در دوران معاصر، یکی از مهمترین چالشهای جوامع پس از جنگ، ترمیم آسیبهای روانی و اجتماعی ناشی از بحرانهاست. در این میان، آموزههای دینی و بهویژه قرآن کریم، ظرفیتهای عمیقی برای بازسازی روحی و تقویت همبستگی اجتماعی ارائه میدهند. نهادهای دینی بهعنوان بازوان اجرایی این آموزهها، نقشی کلیدی در کاهش شکافهای روانی، ایجاد آرامش و بازگرداندن اعتماد عمومی ایفا میکنند. در گفتوگوی پیشرو، مجتبی انصاریمقدم، پژوهشگر و استاد علوم قرآن و حدیث، به تبیین این نقش از منظر قرآن کریم پرداخته است که در ادامه میخوانیم؛
نهادهای دینی، بر اساس آموزههای قرآنی، نخستین وظیفه خود را در دوران بحران و پیش از تشدید جنگ، ایجاد بصیرت برای تشخیص حق از باطل میدانند؛ زیرا بسیاری از شکافهای روانی، ریشه در ابهامات عقیدتی و سوءتفاهمات ناشی از نفوذ تبلیغات دشمن دارد. قرآن کریم با تعبیر «وَ لَا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطَانِ» هشدار میدهد که پیروی گامبهگام از وسوسههای شیطانی، مقدمهای برای درگیریهای داخلی و فروپاشی روانی جامعه است. نهادهای دینی با تبیین این حقیقت که جنگ، گاه محصول دخالتهای بیرونی برای ایجاد تفرقه میان مؤمنان است، مانع از تبدیل شدن اختلافنظرهای جزئی به کینههای عمیق و جبرانناپذیر میشوند. در این راستا، رسالت نهادهای دینی تنها به بیان احکام جنگ محدود نمیشود، بلکه باید با تحلیل شرایط تاریخی و اجتماعی، روحیه جامعه را در برابر اختلافات پنهان ایمن سازند.
قرآن در سوره حجرات با فرمایش «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»، هویت مشترک ایمانی را بهعنوان دیواری محافظ معرفی میکند که مانع از نفوذ دشمن برای ایجاد شکاف میان برادران ایمانی میشود. زمانی که نهاد دینی جایگاه اخوت الهی را پررنگ کند، آسیبهای روانی ناشی از جنگ ـ که معمولاً با حس انزوا و بدبینی همراه است ـ کاهش یافته و جامعه در برابر طوفانها مقاومتر میشود. بنابراین، نخستین گام در ترمیم روانی، پیشگیری از آسیبهای شدیدتر با تکیه بر آگاهیبخشی است. اگر نهادهای دینی در زمان جنگ بر اصل صلح و پرهیز از جهتگیریهای شیطانی تأکید ورزند، حتی در میدان نبرد نیز فضای روانی جامعه تحتالشعاع کینه قرار نخواهد گرفت. این رویکرد بستری فراهم میکند تا پس از جنگ، جامعه کمتر دچار تفرقه شده و زمینه ترمیم سریعتر روابط اجتماعی با کمترین آسیب روانی مهیا گردد.
یکی از پیچیدهترین شکافهای روانی پس از جنگ، احساس بیعدالتی و نادیدهگرفتن حقوق مظلومان است؛ وضعیتی که در آن، هرچند جنگ پایان یافته، اما روح انسان همچنان گرفتار حس انتقام یا درماندگی باقی میماند. قرآن کریم راهکار اصلی برای ترمیم این زخمها را اصلاح میان مردم بر پایه عدالت معرفی میکند: «فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا». نهادهای دینی موظفاند در فرآیند آشتی پس از جنگ، عدالت را به هیچ قیمتی قربانی نکنند؛ زیرا صلحی که بر پایه ظلم باشد، مرهمی موقتی است و کینه را در اعماق جامعه باقی میگذارد. نقش نهادهای دینی، تضمین این اصل است که در توافقهای صلح و آشتی، حقوق ضایعشدگان احیا شود و ظلمکنندگان در جایگاه واقعی خود قرار گیرند تا حق مظلوم پایمال نشود. خداوند عادلان را دوست دارد و هرگونه تساهل نسبت به تجاوزگران، بهمعنای آسیبزدن به روان جامعه است.
بازگشت عدالت، امنیت روانی را به جامعه بازمیگرداند و ترس از تکرار حوادث تلخ را به امیدی برای آیندهای روشن تبدیل میکند. بدون عدالت، ترمیم شکافها ممکن نیست؛ زیرا انسانی که احساس کرده به او ظلم شده، همچنان در حالت آمادهباش روانی باقی میماند. نهادهای دینی با پایبندی به فرمان «أَقْسِطُوا» نشان میدهند که ارزشهای الهی مقدم بر مصالح زودگذر است و همین امر، سنگبنای اعتماد مجدد میان مردم خواهد بود.