کد خبر: 4342437
تاریخ انتشار : ۰۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۸
یک پژوهشگر دینی مطرح کرد

حیات در منطق قرآن؛ از زیست طبیعی تا بیداری وجودی انسان

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین سیدرضا عمادی گفت: قرآن کریم با نگاهی فراتر از حیات زیستی، زندگی را امری کیفی و وابسته به بیداری آگاهانه انسان می‌داند؛ نگاهی که در آن، احیای زمین به‌مثابه الگویی برای احیای درون و خروج از مرگ غفلت تفسیر می‌شود.

قرآن کریمدر قرآن کریم، «احیای زمین» یکی از نمادهای مهم قدرت پروردگار و نشانه‌ای برای درک عمیق‌تر حقایق معاد و حیات معنوی است. خداوند در آیات متعددی به این پدیده شگفت‌انگیز اشاره کرده است و آن را دلیلی بر توانایی خود در آفرینش، بازآفرینی و زنده کردن موجودات قرار داده است. این مفهوم، فراتر از یک رویداد طبیعی صرف، بهانه‌ای برای تأمل در چرخه زندگی، مرگ و رستاخیز است. یکی از آیات کلیدی که به این موضوع اشاره دارد، آیه پنجم سوره مبارکه «حج» است: «وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ»، این آیه به زیبایی توصیف می‌کند، که چگونه زمین خشک و بی‌جان، با نزول باران حیات‌بخش الهی، به ناگهان به جنبش درآمده، متورم می‌شود و از هر نوع گیاه دل‌انگیز و زیبایی می‌رویاند.

این دگرگونی ناگهانی و چشمگیر، جلوه‌ای از قدرت احیای خداوند است. قرآن کریم این پدیده را مکرراً به‌عنوان تمثیلی برای «احیای مردگان در روز قیامت» به‌کار می‌برد. همان‌گونه که خداوند زمین مرده را زنده می‌کند، قادر است انسان‌های از خاک رفته را نیز دوباره به حیات بازگرداند. این استعاره، مایه‌ اطمینان و امید مؤمنان به معاد و زندگی جاودان است.

علاوه بر این، مفهوم احیای زمین با «احیای معنوی و اخلاقی انسان‌ها» نیز گره خورده است. همان‌گونه که زمین با نزول رحمت الهی از رکود خارج شده و به بار می‌نشیند، دل انسان نیز با دریافت هدایت، دانش و ایمان، از مردگی رهایی یافته و به رشد و بالندگی می‌رسد. در حقیقت، هر بار که زمین پس از خشکسالی با نزول باران زنده می‌شود، قرآن ما را به یاد این نکته می‌اندازد که خالق این نظام، همان خدایی است، که قادر مطلق است و می‌تواند هم طبیعت را احیا کند و هم انسان‌ها را پس از مرگ، دوباره زنده و دل‌هایشان را با نور هدایت روشن کند.

در همین خصوص خبرنگار ایکنا از خراسان رضوی با حجت‌الاسلام‌ والمسلمین سیدرضا عمادی، پژوهشگر دینی گفت‌وگویی کرده است که در ادامه مشروح آن‌را می‌خوانیم:

ایکنا-  قرآن کریم در آیات متعددی مانند آیه پنجم سوره مبارکه «حج» یا آیه 9 سوره مبارکه «فاطر»، زنده شدن زمین پس از مرگ «فَأَحْیَیْنَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»، را دلیلی بر حقانیت معاد می‌داند. از نگاه معارفی، تماشای این پدیده در نوروز، چگونه باید نگاه انسان به «حیات پس از مرگ» و «فرصت دوباره زندگی» را در دوران سختی و بحران تغییر دهد؟

آیات نورانی قرآن کریم، همچون منشوری چندوجهی هستند، که از هر سو به آن بنگریم، پرتویی تازه از حقیقت را بر جان ما می‌تابانند. در این میان، برخی مفاهیم مانند «مرگ و زندگی» یا «احیای زمین»، چنان در ذهن ما به پدیده‌های فیزیکی گره خورده‌اند، که شاید از ابعاد باطنی آن‌ها غافل بمانیم. هدف ما در اینجا، نه صرفاً یک تفسیر کلاسیک، بلکه واکاوی کیفی این مفاهیم است، که دریابیم چگونه قرآن، نقشه راهی برای «زیستن مدام» در اختیار انسان قرار می‌دهد.

در منطق قرآن کریم، حیات و موت صرفاً به معنای دمیده شدن روح در کالبد یا جدا شدن از آن نیست، بلکه این دو واژه، باری «محتوایی» و «کیفی» دارند. از منظر وحی، بسا انسان‌هایی که نفس می‌کشند اما در شمار مردگان‌اند، و بسا کسانی که قرن‌هاست از این جهان رخت بربسته‌اند، اما حیات طیبه‌شان در رگ‌های زمان جاری است. این نگاه به ما می‌آموزد که حیات، یک دارایی ایستا نیست، بلکه یک فرصت پویاست. هر لحظه که فکری نو، تحولی بنیادین و بیداری آگاهانه‌ای در جان انسان رخ می‌دهد، درواقع یک رستاخیز کوچک در ساحت وجود او به وقوع پیوسته است. انسان با هر انتخاب متعالی، بار دیگر متولد می‌شود. نکته بسیار ظریف و تأمل‌برانگیزی که در متن به آن اشاره شد، بازخوانی واژه «الارض» است. اگر زمین را صرفاً همین کره خاکی و توده‌ای از سنگ و خاک بدانیم، آیات احیای زمین تنها به بهار طبیعت و روییدن گیاهان محدود می‌شود. اما اگر با نگاهی کل‌نگر، «ارض» را نمادی از تمام ساحت‌های زندگی مادی و دنیای پیش از مرگ بدانیم، معنای آیات به شکلی شگفت‌انگیز گسترش می‌یابد.

در این ساحت، زمین می‌تواند همان «فطرت» یا «روان» انسان باشد، که گاه در زیر آوارهای غفلت و روزمرگی، سرد و مرده به نظر می‌رسد. خداوند می‌فرماید با فرستادن باران، زمین مرده را زنده کردیم. در یک نگاه نمادین و استعلایی، این باران می‌تواند همان فیوضات الهی، شکوفایی فطرت و یا وجود هادیان بر حق باشد. پیامبران، ائمه اطهار(ع) و اولیای الهی، در حقیقت باران‌های حیات‌بخش تاریخ هستند، که بر کویر جان انسان‌ها می‌بارند. آن‌ها با دستگیری از بشر، دانه‌های خفته‌ معنویت و اخلاق را در زمین وجود انسان بارور می‌کنند. این احیا، همان زنده شدن انسان پیش از کوچ نهایی به آخرت است، حیاتی که در آن انسان، معنای حقیقی خویش را باز می‌یابد.

زیبایی این نگاه در آنجاست، که حتی دوران سختی و بحران‌های زندگی نیز معنایی متفاوت پیدا می‌کنند. همان‌گونه که زمین برای رسیدن به بهار، باید سرمای استخوان‌سوز زمستان را از سر بگذراند، روح انسان نیز در کشاکش ابتلائات و دشواری‌ها، آماده‌ی یک جهش معنوی می‌شود. انسانِ آگاه، در دل هر بحران، به دنبال آن موهبت الهی و باران مغفرت می‌شود که روان خسته‌ خویش را بازسازی کند.

ایکنا- در نگاه قرآنی، آیا احیای زمین صرفاً یک پدیده بیولوژیکی و طبیعی است یا با عملکرد اخلاقی انسان‌ها گره خورده است؟ با توجه به آیه «هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا»، وظیفه مؤمنان در قبال آبادانی و حراست از منابع طبیعی در شرایطی که زمین با تخریب ناشی از جنگ یا غفلت روبرو است، چیست؟

در ادبیات ژرف قرآن کریم، «احیای زمین» مفهومی ذوبطون است، که نباید آن را تنها در یک لایه منحصر کرد. اگرچه احیای زمین در نگاه نخست، پدیده‌ای بیولوژیک و طبیعی جلوه می‌کند، اما در حقیقت، این رویش مادی، بستری برای معنا بخشیدن به زیست معنوی انسان است. با این حال، نباید در ورطه تاویلات باطنی چنان غرق شد، که ظاهر آیات و اهمیت عینی طبیعت به فراموشی سپرده شود. منابع طبیعی شامل زمین‌های مستعد، کوه‌های استوار، جنگل‌های سرسبز و منابع آبی، مواهبی الهی هستند، که امانت پروردگار در دستان بشر محسوب می‌شوند.

از این منظر، زمین متعلق به تمامی آحاد جامعه است و بهره‌برداری از این حیات ظاهری باید بر مدار مصالح عمومی و عدالت اجتماعی استوار باشد، که نفع آن به همگان برسد. نکته شگفت‌آور و قابل تأمل این است، که بیش از یک‌ هزار آیه در قرآن کریم، به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم، به پدیده‌های طبیعت و عناصر محیط زیست پرداخته است. این حجم عظیم از توجه و تکرار، صرفاً برای تماشای زیبایی‌ها نیست، بلکه نشان‌دهنده یک دکترین راهبردی در اسلام برای حفاظت از منابع طبیعی است. قرآن با این آیات، در حال ترسیم یک حقوق بین‌الملل سبز است که در آن، صیانت از درختان، خاک و آب، نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک تکلیف دینی و اخلاقی قلمداد می‌شود. هر آیه، تلنگری است به انسان که خود را نه مالک مطلق، بلکه خلیفه و نگهبان این گنجینه‌های خدادادی بداند. برای درک عینی این آموزه‌ها، هیچ نمونه‌ای کامل‌تر و والاتر از حضرت علی بن ابیطالب(ع) نیست.

ایشان به‌عنوان برترین شاگرد مکتب وحی، در دورانی که از مناصب رسمی حکومتی دور بودند، عالی‌ترین الگوی «عمران و آبادانی» را به تاریخ نشان دادند. امام علی(ع) با دستان مبارک خویش، در دل خاک‌های تشنه، قنات‌های پرآب حفر می‌کردند، زمین‌های بایر را به مزارع آباد تبدیل می‌کردند و نخلستان‌های وسیعی را به ثمر می‌نشاندند. این کنشگری فعال در طبیعت، پیامی روشن دارد، از نگاه اسلام، معنویت با کار و آبادگری زمین گره خورده است. آن حضرت نه تنها با کلام، بلکه با عرق جبین خویش، والایی جایگاه منابع طبیعی را در هندسه معرفتی اسلام به تصویر کشیدند.

وظیفه مؤمنان در عصر حاضر، فراتر از تقدس‌بخشی به طبیعت در کلام است. حراست و صیانت از منابع طبیعی، یک جهاد مستمر است. این مسئولیت به‌ویژه در دوران‌های بحرانی، نظیر ایام جنگ یا غفلت‌های ناشی از توسعه‌طلبی‌های لجام‌گسیخته، دوچندان می‌شود. در فقه اسلامی، حتی در میانه نبرد، دستور اکید بر عدم قطع درختان و عدم تخریب مزارع وجود دارد، این یعنی حیات زمین، حتی در بدترین شرایط بشری نیز محترم است. جلوگیری حداکثری از تخریب محیط زیست، سد کردن راه اسراف و مقابله با نابودی جنگل‌ها و مراتع، آزمونی برای سنجش عمق ایمان انسانی است، که مدعی پیروی از قرآن است.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا جدی
captcha