی خروج از غفلت و روزمرگی است. ما در طول سال دچار عادت میشویم و این تکرارِ بیوقفه، غفلت میآورد. ماه رمضان با تغییر زمان خواب، بیداری در سحر و تغییر ساعات غذا خوردن، شوکی به این ریتم تکراری وارد میکند. این تغییر قالب، ذهن را بیدار میکند و انسان را به تفکر درباره هدف زندگی و حسابرسیِ اعمالش وامیدارد.
در کنار همه اینها باید توجه داشت که از نگاه دینی، در این ماه درهای رحمت الهی باز است. نفس کشیدن در این ماه تسبیح و خواب در آن عبادت محسوب میشود. در این فضای پاک که به تعبیر روایات، شیاطین در غل و زنجیرند، وسوسهها کمتر است و بذر کارهای خوب سریعتر رشد میکند؛ در نتیجه مسیر پاکسازی روح بسیار هموارتر از ماههای دیگر است بنابراین، رمضان تنها یک مراسم آیینی و عبادی نیست بلکه یک فرآیند درمانی برای روح است که با محدود کردن موقتِ جسم، به روان انسان آزادی، وسعت و شفافیت میبخشد.
برای درک قرآن تنها سواد کافی نیست بلکه صفای باطن لازم است. قرآن کریم خود میفرماید: «لا یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ؛ جز پاکشدگان به آن دسترسی ندارند»؛ این دسترسی فقط لمس فیزیکی آیات نیست بلکه لمس مفاهیم و حقایق آن نیز است. قابلیت درک قرآن در ماه رمضان از طریق چند سازوکار اصلی در وجود انسان ایجاد میشود.
نخست، سنخیت یافتن با کلام الهی است. قرآن نوری است که از منبع قدسی نازل شده است. قلب انسان در طول سال بهدلیل دغدغههای مادی، گناهان و غفلتها، دچار نوعی زنگار میشود که مانند عایق عمل کرده و اجازه نمیدهد نور وحی به آن نفوذ کند.
روزه در رمضان، این زنگارها را صیقل میدهد. وقتی جسم ضعیف و روح لطیف میشود، نوعی همسنخی میان قلب روزهدار و کلام خدا پدید میآید، سازوکاردیگر، تمرکز حواس و کاهش اغتشاشات ذهنی است، درک معانی عمیق، نیازمند تمرکز(حضور قلب) است. در ماههای دیگر، ذهن ما مدام درگیر لذتهای آنی، خوردنیها و دغدغههای پراکنده است.
در رمضان بهدلیل محدودیتهای شرعی و نظم خاص این ماه، نوعی انضباط ذهنی ایجاد میشود، سکوت نسبی و آرامش ناشی از گرسنگی ارادی، هیاهوی درونی را کم میکند و به ذهن اجازه میدهد روی کلمات و مفاهیم قرآنی متمرکز شود.
سازوکار سوم این است که ماه رمضان ماه نزول فیض خاص الهی است. هر پدیدهای در زمان خاص خود، اثرگذاری بیشتری دارد. ماه رمضان ظرف زمانیِ نزول قرآن است به تعبیر بزرگان، در این ماه جاذبه معنوی دوجانبه برقرار است؛ از یکسو قرآن میل به فرود آمدن بر قلبها دارد و از سوی دیگر، قلبها بهسوی مبدأ وحی متمایلاند. این تقارن زمانی باعث میشود که یک آیه که شاید بارها خواندهایم، ناگهان در سحرگاه رمضان، معنایی تازه و زنده برای ما پیدا کند.
در کنار همه این سازوکارها، نباید از تأثیر دعا غفلت کرد. دعا کلید گشایش فهم است. ما در دعاهای ماه رمضان پیوسته از خدا میخواهیم: «اللهم نَوِّر قُلوبَنا بِالقرآن؛ خدایا قلبهای ما را با قرآن روشن کن»؛ این درخواستهای مداوم، حالت اضطرار و نیاز را در انسان زنده میکند. وقتی انسان خود را نیازمند هدایت ببیند، سدهای جهل و جمود و تکبر فرو میریزد و حقیقت قرآن مانند باران بر زمین تشنه دل مینشیند.
تمام اعمال ماه رمضان پوسته هستند و معرفتالله مغز و هسته مرکزی آنهاست. برای پاسخ به این سؤال که چگونه در این ماه به شناخت خدا نائل میشویم، باید به چند نکته کلیدی اشاره کنم:
نخست، تلاش برای خودشناسی است. روزه به انسان درس فقر ذاتی میدهد، ماه رمضان، فرصتی برای خودشناسی است. انسان در حالت عادی تصور میکند موجودی مستقل و قدرتمند است، اما چند ساعت تشنگی و گرسنگی به او ثابت میکند که چقدر به یک جرعه آب و یک لقمه غذا وابسته است. وقتی انسان به ضعف و نیاز خود پی میبرد، ناخودآگاه به قدرت و بینیازی مطلق پروردگار میرسد. این درک حضوری از نیاز، زیباترین دریچه برای شناخت بینیازی خداست.
مسیر دوم کسب معرفت خدا، تلاش برای شناخت صفات الهی است. ماه رمضان تجلی اسما و صفات الهی است. یکی از بزرگترین میانبرهای معرفتالله در این ماه، ادعیه ارزشمندی چون دعای جوشن کبیر، دعای ابوحمزه ثمالی و دعای سحر است، در این دعاها، خداوند با هزاران نام و صفت به ما معرفی میشود.
ما در این ماه خدا را نه فقط بهعنوان خالق، بلکه بهعنوان «انیس من لا انیس له» (مونس کسی که مونسی ندارد) و «یا رفیق من لا رفیق له» میشناسیم. این دعاها کلاسهای درس فشرده خداشناسی هستند که قلب را با ابعاد مختلف رحمت و قدرت الهی آشنا میکنند.
انتهای پیام