بنیان روابط خانوادگی با احترام، محبت و مسئولیت متقابل تحکیم میشود. اما در زمانهای که حضور اعضای خانوادههای مسلمان در فضای مجازی بیش از فضای واقعی است و فضای رسانهای پرشتاب امروز، غیبت آموزشی و عملی والدین در دنیای دیجیتال مطرح است و بهعنوان بزرگترین تهدید برای انتقال مؤثر ارزشهای دینی به نسل جدید محسوب میشود، داشتن مهارت رسانهای دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی تربیتی و ایمانی است.
اینک با توجه به اهمیت موضوع، خبرنگار ایکنای خراسان رضوی بهمنظور بررسی تأثیر فضای مجازی بر روابط عاطفی و تربیتی خانوادههای مسلمان و تبیین دیدگاه قرآن و سیره نبوی درباره نظارت تربیتی در خانوادههای مسلمان و ضوابط شرعی و اخلاقی در حفظ تعادل میان اعتماد و نظارت، گفتوگویی با زهره صداقت، کارشناس علوم قرآنی و دبیر علمی خانه اندیشه و گفتوگوی خانواده، انجام داده است تا ضمن بررسی ابعاد مختلف حضور خانوادههای مسلمان در فضای مجازی، به بازنمایی چالشها و ظرفیتهای فرهنگی و ارتباطی این فضا بپردازیم که ماحصل این گفتوگو را در ادامه میخوانیم؛
درباره تأثیر فضای مجازی بر روابط عاطفی و تربیتی خانوادههای مسلمان باید گفت این پدیده دارای دو ساحت اصلی است: یکی ایجاد فرصتها و دیگری بروز چالشها در زندگی خانوادگی.
در بخش چالشها باید گفت یکی از مهمترین نتایج گسترش حضور در فضای مجازی، کاهش کمی و کیفی تعاملات چهرهبهچهره در خانواده است؛ بهطوریکه پژوهشهای میدانی نشان میدهد به ازای هر یک ساعت حضور در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی، بهطور میانگین ۲۰ دقیقه از زمان گفتوگوی خانوادگی کاسته میشود. این مسئله بهمرور منجر به کمرنگ شدن روابط عاطفی واقعی در خانوادهها شده است.
یکی دیگر از چالشهای مهم، ضعیف شدن حریمهای عاطفی در میان اعضای خانوادههاست. امروزه اشتراکگذاری جزئیات زندگی خصوصی در فضای مجازی، مرزهای صمیمیت درونخانوادگی را خدشهدار کرده و در برخی موارد باعث مقایسهگری میان همسران یا فرزندان میشود.
علاوه بر این، با تأثیر فضای مجازی بر خانوادههای مسلمان، شاهد تغییر الگوهای تربیتی در این خانوادهها هستیم. در خانوادههای سنتی، والدین مرجع اصلی تربیت فرزندان بودند، اما امروزه از طریق شبکههایی نظیر اینستاگرام و تیکتاک، کودکان و نوجوانان با الگوهای رفتاری متفاوتی مواجه میشوند که گاه در تضاد با ارزشهای اسلامی است. این امر موجب تضعیف مرجعیت تربیتی والدین و سردرگمی در انتقال ارزشها شده است.
جنبههای مثبت و فرصتهای ایجادشده در فضای مجازی نیز قابلتوجه است. در کنار چالشها، فضای مجازی فرصتهای ارزشمندی برای خانوادههای مسلمان فراهم کرده است؛ از جمله میتوان به توسعه سواد دینی از طریق دسترسی به محتوای معتبر دینی در شبکههای اجتماعی اشاره کرد. بسیاری از خانوادهها توانستهاند از این محتوا برای ارتقای سطح معرفت دینی خود بهرهمند شوند.
از دیگر فرصتهای مهم، تقویت ارتباط با خویشاوندان دور و اقوام از طریق شبکههای اجتماعی است. در عصری که مهاجرت و فاصلههای جغرافیایی افزایش یافته، فضای مجازی زمینهساز احیای ارتباطات خانوادگی و صلهرحم شده است.
منابع اسلامی در مورد چگونگی برقراری تعادل میان «اعتماد» و «نظارت» در تربیت فرزندان، چارچوبی دقیق ارائه میدهند. این منابع شامل قرآن، سنت و سیره نبوی هستند که برای ایجاد این تعادل، چارچوبی سهلایه ارائه کردهاند.
در این چارچوب، ابتدا قواعد فقهی بهعنوان مرز نظارت شناخته میشوند. برای نمونه، قاعده «لا ضرر و لا ضرار» را میتوان بهعنوان مبنای شرعی در نظر گرفت. این قاعده یکی از مشهورترین قواعد فقهی به معنای نفی حکم ضرری در اسلام است که بر اساس آن، نظارت تنها زمانی مجاز است که خطر جدی آسیب جانی یا اخلاقی متوجه فرزندان باشد. بنابراین، چنین نظارتی باید به قدر ضرورت و با کمترین میزان مداخله انجام شود.
در گام دوم، آموزههای اسلامی بر مدارا پیش از نظارت تأکید دارند. در سیره نبوی، صبر، مدارا و حتی تغافل (چشمپوشی هوشمندانه) بر رفتار دیگران بر تجسس مقدم دانسته شده است؛ چنانکه قرآن کریم بهصورت صریح، تجسس در امور شخصی دیگران را تحریم کرده است.
سومین لایه این چارچوب، رویکرد حکمت و موعظه حسنه است. در نگاه اسلامی، نظارت کارآمد باید غیرمستقیم، گفتوگومحور و همراه با اقناع رفتاری باشد. والدین نباید بدون اطلاع فرزندان اقدام به نصب نرمافزارهای مراقبتی یا جاسوسی کنند، بلکه باید با گفتمان اقناعی و توضیح دلایل خود، آنان را به خودنظارتی آگاهانه ترغیب کنند.
بنابراین، تعادل میان اعتماد و نظارت در منطق اسلامی زمانی برقرار میشود که نظارت از سر مسئولیت تربیتی باشد، نه از سر بیاعتمادی یا کنترل افراطی. رویکرد اسلامی، نظارت را بخشی از تربیت اخلاقی و محبتمحور میداند، نه ابزاری برای سلطه یا تحدید آزادی فرزند.
پاسخ به این پرسش قاطعانه «خیر» است. در شرایط کنونی، تربیت دینی در خانواده بدون برخورداری از مهارتهای رسانهای به هیچوجه ممکن نیست. در دنیای امروز، اگر والدین به دلایل مذهبی یا شخصی نخواهند وارد فضای رسانهای شوند و مهارتهای آن را نیاموزند، باید گفت در نوعی جهل مقدس بهسر میبرند. والدینی که نمیدانند فرزندانشان در چه فضاهایی حضور دارند، با چه محتواهایی مواجه میشوند و چه دوستیهای مجازی دارند، از کاروان تربیت دینی و اخلاقی عقب میمانند.
مهارت رسانهای امروزه یکی از لوازم واجب تربیت محسوب میشود. در غیر این صورت، میان والدین و فرزندان شکاف نسلی دیجیتال بهوجود میآید. والدینی که در فضای مجازی فعالیت هوشمندانه ندارند، زبان ارتباطی نسل جدید را نمیفهمند و پیامهایی که قصد دارند منتقل کنند، برای فرزندان یا نامفهوم، یا حتی تمسخرآمیز تلقی میشود.
در حقیقت، والدین زمانی میتوانند الگوی رفتاری مؤثری برای فرزندان خود باشند که در عرصه رسانه از آنها جلوتر یا حداقل همگام با آنان حرکت کنند. اگر والدین در فضای مجازی غایب باشند، فرزندان بهناچار از سلبریتیها و بلاگرها بهعنوان الگوی رفتاری پیروی خواهند کرد.
باید توجه داشت که مهارت رسانهای فقط به معنای توانایی کار با نرمافزار یا شبکههای اجتماعی نیست، بلکه شامل تفکر انتقادی در مواجهه با محتوا، تشخیص اخبار جعلی و مدیریت زمان مصرف رسانهای نیز میشود. تربیت دینی در عصر دیجیتال نیازمند تجهیز خانواده به این مهارتهاست تا بتوانند در فضای مجازی، ارزشهای دینی را بهدرستی بازنمایی و منتقل کنند.
انتهای پیام