کد خبر: 4339895
تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۳:۲۲
در گفت‌وگو با یک عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه مطرح شد

شأن نزول آیه ولایت در آیینه اسناد

در هندسه معرفتی اسلام، پیوند میان قرآن صامت و قرآن ناطق، پیوندی وجودی و تفکیک‌ناپذیر است که فراتر از یک انتساب مذهبی، در بنیان‌های وحیانی و روایی ریشه دارد. حقیقتِ معیت امیرالمؤمنین علی(ع) با قرآن کریم، آن‌چنان استوار است که نه تنها در جوامع روایی شیعه، بلکه در متون بنیادین اهل‌سنت و آرای رجالیون سخت‌گیری چون حاکم نیشابوری و ذهبی نیز به عنوان یک اصلِ مسلّم تجلی یافته است. در این گفت‌وگو به واکاوی ابعاد این معیت جاویدان پرداخته می‌شود؛ از تبیین مفهوم عصمت و آگاهیِ کاملِ ولی‌الله بر ظواهر و بواطن وحی در پرتو آیه ولایت، تا بازخوانیِ شکوهمندِ سیمای قرآن در آینه نهج‌البلاغه.

مصاحبه امام علی ع// همراهی همیشگی قرآن و علی(ع)
به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین علی‌اکبر بابایی؛ قرآن‌پژوه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در گفت‌وگویی به مناسبت شهادت امیرمؤمنان علی(ع) در پی آن است تا نشان دهد چگونه سیره و سخن علوی، منطبق بر بهار دل‌ها و مفسرِ بی‌بدیلِ ژرفایِ بی‌پایانِ کتاب الهی است. در ادامه مشروح سخنان را با هم می‌خوانیم: 
 
پیرامون پیوند ناگسستنی و جایگاه والای حضرت علی(ع) در کنار قرآن کریم، حدیثی گران‌بها وجود دارد که مورد اتفاق فریقین (شیعه و اهل سنت) است. در این روایتِ مشهور، پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِیٍّ لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ» (علی با قرآن است و قرآن با علی؛ این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند).
این روایت ارزشمند در کتاب معتبر «المستدرک علی الصحیحین» نوشته حاکم نیشابوری ثبت شده است. ایشان که از علمای بزرگ و مورد قبول اهل سنت است، تأکید دارد که روایات کتابش طبق معیارهای سخت‌گیرانه بخاری و مسلم، در زمره احادیث صحیح قرار می‌گیرند. همچنین، ذهبی که از برجسته‌ترین نقادان حدیث و علمای رجالی اهل سنت به شمار می‌رود، در تعلیقه‌ای که بر این کتاب نگاشته، به بررسی موشکافانه اسناد پرداخته و در موارد لزوم، بر اعتبار یا اشکالات سندی آن‌ها صحه گذاشته است.
 
این روایتِ راهبردی که در کتاب المستدرک حاکم نیشابوری نقل شده، مورد پذیرش ذهبی(از علمای برجسته و نقادان سخت‌گیرِ رجالی اهل سنت) نیز قرار گرفته است. همچنین این حدیث در کتاب ارزشمند «خصال» شیخ صدوق نیز روایت شده که نشان‌دهنده اتفاق‌نظر و اعتبار آن نزد فریقین (شیعه و سنی) است.
اما پرسش اساسی اینجاست که معنای عبارت عَلِیٌّ مَعَ الْقُرْآنِ چیست؟ آیا مقصود صرفاً همراه داشتن فیزیکیِ قرآن در جیب یا منزل است؟ روشن است که خیر؛ چرا که چنین امری برای بسیاری از افراد میسر است و به‌تنهایی فضیلتی استثنایی محسوب نمی‌شود.
مراد از این پیوند ناگسستنی آن است که تمام ابعاد وجودی حضرت امیرالمؤمنین(ع) ـ از عقاید و اندیشه‌ها گرفته تا اخلاق، سخنان و سیره عملی ایشان ـ بر قرآن کریم منطبق است. در واقع: ۱. هیچ فکر و اندیشه‌ای در جانِ علی(ع) راه ندارد که با وحی الهی در تضاد باشد. ۲. تمام رفتارها و موضع‌گیری‌های ایشان، تبلور و انعکاس عینی آیات قرآن است.
این انطباقِ مطلق و همیشگی میان شخصیت علی(ع) و حقیقت قرآن، برهانی آشکار بر مقام عصمت ایشان است؛ چرا که نشان می‌دهد حضرت از هرگونه خطا، گناه و لغزشی که مخالفِ فرمانِ وحی باشد، مصون و پیراسته‌اند.
 
در فراز دیگر این روایت گران‌سنگ، تعبیر وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِیٍّ قرآن با علی است) دریای دیگری از معارف را پیش روی ما می‌گشاید. این عبارت بدین معناست که قرآن کریم با تمام مراتبش ـ از الفاظ و عبارات ظاهری گرفته تا عمیق‌ترین بطون و حقایق پنهانی‌اش ـ در سینه‌ مبارک امیرمؤمنان(ع) جای دارد.
 
در حالی که بسیاری از مردم در فهم مفاهیم ظاهری آیات الهی نیز دچار چالش هستند و حتی مفسران بزرگ در تبیین دقیق برخی از ظواهر قرآن ناتوان مانده‌اند، علی(ع) یگانه شخصیتی است که به تمام ظاهر و باطن وحی اشراف کامل دارد. ایشان نه‌تنها با کلمات قرآن، بلکه با حقیقت و جان قرآن متحد است.
نکته‌ کلیدی و بنیادین در این روایت، تأکید بر دوام و جاودانگی این پیوند است. عبارت لَنْ یَفْتَرِقَا (هرگز از هم جدا نمی‌شوند) نشان می‌دهد که این همراهی، مقطعی یا محدود به زمان خاصی نیست؛ بلکه علمی همیشگی و حضوری دائمی است. این معیت دوطرفه، از دنیا آغاز شده و تا برپایی قیامت و در کنار حوض کوثر تداوم می‌یابد؛ به گونه‌ای که هیچ‌گاه و در هیچ لحظه‌ای، علی(ع) از حقیقت قرآن و قرآن از حقیقت وجودی علی(ع) جدا نخواهد بود.

دلیل عصمت علی(ع)

این پیوند دوجانبه، نه‌تنها آگاهی مطلق امیرالمؤمنین(ع) بر تمام مراتب قرآن را به اثبات می‌رساند، بلکه برهانی قاطع بر عصمت کامل آن حضرت است. این فضیلت بی‌بدیل، پیش از ایشان تنها در وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) تجلی داشت و طبق اعتقاد شیعه، پس از علی(ع) نیز یازده امام معصوم از ذریه ایشان، واجد این خصوصیت منحصر‌به‌فرد هستند.
در میان مدعیان خلافت پس از پیامبر(ص)، هیچ‌کس را نمی‌یابیم که آراسته به چنین صفتی باشد؛ تا جایی که تاریخ گواهی می‌دهد برخی از آنان حتی در فهم ظواهر و ابعاد ابتدایی آیات قرآن نیز ناتوان بودند. (تفصیل این بحث را در کتاب مکاتب تفسیری، جلد اول، صفحه ۵۰ ارائه نموده‌ام که علاقه‌مندان می‌توانند به آن مراجعه کنند).
علاوه بر روایات، در متن قرآن کریم نیز آیات فراوانی در بیان فضائل حضرت علی(ع) نازل شده است که برخی به شخص ایشان و برخی به مجموع ائمه(ع) اختصاص دارد. از بارزترین نمونه‌ها، «آیه ولایت» است:
«إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ» (سرپرست و ولی شما، تنها خدا و پیامبر(ص) اوست و کسانی که ایمان آورده‌اند؛ همان کسانی که نماز را برپا می‌دارند و در حال رکوع، زکات می‌دهند).
سیدهاشم بحرانی، عالم بزرگ بحرینی، در دو اثر گران‌سنگ خود یعنی تفسیر البرهان و غایة المرام، مجموعاً ۴۳ روایت از منابع شیعه و اهل سنت (۱۹ روایت از شیعه و ۲۴ روایت از اهل سنت) گردآوری کرده است که همگی تأیید می‌کنند این آیه در شأن علی(ع) نازل شده است. در همین راستا، در ادامه به بررسی دو روایت شاخص در این زمینه می‌پردازیم؛ یکی از کتاب الکشف و البیان نوشته ثعلبی (مفسر برجسته قرن پنجم و سنی‌مذهب) و دیگری از تفسیر شریف مجمع‌البیان.

روایتی در تأیید ولایت علی(ع)

در خصوص شأن نزول آیه ولایت، روایتی مشهور از جناب ابوذر غفاری نقل شده است. ایشان می‌فرماید: «روزی در مسجد پیامبر(ص) بودم که سائلی وارد شد و درخواست کمک کرد، اما کسی چیزی به او نداد. در آن هنگام، علی(ع) در حال رکوع نماز بود؛ ایشان با اشاره به سائل فهماند که انگشترش را از دست مبارکشان برگیرد. وقتی خبر این ایثار به پیامبر(ص) رسید، ایشان دست به دعا برداشتند و عرض کردند: پروردگارا! همان‌گونه که برای موسی(ع)، برادرش هارون را وزیر و یاور قرار دادی، علی را نیز برای من همان‌گونه قرار ده. هنوز دعای پیامبر(ص) به پایان نرسیده بود که آیه ۵۵ سوره مائده نازل شد.»
در بخشی از این روایاتِ نورانی آمده است: عَلِیٌّ قَائِدُ الْبَرَرَةِ وَ قَاتِلُ الْکَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخْذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ (علی پیشوای نیکوکاران و نابودگر کافران است؛ نصرت‌یافته است هرکه او را یاری کند و خوار است هرکه دست از یاری او بردارد). همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، سیدهاشم بحرانی با تکیه بر ۴۳ روایت از فریقین، اثبات کرده است که این آیه در شأن علی(ع) است و ایشان را به عنوان ولی و امام منصوب از جانب خدا معرفی می‌کند. علاوه بر این، آیات دیگری همچون آیه تطهیر، مودت و مباهله نیز گواهی بر فضائل مشترک ایشان و خاندان مطهرشان است.
در سوی دیگر این پیوند، کلام خود امیرمؤمنان(ع) در نهج‌البلاغه، بهترین وصف در شناخت عظمت قرآن کریم است. کتاب الدلیل الی موضوعات نهج‌البلاغه در ۲۸ صفحه، بیانات حضرت درباره قرآن را به صورت موضوعی گردآوری کرده که مطالعه آن برای محققان بسیار راهگشا است. حضرت در وصف قرآن می‌فرمایند:
وَ إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ لَا تَفْنَی عَجَائِبُهُ... وَ هَذَا الْکِتَابُ یُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ یَشْهَدُ بَعْضُهُ عَلَی بَعْضٍ
(ظاهر قرآن زیبا و شگفت‌انگیز و باطنش ژرف و عمیق است؛ شگفتی‌های آن پایان نمی‌پذیرد و آیاتش یکدیگر را تصدیق کرده و بر هم گواهی می‌دهند).
 
‌ایشان همواره توصیه می‌فرمودند که: «قرآن را بیاموزید که نیکوترین حدیث است و در آن تفقه کنید که بهار دل‌هاست؛ با نور آن شفا بطلبید که شفای سینه‌ها و درمانِ دردهای روحی (همچون حسد و کینه) در آن است.» همچنین در پاسخ به سائلِی که از صفات خداوند پرسید، فرمودند: «ای پرسشگر! به آن‌چه قرآن تو را بدان راهنمایی می‌کند بنگر، از آن پیروی کن و از نور هدایتش روشنایی بگیر.»
بنابراین، این معیت همیشگی، مسیری روشن برای پویندگان راه حقیقت است: علی(ع) با قرآن و قرآن با علی(ع).»
انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha