حجتالاسلام والمسلمین مجتبی داودی، نویسنده، محقق و پژوهشگر تاریخ، در گفتوگو با ایکنا از خراسانرضوی، درباره علت مقاومت مردم ایران در برابر تهدیدات خارجی، اظهار کرد: این روحیه مقاومت ریشه در تجربههای تاریخی، ضرورتهای جغرافیایی و ساختارهای فرهنگی دارد. ایران همواره در چهارراه تمدنها، بهعنوان مسیری میان شرق و غرب قرار داشته است. این موقعیت، کشور را در طول قرنها در معرض حملات مداوم قرار داده و همین تکرار تهدیدها باعث شکلگیری یک فرهنگ دفاعی نهادینه در مردم ایران شده است.
وی درباره تأثیر تجربههای تاریخی در ایجاد روحیه مقاومت، بیان کرد: در بسیاری از دورههای تاریخی، ایران با حملات گسترده همراه بوده است؛ از هجوم یونانیان، مغولها و رومیها تا سایر قدرتهای منطقهای در دورههای مختلف. این تجربههای مکرر باعث ایجاد نوعی حافظه جمعی شده است که در آن دفاع از سرزمین بهعنوان یک اصل ضروری دیده میشود.
داودی با اشاره به نقش هویت فرهنگی ـ ایرانی در به تصویر کشیدن مفهوم ایستادگی در برابر بیگانگان، تصریح کرد: در ادبیات، افسانهها و هنر ایرانی، از شاهنامه فردوسی تا روایتهای ملی و محلی، مفهوم پایداری در برابر بیگانه ثبت شده است. این آثار در طی سالها یک ذهنیت جمعی از این مفهوم را شکل دادهاند.
این پژوهشگر تاریخ درباره میانجیگری نهادهای اجتماعی، اظهار کرد: نهادهایی مانند خاندانها، قبایل، روحانیون و ساختارهای محلی همواره نقش محوری در بسیج مردم برای دفاع در برابر دشمن ایفا کردهاند. بنابراین، مقاومت در برابر تهدیدات خارجی یک رفتار ناگهانی نیست، بلکه نتیجه صدها و حتی هزاران سال تجربه تاریخی است.
وی با پرداختن به عوامل مؤثر در شکلگیری روحیه مقاومت، بیان کرد: سه عامل مهم این روحیه را تقویت کرده و باعث شدهاند ایستادگی به یک عنصر پایدار هویتی در ایران تبدیل شود. نخست، عوامل تاریخی است؛ چراکه بخش قابلتوجهی از تاریخ ایران به حفظ مرزها، ایستادگی در برابر مهاجمان یا بازیابی استقلال گذشته اختصاص داشته و به همین دلیل مقاومت به بخشی از روایتهای رسمی و غیررسمی هویت ملی تبدیل شده است.
داودی دومین عامل را عوامل فرهنگی، بیان کرده و افزود: اسطورهها و منظومههای ادبی مانند شاهنامه، قهرمانانی را به تصویر میکشند که در مقابل تهدید خارجی مقابله کرده و میجنگند. بنابراین این داستانها نهتنها جنبه سرگرمی داشتهاند، بلکه انتقالدهنده ارزشهای فرهنگی درباره ضرورت ایستادگی در برابر متجاوز نیز بودهاند.
این نویسنده، محقق و پژوهشگر تاریخ سومین عامل را عوامل مذهبی دانست و گفت: از دوره صفویه به بعد، مذهب شیعه نقشی پررنگ در هویت جمعی ایران پیدا کرد. در بسیاری از مقاطع تاریخی، رهبران مذهبی نقش هدایتگر در مقاومت و ایستادگی داشتهاند و از ریشههای اعتقادی مانند مقابله با ظلم و ظالم نیز بهره گرفتهاند.
وی با اشاره به نمونههای تاریخی، از انگیزه مردم برای مقاومت در طول تاریخ گفت و افزود: جنگهای دوره فتحعلیشاه قاجار و جنگهای ایران و روس در اوایل قرن نوزدهم نمونههایی هستند که در آنها بسیاری از مردم با دو انگیزه مهم، یعنی دفاع از سرزمین و زندگی خود، وارد میدان شدند؛ زیرا خطر از دست رفتن زمینها و شهرهایشان خطری ملموس بود.
داودی با پرداختن به نقش و نفوذ عمیق رهبران مذهبی، بیان کرد: برخی از علمای برجسته در مقاطع مختلف تاریخی، مانند مرحوم کاشفالغطاء که فتوای جهاد با متجاوزان را صادر کرد و در کنار مردم نیز حضور داشت، باعث افزایش چشمگیر روحیه مقاومت مردم در دفاع از سرزمینشان شدند؛ مردمی که در برابر روسها جنگیدند.
این پژوهشگر تاریخ با اشاره به نقش ایستادگی مردم در لغو امتیاز انحصاری تنباکو، بهعنوان یکی دیگر از نمونههای تاریخی، گفت: این ایستادگی نمونهای از مقاومت غیرنظامی بود که مردم به دلایل مهمی آن را دنبال کردند. حفظ استقلال اقتصادی یکی از انگیزههای مهم ایرانیان بود؛ زیرا از نظر مردم، بستن چنین قراردادی به معنای دخالت یک قدرت خارجی در اقتصاد داخلی تلقی میشد.
وی به بیان سایر انگیزههای مردم برای لغو امتیاز تنباکو پرداخت و اظهار کرد: غیرت ملی از دیگر عواملی بود که موجب این مقابله مردمی شد؛ زیرا چنین امتیازی برای بسیاری از مردم ایران نمادی از ضعف حکومت و نادیده گرفتن منافع ملی تلقی میشد. سومین دلیل نیز نفوذ یکپارچه فتوای مرجعیت دینی بود؛ بهطوری که میرزای شیرازی، بهعنوان مرجع دینی، در ایجاد انسجامی بیسابقه میان گروههای مختلف مردمی نقش بسیار مهم و اساسی داشت.
داودی با اشاره به دوره مشروطه بهعنوان یکی دیگر از نمونههای تاریخی، گفت: در این دوره مردم به دلایل مختلفی به میدان آمدند. یکی از این دلایل، خواستههای حقوقی و عدالتخواهانه آنان بود. ایده تشکیل مجلس و محدود کردن قدرت مطلق پادشاهان برای بسیاری از تودههای مردم جذاب بود.
این پژوهشگر ادامه داد: دومین انگیزه مردم، امید به اصلاح ساختارها بود. طبقات مختلف اجتماعی، از تجار تا روشنفکران، بهدنبال ایجاد ساختاری بودند که بتواند زمینه پیشرفت اقتصادی و اجتماعی را فراهم کند. سومین دلیل نیز تبدیل مقاومت به مطالبهای مدنی و تغییر آن از حالت دفاعی به وضعیت مطالبهمحور بود.
وی درباره نقش رهبران مذهبی و سیاسی در هدایت و ساماندهی مقاومت در تاریخ ایران، گفت: رهبران در بسیاری از مقاطع نقش هماهنگکننده و مشروعیتبخش داشتهاند. در بسیاری از دورهها، قدرت اجتماعی و شبکه ارتباطی گسترده روحانیون و رهبران مذهبی باعث شد آنان توان بسیج گستردهای پیدا کنند. بسیاری از مقاومتهای مردمی، از فتوای تنباکو تا نقش علما در دوران مشروطه، با مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم آنان شکل گرفته است.
داودی با پرداختن به نقش رهبران سیاسی و محلی، اظهار کرد: سرداران، بزرگان محلی، روشنفکران و سیاستمداران معمولاً مسئول ایجاد هماهنگی عملی بودهاند. این نقش بهویژه در دورههایی که حکومت مرکزی ضعیف بوده، اهمیت بیشتری داشته است. جامعه ایران در دورههای مختلف براساس اعتماد به رهبران حرکت میکرده است. این رهبران حامل پیامها، ابزارهای ارتباطی و گاهی تنها امید مردم برای ایجاد نظم یا مقاومت در برابر تهدیدات بودهاند.
این نویسنده، محقق و پژوهشگر تاریخ با تأکید بر اینکه مقاومت مردمی در طول تاریخ ایران یک ویژگی ثابت بوده، بیان کرد: با بررسی دورههای مختلف، از دوران باستان تا قاجار، میتوان گفت مقاومت مردمی یک الگوی تکرارشونده بوده و تنها ابزار بروز آن در دورههای مختلف تغییر کرده است. در گذشته این مقاومت بیشتر به شکل نظامی بوده، در دورههای میانی ترکیبی از نظامی و فرهنگی و از دوره قاجار به بعد، شکلهای مدنی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیز به خود گرفته است.
داودی اظهار کرد: آنچه ثابت مانده، روحیه مقاومت است و آنچه تغییر کرده، شیوههای بروز آن است. این ویژگی را میتوان حاصل ترکیبی از هویت تاریخی، تجربههای تلخ و شیرین گذشته و نقش نهادهای اجتماعی دانست.
انتهای پیام